naghed.net

 

 

 

   

 

» صفحه اول

» کتاب‌ها

» مقاله‌ها

» نقدها

» ترجمه‌ها

» گفت‌و‌گوها

» سخنرانی‌ها

» گزارش‌ها

» کتابشناسی آثار

 

قبله

سير و سياحت در جهان اسلام

 

 

 

خسرو ناقد

در دو دهه اخير شمار كتاب‏هايى كه به‏زبان‏هاى گوناگون در كشورهاى اروپايى و آمريكاى شمالى در باره تاريخ و تمدن و فرهنگ و هنر سرزمين‏هاى اسلامى و به‏ويژه وضعيت اجتماعى و اوضاع سياسى اين جوامع منتشر شده است، به‏هزاران عنوان مى‏رسد. به‏اين تعداد كتاب، منابع اطلاع‏رسانى ديگرى چون مقاله‏ها و گزارش‏ها و خبرها و تفسيرهاى روزنامه‏نگاران و گزارشگران و مفسران و همچنين برنامه‏هاى راديويى و فيلم‏هاى تلويزيونى و اخبار و آگاهى‏هاى شبكه‏هاى اينترنتى را نيز بايد افزود كه امروزه به‏سادگى و به‏طور گسترده در دسترس هر خواننده و شنونده و بيننده‏اى قرار دارد. حال در نگاه نخست چنين مى‏نمايد كه با اين همه منبع و مأخذ و اطلاع و آگاهى كه در دسترس همگان گذاشته شده است، مى‏بايد گستره آگاهى و سطح شناخت غربيان از شرقِ مسلمان در حدى باشد كه برداشت و قضاوت آنان درباره مردمان كشورهاى اسلامى و نيز طرز برخوردشان با مظاهر فرهنگى اين جوامع، كمتر بر پايه پيشداورى قديمى و متعارف و بيشتر بر اساس واقعيت‏هاى تاريخى استوار باشد. اما متأسفانه چنين نيست و هنوز ديدگاه‏هاى قالبى و كليشه‏اى در سطح گسترده‏اى تصورات ذهنى اغلب غربيان را درباره اسلام و كشورهاى اسلامى شكل مى‏دهد.

در جستجو براى يافتن عواملى كه چنين تصورات ذهنى و واكنش‏هايى را موجب مى‏شوند، پيش از هر چيز دو عامل مهم را به‏وضوح مى‏توان ديد. نخست آنكه بخش اعظمى از اين آثار را خبرنگاران و روزنامه‏نگاران و نويسندگان كم‏مايه‏اى كه شناختى سطحى و قشرى از مشرقزمين و به‏ويژه از اسلام دارند، تهيه و تدوين و تحرير كرده‏اند و از اين طريق برداشت‏هاى قالبى و نگاه‏هاى كليشه‏اى خود را به‏خيل عظيم علاقه‏مندان به آشنايى با فرهنگ و آداب و رسوم سرزمين‏هاى شرقى انتقال داده‏اند. نويسندگان اين نوع آثار غالباً از پى‏بردن به‏نهان فرهنگى جوامع شرقى اعراض مى‏كنند و شايد به‏خاطر خصلت حرفه‏اى، اصولاً در موقعيتى قرار ندارند كه بتوانند پوسته مشاهدات خود را بشكافند و به‏ژرفاى مسايل و امور جارى در اين جوامع راه يابند. گزارش‏هايشان بيشتر بازتاب‏دهنده رويدادهاى سياسى زود گذر و حوادث جنجال برانگيز و ظواهر زندگى مردمان اين جوامع است كه البته براى جلب خريداران و خوانندگان بيشتر، با ساده‏نگرى و صحنه‏هاى ساختگى همراه است و به‏لحاظ روان‏شناختى به‏گونه‏اى تنظيم شده است كه به‏توهمات ذهنى دامن مى‏زند و پيشداورى‏هاى قديمى مخاطبانشان را تأييد و تقويت مى‏كند.

عامل دوم را كه به‏گمان من عامل اصلى و در واقع زمينه‏ساز بروز و گسترش عامل اول و تقويت‏كننده آن است، در درون كشورهاى شرقى - اسلامى بايد جستجو كرد. روش اقتدارگرايانه و رفتارهاى افراطىِ حاكم بر مناسبات اجتماعى در اغلب كشورهاى اسلامى موجب شده است كه تصويرى ناهنجار از اين جوامع در افكار عمومى جهان شكل گيرد كه در نهايت نه تنها به‏زيان منافع ملى اين كشورها تمام شده، بلكه تصورى خلاف واقع از اسلام و فرهنگ و آداب و رسوم مردمان اين سرزمين‏ها در اذهان به‏وجود آورده است. يكسان دانستن رهبران و حكومت‏هاى اقتدارگرا كه زمام امور را در اين كشورهاى به‏دست دارند با اسلام و تأكيد مدام و گاه پافشارى همراه با خشونت زمامداران كشورهاى اسلامى كه راه و روش و شيوه حكومتى خود و سياست‏گذارى‏ها و نحوه اداره امور مملكت را عين اسلام معرفى مى‏كنند، از جمله مواردى است كه سبب ايجاد اين سوءتفاهم فاحش شده است و پيداست كه كار نويسندگان و گزارشگران يا روزنامه‏نگاران سهل‏انگار را نيز آسان كرده است تا بدون هيچ‏گونه مطالعه و بررسى مقدماتى پيرامون مسأله و موضوع مورد نظر، با سفر و اقامت چند روزه در يكى از اين كشورها، كتابى به‏رشته تحرير درآورند و از سر تفنن به‏داورى درباره ملت‏ها و سرزمينهايى نشينند كه عمق ريشه‏هاى ستبر فرهنگ و تمدنشان به‏آغاز تاريخ مكتوب انسان مى‏رسد.

