در دو دهه
اخير شمار كتابهايى كه
بهزبانهاى گوناگون در كشورهاى اروپايى
و آمريكاى شمالى در باره تاريخ و تمدن و فرهنگ و هنر سرزمينهاى اسلامى و
بهويژه وضعيت اجتماعى و اوضاع سياسى اين جوامع منتشر شده است، بههزاران
عنوان مىرسد. بهاين تعداد كتاب، منابع اطلاعرسانى ديگرى چون مقالهها و
گزارشها و خبرها و تفسيرهاى روزنامهنگاران و گزارشگران و مفسران و همچنين
برنامههاى راديويى و فيلمهاى تلويزيونى و اخبار و آگاهىهاى شبكههاى
اينترنتى را نيز بايد افزود كه امروزه بهسادگى و بهطور گسترده در دسترس
هر خواننده و شنونده و بينندهاى قرار دارد. حال در نگاه نخست چنين
مىنمايد كه با اين همه منبع و مأخذ و اطلاع و آگاهى كه در دسترس همگان
گذاشته شده است، مىبايد گستره آگاهى و سطح شناخت غربيان از شرقِ مسلمان در
حدى باشد كه برداشت و قضاوت آنان درباره مردمان كشورهاى اسلامى و نيز طرز
برخوردشان با مظاهر فرهنگى اين جوامع، كمتر بر پايه پيشداورى قديمى و
متعارف و بيشتر بر اساس واقعيتهاى تاريخى استوار باشد. اما متأسفانه چنين
نيست و هنوز ديدگاههاى قالبى و كليشهاى در سطح گستردهاى تصورات ذهنى
اغلب غربيان را درباره اسلام و كشورهاى اسلامى شكل مىدهد.
در جستجو براى يافتن عواملى كه چنين تصورات ذهنى
و واكنشهايى را موجب مىشوند، پيش از هر چيز دو عامل مهم را بهوضوح مىتوان
ديد. نخست آنكه بخش اعظمى از اين آثار را خبرنگاران و روزنامهنگاران و نويسندگان
كممايهاى كه شناختى سطحى و قشرى از مشرقزمين و بهويژه از اسلام دارند، تهيه و
تدوين و تحرير كردهاند و از اين طريق برداشتهاى قالبى و نگاههاى كليشهاى خود
را بهخيل عظيم علاقهمندان به آشنايى با فرهنگ و آداب و رسوم سرزمينهاى شرقى
انتقال دادهاند. نويسندگان اين نوع آثار غالباً از پىبردن بهنهان فرهنگى جوامع
شرقى اعراض مىكنند و شايد بهخاطر خصلت حرفهاى، اصولاً در موقعيتى قرار ندارند
كه بتوانند پوسته مشاهدات خود را بشكافند و بهژرفاى مسايل و امور جارى در اين
جوامع راه يابند. گزارشهايشان بيشتر بازتابدهنده رويدادهاى سياسى زود گذر و
حوادث جنجال برانگيز و ظواهر زندگى مردمان اين جوامع است كه البته براى جلب
خريداران و خوانندگان بيشتر، با سادهنگرى و صحنههاى ساختگى همراه است و بهلحاظ
روانشناختى بهگونهاى تنظيم شده است كه بهتوهمات ذهنى دامن مىزند و
پيشداورىهاى قديمى مخاطبانشان را تأييد و تقويت مىكند.
عامل دوم را كه بهگمان من عامل اصلى و در واقع
زمينهساز بروز و گسترش عامل اول و تقويتكننده آن است، در درون كشورهاى شرقى -
اسلامى بايد جستجو كرد. روش اقتدارگرايانه و رفتارهاى افراطىِ حاكم بر مناسبات
اجتماعى در اغلب كشورهاى اسلامى موجب شده است كه تصويرى ناهنجار از اين جوامع در
افكار عمومى جهان شكل گيرد كه در نهايت نه تنها بهزيان منافع ملى اين كشورها
تمام شده، بلكه تصورى خلاف واقع از اسلام و فرهنگ و آداب و رسوم مردمان اين
سرزمينها در اذهان بهوجود آورده است. يكسان دانستن رهبران و حكومتهاى
اقتدارگرا كه زمام امور را در اين كشورهاى بهدست دارند با اسلام و تأكيد مدام و
گاه پافشارى همراه با خشونت زمامداران كشورهاى اسلامى كه راه و روش و شيوه حكومتى
خود و سياستگذارىها و نحوه اداره امور مملكت را عين اسلام معرفى مىكنند، از
جمله مواردى است كه سبب ايجاد اين سوءتفاهم فاحش شده است و پيداست كه كار
نويسندگان و گزارشگران يا روزنامهنگاران سهلانگار را نيز آسان كرده است تا بدون
هيچگونه مطالعه و بررسى مقدماتى پيرامون مسأله و موضوع مورد نظر، با سفر و اقامت
چند روزه در يكى از اين كشورها، كتابى بهرشته تحرير درآورند و از سر تفنن
بهداورى درباره ملتها و سرزمينهايى نشينند كه عمق ريشههاى ستبر فرهنگ و
تمدنشان بهآغاز تاريخ مكتوب انسان مىرسد.
