naghed.net

 

 

 

   

 

» صفحه اول

» کتاب‌ها

» مقاله‌ها

» نقدها

» ترجمه‌ها

» گفت‌و‌گوها

» سخنرانی‌ها

» گزارش‌ها

» کتابشناسی آثار

 

«شمايل»؟

 

 

خسرو ناقد

نمی‌دانم اين روزها چه اصراری است که در رسانه‌های گوناگون معنای مجازی icon را هم مانند معنای مذهبی آن «شمايل» ترجمه می‌کنند و بکار می‌بندند؟

چند نمونه:

خبرگزاری ميراث فرهنگی:

شمايل ادبی چين درگذشت. معروف‌ترين نویسنده چین بعد از یک مبارزه شش ساله با سرطان در 101 سالگی درگذشت. "با جين" يک شمايل ادبی محسوب می‌شد که نماد جستجوی هويت توسط روشنفکران چينی در قرن بيستم بود.

 

بی.بی.سی:

بيتل‌ها به عنوان "شمايل قرن" شناخته شدند. معيارهای مورد نظر برای انتخاب بتهای قرن يا "شمايلها" شامل تاثير تجاری و خلاقانه آنها، شمار مقلدانشان و ماندگار بودن محبوبيت و جذابيت آنها می شد.

 

روزنامه اعتماد 25 خرداد 84:

شمايل سينمای ايران. محمدعلی فردين. اين هنرپيشه، شمايل «علی بی‌غم‌» را در سينمای ايران باب کرد. شمايل يک جوان کارگر عامی. بهروز وثوقی توانست شمايل تازه‌يی را در سينمای ايران تثبيت کرد.

 

icon/Ikone حداقل در زبان‌های آلمانی و انگليسی، تا آنجا که من می‌دانم، چند معنای حقيقی و کاربُرد مجازی دارد:

(مذهب) شمايل، تمثال. (زبانشناسی) تصوير. (کامپيوتر) تصويرنما، نمادِ تصويری، نشانه. (مجازی) چهره برجسته، شخصيت محبوب، شخص شاخص؛ نماد

حال بايد پرسيد، چرا چندی است معنای مجازی icon را برخی معادل معنای مذهبی آن قرار می‌دهند؟ چرا «شمايل ادبی» و «شمايل هنری»؟ مگر «چهره ادبی» و «چهره برجسته/شاخص هنری» چه عيبی دارد که بهغلط اين اصطلاح مذهبی را، مجازاً برای معرفی چهرهای برجسته بکار میبرند؟ جالب آنکه «شمايل/شمائل» که در زبان عرب به‌معنای «خصلت‌های خوب» و «خوبی‌های ذات» و «سرشت‌های نيکو» است، فارسی‌زبانان در لغت به‌معنای «روی» و «چهره» و «شکل» بکار می‌گيرند.

به‌هوش بودم از اول که دل به‌کس نسپارم

شمايل تو بديدم، نه صبر ماند و نه هوشم (حافظ)

ای سرو بلند قامت دوست

وه‌وه که شمايلت چه نيکوست (سعدی)

دريغ اگر اين بنده با حسن شمايلی که دارد، زبان دراز و بی ادب نبودی. (گلستان»

 

البته در متون کهن گاهی نيز به همان معنا که اين لغت در زبان عرب دارد، بکار گرفته می‌شد؛ مثلاً آنجا که سعدی می‌گويد: «وزير از شمايل [خصلت های خوب] او در حضرت سلطان شمه ای می‌گفت». اکنون اما، اين لغت، هم در زبان ادبی و هم در محاوره و زبان عاميانه، بيشتر به‌صورت «شکل و شمايل» مورد استفاده قرار می‌گيرد و منظور از آن «ترکيب و صورت و هيکل» و «چهره و قيافه» است.

گويند که داشت شخص پرويز

شکلی و شمايلی دلاويز (نظامی)

ای بُرده دلم را تو بدين شکل و شمايل

پروای کست نيست، جهانی به تو مايل (حافظ)

اثرات اين طرز تازه‌ی زندگانی در اخلاق و اطوار و شکل و شمايل آنها نمودار و محسوس گرديد. (جمالزاده)

 

کاربُرد جديد لغت icon به تازگی در اصطلاحات مربوط بهرايانه/کامپيوتر است که معادل‌های فارسی «تصويرنما» و «نمادِ تصويری» را برای آن در نظر گرفته‌اند. در مورد اين کاربُرد البته هنوز نديده‌ام که کسی به«نمادهای تصويری» که مثلاً روی صفحه نمايشگر رايانه قرار می‌دهند، «شمايل» بگويد!

معنای اول شمايل/icon اما همان «تصوير» و «تمثال دينی» است که صرفاً به‌نقاشی‌هايی تخيلی که از چهره انبيا و امامان و قديسان در دست است اطلاق می‌شود. مشهورترين شمايل‌های مذهبی که ارزش هنری بسياری نيز دارند در کليساهای ارتودوکس می‌توان سراغ گرفت. «شمايل حضرت محمد» و «تمثال حضرت امير» نيز از اصطلاحات رايج در ادبيات مذهبی ايران است. «شمايل‌گردان» و «شمايل‌ساز» و «شمايل‌شکنی» و «شمايل‌شناسی» و غيره نيز ترکيباتی‌اند که از معنای اخير گرفته شده‌اند. رژه در مقابل تمثال شاهان هم تا همين دو سه دهه اخير در ايران رسم بود؛ و نيز سوءاستفاده از شمايل و تمثال امامان برای فريب مردم (قضيه اهدای «تمثال حضرت امير» از سوی آيت‌الله نائينی به رضا خان سردار سپه را کسانی که سری در کتاب‌های تاريخ معاصر ايران دارند، حتماً خوانده‌اند). البته در اين اواخر پيروان و مقلدان «امامان نوظهور»، تصاوير و عکس‌های آنان را نيز «شمايل» می‌نامند و به‌مناسبت‌های گوناگون جلو آنها رژه می‌روند!

 

به‌هر حال، من هر چه جستجو کردم «شمايل» را به‌معنای «چهره برجسته/شاخص» و «شخصيت معروف و محبوب» نيافتم. تصور می‌کنم  اين دسته‌گل را هم روزنامه‌نگاران و ژورناليست‌های عجول به‌آب داده‌اند و پافشاريشان هم برای استفاده از اين معنایِ مندرآوردی شايد بخاطر «شيک» بودن اين اصطلاح است و شايد هم - چنانکه بعد از مرگ مرحوم ژاک دريدا رسم و عادت همگانی شده است - منظور «ساختارشکنی» بوده باشد. کسی چه میداند شايد هم قرار است از اين لغت نيز «تقدسزدايی» شود.

 

 

 

يادداشت‌ها

 

 editor[At]naghed.net

 © 2003-2006 naghed.net