کودکان همسایه ما سرپناه می جویند

 

صفحه اول

 

خسرو ناقد

 

15 فروردین 1382.

 در میان هزاران خبر و گزارش که خبرگزاری های جهان هر روز پیرامون جنگ در عراق ارسال می کنند، خبری کوتاه، ولی به نظر من با اهمیت، به چشمم خورد: در خبر آمده بود که از زمان آغاز جنگ در عراق، آمادگی جهانیان برای کمک های انسان دوستانه و پرداخت اعانه به سازمان هایی چون صلیب سرخ، پزشکان بدون مرز، یونیسف، سازمان جهانی تغذیه و ... به گونه ای چشمگیر کاهش یافته است. منظور نه دولتها، بلکه مردم عادی اند که در مواقع بروز بلایای طبیعی و فاجعهء جنگ، هر یک به سهم و اندازه وسع خود، به یاری مصیبت زدگان و قربانیان می شتابند. ولی این بار، گویی چنان از نابخردی و بی مسئولیتی عاملان این فاجعه بهت زده شده اند که یارای یاری کردن نیز ندارند.

این واکنش بی گمان ناشی از بی اعتمادی مردم به مؤسسات خیریه نیست؛ چرا که ما در موارد مشابه ای چون بروز جنگ های داخلی و بحران های منطقه ای در آفریقا و حتی در زمان جنگ در یوگسلاوی و بوسنی هرزگوین و اخیراً در افغانستان شاهد بودیم که مردم جهان، به ویژه مردم کشورهای اروپای غربی، از یاری رساندن به قربانیان و آوارگان مناطق جنگ زده از طریق این نهادها دریغ نداشتند و مبالغ قابل توجه ای به حساب های بانکی که سازمانهای خیریه در کشورها اروپایی و ایالات متحده امریکا به منظور گردآوری کمک های مالی دایر کرده بودند، واریز شد.

پس چه شده است این بار که به رغم آنکه جنگی تمام عیار درگرفته است و شهرها می سوزند و خانه ها بر سر مردمان آوار می شود و با شدت گرفتن بمباران شهرها و گسترش حملات زمینی و پیشروی نیروهای آمریکایی و انگلیسی، احتمال کشته شدن تعداد بیشتری از غیرنظامیان می رود و بی تردید آوارگان این جنگ نیز به مراتب بیش از موارد مشابه خواهد بود، آمادگی برای کمک های انسان دوستانه کمتر شده است؟ آیا تصویری نه چندان واقعی که تا کنون طرف های درگیر کوشیده اند از صحنه جنگ و سرنوشت قربانیان و آوارگان در اذهان مردم پدید آورند، باعث شده است تا جهانیان قادر نباشند به عمق فاجعه پی برند؟ آیا اصولاً ناخشنودی عمومی از این جنگ و مخالفت شدید برخی از کشورهای اروپایی با سیاست های آمریکا و انگلیس در حمله به عراق، موجب شده است که اروپائیان، نه تنها به چگونگی روند جنگ و سرانجام آن بی اعتنا گردند، بلکه حتی به سرنوشت قربانیان اصلی این جنگ، یعنی کودکان بی گناه و بی پناه نیز بی توجه شوند؟ آیا...؟

پاسخ به این پرسش ها هر چه می خواهد باشد. اما ما ورای دیدگاهمان نسبت به این جنگ، باید انسان بمانیم و وظیفهء انسانی خود را که کمک به انسانهای ستمدیده و بی گناه است فراموش نکنیم. آنچه در این جنگ و دیگر درگیری های خصمانه کمتر به آن توجه می شود، سرنوشت دردناک پیران و خردسالان است؛ آنانی که طبیعتی ناتوان دارند و در چنین مواقعی به یاری و یاوری دیگران نیازمنداند.

 

در خبری دیگر خواندم که سفیران افتخاری سازمان یونیسف، هاری بلافونته(Harry Belafonte)  و پیتر اوستینوف (Peter Ustinov) در فراخوانی از جهانیان برای یاری رساندن و پناه دادن به کودکان عراقی درخواست کمک کرده اند. چند نشانی از روی سایت های یونیسف یادداشت کردم که از طریق آنها می توان با کمک های خود به یاری کودکان عراقی شتافت. حال از هموطنانم، در هر کجای جهان که زندگی می کنند، درخواست می کنم که از این طریق، یا از هر راهی که می دانند و می شناسند، به کودکان بی گناه و بی پناه عراقی کمک کنند. وظیفه انسانی خود را فراموش نکنیم! کودکان همسایه ما سرپناه می جویند.

 

نشانی های ویژه کمک به کودکان عراقی

 

1 - کودکان همسایه ما سرپناه می جویند

 

2 - کودکان همسایه ما سرپناه می جویند

 

3 - کودکان همسایه ما سرپناه می جویند

 

4 - کودکان همسایه ما سرپناه می جویند