از
اينرو گهگاه كه در ميان اين همه كتاب و مقاله و گزارش،
بهمعدود آثارى برمىخوريم كه بهدور از برداشتها و برخوردهاى
قالبى و كليشهاى، بهگونهاى متفاوت و با نگاهى منصفانه بهبررسى جوامع
اسلامى پرداختهاند، اين اميد قوت مىگيرد كه با نفوذ و گسترش چنين آثارى
بهتدريج از شدت پيشداورىها كاسته شود و نگاه واقعبينانه جايگزين آنها گردد.
يكى از اين آثار كه حدود سه سال پيش از اين ابتدا بهزبان اسپانيولى و بهتازگى
بهزبان آلمان منتشر شده است، كتابى است با عنوان «قبله - سير و سياحت در جهان
اسلام».(1) آنچه اين كتاب را از ساير آثار مشابه كه در سالهاى اخير منتشر شده
است، متمايز مىكند و خوانندگان علاقهمند را به مطالعه آن ترغيب و تشويق مىكند،
موضوعات تازه و مضامين بكرى است كه نويسنده براى بررسىهاى گزارشگونه خود
برگزيده است. «خووان گويتيسولو» (Juan Goytisolo)،
نويسنده و گزارشگر اسپانيايى در اين كتاب پارهاى از پديدههاى اجتماعى و
فرهنگى در سرزمينهاى اسلامى را از منظرى بهتماشا نشسته است كه تا كنون
كمتر مورد توجه نويسندگان اروپايى قرار داشته است. مطالب كتاب حاصل تأملات
نويسنده است در سير و سياحت هايش بهگوشه و كنار جهان پهناور اسلام؛ از
بندر طنجه تا شهر سمرقند؛ از صنعا با خانههاى هشت طبقهاش كه چند قرن قدمت
دارند تا تكايا و خانقاههاى فرقه بكتاشى؛ از زورخانههاى تهران تا
سينماهاى مراكش؛ از قبرستانهاى استامبول تا جاى پاى ابنبطوطه در غرناطه.
او در سفرهايش به كشورهايى چون تركيه، ايران، يمن، عربستان، مراكش، سنگال،
مالى، نيجريه و نيز بهبرخى جمهورىهاى آسياى مركزى مثل ازبكستان،
تركمنستان و تاجيكستان كوشيده است تا با كنار زدن پوستهاى كه نگاه عميق
بهپديدههاى اجتماعى و فرهنگى اين سرزمينها را مانع مىشود، تصويرى نزديك
بهواقعيت از جهان اسلام بهدست دهد.
نويسنده مسافرى است كه همواره ميان شرق و غرب در
گشت و گذار بوده است. اسپانيايى است و زاده شهر بارسلون (برشلونه)، ولى
خانهاى در شهر پاريس دارد و منزلى در شهر مراكش. نگاهى از غرب بهشرق
مسلمان دارد؛ اما نگاهش عميق است و خالى از پيشداورىهاى معمول گزارشگران
غربى. نگاه گزارشگرى است كه از پيشينه تاريخى و فرهنگى سرزمينهاى اسلامى
شناخت كافى دارد؛ زيرا پيشينه تمدنى اسلام بخشى از هويت فرهنگى او را نيز
تشكيل مىدهد و از اين منظر، سفرش بهسرزمينهاى اسلامى، سفرى است براى
يافتن جاى پاى نياكانش و بازشناسى آنچه بهواقع ميراث مشترك بشريت است. او
در اين سفرها مىبيند كه نيكانش نه تنها بهاسلام بهمثابه قدرتى سياسى نظر
داشتند، بلكه بهاسلام بهمنزله هماوردى پر قدرت در عرصههاى فلسفه و فرهنگ
و هنر نيز مىنگريستند و هنوز بعد از گذشت قرنها، آثار تمدن اندلس - از
مسجد قرطبه گرفته تا مدرسه طليطله - در گوشه و كنار سرزمين اسپانيا اعجاب
مسافران دور و نزديك را برمىانگيزد.
