ترانهی تکسوار
فِدِريکو گارسيا لورکا
ترجمه
خسرو ناقد
قُرطُبَه.
تنها و دور.
اسبِ خُردِ سياه، ماهِ تمام،
زيتون در خورجين زين.
همهی
گذرگاهها را هم بشناسم
بهقرطبه هرگز نمیرسم.
از
ميان دشت، از ميان باد،
اسبِ خُرد سياه، ماهِ سرخ.
مرگ از من برنمیگيرد چشم
از
فراز برجهای قرطبه.
آه، چه راه بی انتهايی!
آه، اَسبکِ نجيبِ من!
آه، مرگ چشم بهراهم نشسته است،
پيش از آنکه بهقرطبه برسم!
قرطبه.
تنها و دور.
انتشار در:
مجله بخارا. شماره 25، خرداد - تیر 1381.