گويتيسولو در اولين مقاله كتاب كه عنوان «اسلام،
واقعيت و اسطوره» را برپيشانى دارد، با نگاه نقادانه خود بهبررسى آنچه اغلب
مورخان و نويسندگان و گزارشگران و روزنامهنگاران غربى در طول قرنها از مشرقزمين
براى خوانندگان غربى بهتصوير كشيدهاند، مىپردازد و در نتيجهگيرى خود نهتنها
غربيان كه مردمان و دولتمردان كشورهاى شرقى - اسلامى را نيزمخاطب قرار مىدهد و
مىنويسد: «آنان كه بهمنظور بسيج تودههاى مسلمان،
ارزش
اسلام را تا حد اسلحهاى ايدئولوژيكى يا سياسى تنزّل مىدهند، كارى جز تحريف و
تعجيز اسلام و كاستن از قدر آن انجام نمىدهند. چرا كه بهاين طريق اسلام را از
ابعاد فرهنگى و فلسفىاش، از تجربه غنى عرفانىاش و نيز از ميراثهاى ادبى و
هنرىاش بىنصيب و محروم مىسازند. اسلام يعنى معمارى صنعا، اسلام يعنى كلام
پيامبرانه ابن عربى، شعر و ادبيات عارفانه، خلاقيت حكيمان شيعى ايرانى، شفافيت
اعجابانگيز معنوى و نيز نمونه تاريخى دوران درخشان زمامدارى مسلمانان در اندلس.
و قرآن - بهبيان زيباى محمد آركون - اين «هماهنگسازى موسيقايى و معناشناسى»،
اسلحه نيست، هديه است، موهبت است.»
«پهلوانان على» عنوان يكى از مقالههاى كتاب است
كه نويسنده در آن گزارشى جالب از زورخانههاى تهران بهدست داده و در بررسى
كوتاهى كوشيده است منشاء سنت پهلوانى و چگونگى پيدايش زورخانهها را در
ايران شرح دهد. اصطلاحات مرسوم در زورخانه چون «گود»، «سَر دَم»، «نَوچه»،
«نو خاسته»، «مياندار» و «مرشد» و نيز لباسهاى مخصوص پهلوانان و تمرينهاى
بدنى ورزش باستانى مثل تخته شنو، ميل گرفتن، چرخيدن، كباده كشيدن و سنگ
گرفتن را از ورود ورزشكاران بهگود تا خروج آنان از گود، يك بهيك برشمرده
و بهتفصيل تشريح كرده است. نويسنده فضاى حاكم بر مراسم و سنتهاى ديرپاى
ورزش باستانى و سلسله مراتب در زورخانههاى را از نزديك ديده و بهمنظور
آشنايى بهتر و شناخت بيشتر از ريزهكارىهاى اين ورزش سنتى پاى صحبت مرشد
يكى از قديمىترين زورخانههاى تهران كه در ميدان بهارستان قرار دارد،
نشسته است. از ميان پهلوانان قديمى به پورياى ولى و از ميان پهلوانان معاصر
به جهان پهلوان تختى اشاره مىكند و از نقش و جايگاه اجتماعى و محبوبت آنان
در ميان مردم سخن مىگويد و از بخل و حسد حاكمان وقت نسبت بهايشان.
«ايام سوگوارى در تهران»، گزارشى است از روزهاى
عاشورا و تاسوعاى حسينى و ايام عزادارى در ماه محرم. نويسنده اين مقاله را با نقل
جملاتى از نامه على بن ابىطالب به فرزندش، حسن ابنعلى (در كتاب اشتباهاً حسين
ابن على آمده است) آغاز مىكند به اين مضمون: «پسَرَكَم! مبادا فريفته شوى كه
بينى دنيا داران بهدنيا دل مىنهند، و بر سر دنيا بر يكديگر مىجهند. همانا دنيا
پرستان سگانند عوعوكنان، و درندگانند در پى صيد روان. برخى را برخى بد آيد، و
نيرمندانشان ناتوان را طعمه خويش نمايد، و بزرگانشان بر خُرد دستِ چيرگى گشايد.
دنيا را پروردگار خود گرفتهاند و دنيا با آنان بهبازى پرداخته و آنان سرگرم
بازى دنيا و آنچه را پس از آن است فراموش ساخته».(2) نويسنده سپس بهشرح وقايعى
كه پس از رحلت پيامبر اسلام براى تعيين جانشين وى بهوقوع پيوست و سرانجام واقعه
كربلا و شهادت امام حسين و يارانش را موجب شد، مىپردازد. جالب آنكه او در شرح
اين وقايع تاريخى همهجا به روايات شيعيان استناد مىكند. او متذكر مىشود كه
سوگوارى شيعيان ايران در ماه محرم همواره بهصورت خودجوش بوده است و حكومتها
دخالتى در راهاندازى دستههاى عزادار و برپايى مجالس سوگوارى ندشتهاند. نويسنده
كه بهطور محسوسى متأثر از مراسم عزادارى ماه محرم و بهخصوص علم و كتل و
دستههاى سينهزنى و زنجيرزنى قرار گرفته است، مىگويد كه
كمتر مسافر غربى مىتواند اين مراسم را ببيند و تحت تأثير قرار نگيرد.
گويتيسولو در يكى از سفرهايش به ايران كه مصادف با ماه محرم بوده است، چند بار
نيز بهتماشاى يكى از مجالس تعزيهخوانى در تهران كه هر سال در چادرى در تقاطع
خيابان امام خمينى - ولىعصر پرپا مىشود، مىرود و بهطرز بسيار جالبى مشاهدات
خود را شرح مىدهد و اشاره مىكند كه در سفرهايش بهكشورهايى چون ايران، معمولاً
قيافه شرقىاش باعث مىشود كه كمتر توجه افراد بومى رابهخود جلب كند، ولى در
ايام ماه محرم و بهخصوص در دفعاتى كه در مجلس تعزيهخوانى در تهران شركت داشته
است، نگاههاى تماشاچيان، بهويژه نگاه زنان كنجكاو را متوجه خود مىبيند و بعد
از مدتى در مىيابد كه نپوشيدن لباس سياه كه نشانه عزادارى است و همچنين اصلاح هر
روزه صورت علت آن نگاههاى كنجكاوانه بوده است.
از ديگر مقالههاى جالب و جذاب كتاب، «سينما
فردوس» است كه گويتيسولو در آن حال و هواى سينماها را در چند شهر و از آنجمله در
عدن و مراكش و بندر طنجه بهتصوير كشيده است. او در ابتداى اين مقاله خاطرات
دوران كودكى و ديدن اولين فيلم وسترن را در دوران فرانكو در اسپانيا بازگو مىكند
و اينكه امروز سينماهاى مراكش و عدن و طنجه همان حال و هواى سينماهاى قديمى
بارسلون را دارند؛ سالنهاى بزرگ سينمابا لژ و بالكن، پلاكتهاى بزرگ رنگارنگ با
تصاوير آرتيستهاى فيلم، صف طولانى خريد بليط، خيل جوانان كه مشترىهاى دايم
سينماهاى دو فيلمهاند، موتورسوارهايى كه حلقه فيلمها را از اين سينما بهآن
سينما مىبرند و فروشندگان دورهگرد تنقلات كه دور و بر سينما پرسه مىزنند و با
ديدن گشتىهاى پليس، بساط خود را جمع مىكنند و پا بهفرار مىگذارند. در اغلب
شهرهاى كشورهاى اسلامى سينما هنوز بزرگترين و بهترين و تنها سرگرمى مردم بهخصوص
جوانان روستايى است كه براى يافتن كار به شهرها آمدهاند. برنامه سينماها معمولاً
دو فيلمه است؛ يك فيلم ملودرام هندى و يك فيلم كاراتهاى كونگفو. هر چند كه آنچه
در اين سينماها تماشايى و ديدنى است، نه فيلمها كه خود تماشاچيان و داستان زندگى
اين جوانان روستايى است.
«فضاى شهر اسلامى»، «مسلمانان آسياى مركزى»،
«قبرستانهاى مسلمانان»، «يمن، سرزمين خانههاى هشت طبقه»، «آرتور رمبو، در
آنسوى عدن»، «زيارت خانه خدا»، «اسلام در قاره سياه» و «ميراث شفاهى بشريت»
از جمله مقالههاى ديگر اين كتاب است. برخى از اين مقالههاى پيشتر بين
سالهاى 1987 تا 1995 ميلادى - در مشهورترين و معتبرترين روزنامه اسپانيا،
يعنى «الپائيس» بهچاپ رسيدهاند و اكنون بههمراه مقالاتى تازه در اين
مجموعه انتشار مىيابند.
از «خووان گويتيسولو» تاكنون آثار بسيارى
بهزبانهاى گوناگون ترجمه و منتشر شده است كه از آن جملهاند: «فرشته و پرى»،
«چشمانداز جنگ در چچن»، «پوستانداختن مار»، «يادداشتهاى سارايوو»، «دفتر
خاطرات الجزيره» و «نهجنگ و نهصلح؛ وضعيت كنونى فلسطين و اسرائيل».
-------------------------
1-
كتابشناسى اين اثر بهزبانهاى اسپانيولى و آلمانى بهقرار زير است:
De la Ceca a La Meca. Juan Goytisolo. Madrid: Alfaguara, 1997.
Kibla – Reisen in die Welt des Islam. Juan Goytisolo. Frankfurt:
Suhrkamp, 2000.
2-
نهجالبلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدى، چاپ پنجم، تهران 1373. صص 303 و 304.
انتشار در:
نشريه جهان کتاب.
سال
پنجم، شماره 11 و 12، مرداد ماه 1379.