از اين‏رو گهگاه كه در ميان اين همه كتاب و مقاله و گزارش، به‏معدود آثارى برمى‏خوريم كه به‏دور از برداشت‏ها و برخوردهاى  قالبى و كليشه‏اى، به‏گونه‏اى متفاوت و با نگاهى منصفانه به‏بررسى جوامع اسلامى پرداخته‏اند، اين اميد قوت مى‏گيرد كه با نفوذ و گسترش چنين آثارى به‏تدريج از شدت پيشداورى‏ها كاسته شود و نگاه واقع‏بينانه جايگزين آنها گردد. يكى از اين آثار كه حدود سه سال پيش از اين ابتدا به‏زبان اسپانيولى و به‏تازگى به‏زبان آلمان منتشر شده است، كتابى است با عنوان «قبله - سير و سياحت در جهان اسلام».(1) آنچه اين كتاب را از ساير آثار مشابه كه در سالهاى اخير منتشر شده است، متمايز مى‏كند و خوانندگان علاقه‏مند را به مطالعه آن ترغيب و تشويق مى‏كند، موضوعات تازه و مضامين بكرى است كه نويسنده براى بررسى‏هاى گزارش‏گونه خود برگزيده است. «خووان گويتيسولو» (Juan Goytisolo)، نويسنده و گزارشگر اسپانيايى در اين كتاب پاره‏اى از پديده‏هاى اجتماعى و فرهنگى در سرزمين‏هاى اسلامى را از منظرى به‏تماشا نشسته است كه تا كنون كمتر مورد توجه نويسندگان اروپايى قرار داشته است. مطالب كتاب حاصل تأملات نويسنده است در سير و سياحت هايش به‏گوشه و كنار جهان پهناور اسلام؛ از بندر طنجه تا شهر سمرقند؛ از صنعا با خانه‏هاى هشت طبقه‏اش كه چند قرن قدمت دارند تا تكايا و خانقاه‏هاى فرقه بكتاشى؛ از زورخانه‏هاى تهران تا سينماهاى مراكش؛ از قبرستان‏هاى استامبول تا جاى پاى ابن‏بطوطه در غرناطه. او در سفرهايش به كشورهايى چون تركيه، ايران، يمن، عربستان، مراكش، سنگال، مالى، نيجريه و نيز به‏برخى جمهورى‏هاى آسياى مركزى مثل ازبكستان، تركمنستان و تاجيكستان كوشيده است تا با كنار زدن پوسته‏اى كه نگاه عميق به‏پديده‏هاى اجتماعى و فرهنگى اين سرزمين‏ها را مانع مى‏شود، تصويرى نزديك به‏واقعيت از جهان اسلام به‏دست دهد.

 نويسنده مسافرى است كه همواره ميان شرق و غرب در گشت و گذار بوده است. اسپانيايى است و زاده شهر بارسلون (برشلونه)، ولى خانه‏اى در شهر پاريس دارد و منزلى در شهر مراكش. نگاهى از غرب به‏شرق مسلمان دارد؛ اما نگاهش عميق است و خالى از پيشداورى‏هاى معمول گزارشگران غربى. نگاه گزارشگرى است كه از پيشينه تاريخى و فرهنگى سرزمين‏هاى اسلامى شناخت كافى دارد؛ زيرا پيشينه تمدنى اسلام بخشى از هويت فرهنگى او را نيز تشكيل مى‏دهد و از اين منظر، سفرش به‏سرزمين‏هاى اسلامى، سفرى است براى يافتن جاى پاى نياكانش و بازشناسى آنچه به‏واقع ميراث مشترك بشريت است. او در اين سفرها مى‏بيند كه نيكانش نه تنها به‏اسلام به‏مثابه قدرتى سياسى نظر داشتند، بلكه به‏اسلام به‏منزله هماوردى پر قدرت در عرصه‏هاى فلسفه و فرهنگ و هنر نيز مى‏نگريستند و هنوز بعد از گذشت قرنها، آثار تمدن اندلس - از مسجد قرطبه گرفته تا مدرسه طليطله - در گوشه و كنار سرزمين اسپانيا اعجاب مسافران دور و نزديك را برمى‏انگيزد.

 گويتيسولو در اولين مقاله كتاب كه عنوان «اسلام، واقعيت و اسطوره» را برپيشانى دارد، با نگاه نقادانه خود به‏بررسى آنچه اغلب مورخان و نويسندگان و گزارشگران و روزنامه‏نگاران غربى در طول قرنها از مشرقزمين براى خوانندگان غربى به‏تصوير كشيده‏اند، مى‏پردازد و در نتيجه‏گيرى خود نه‏تنها غربيان كه مردمان و دولتمردان كشورهاى شرقى - اسلامى را نيزمخاطب قرار مى‏دهد و مى‏نويسد: «آنان كه به‏منظور بسيج توده‏هاى مسلمان، ارزش اسلام را تا حد اسلحه‏اى ايدئولوژيكى يا سياسى تنزّل مى‏دهند، كارى جز تحريف و تعجيز اسلام و كاستن از قدر آن انجام نمى‏دهند. چرا كه به‏اين طريق اسلام را از ابعاد فرهنگى و فلسفى‏اش، از تجربه غنى عرفانى‏اش و نيز از ميراث‏هاى ادبى و هنرى‏اش بى‏نصيب و محروم مى‏سازند. اسلام يعنى معمارى صنعا، اسلام يعنى كلام پيامبرانه ابن عربى، شعر و ادبيات عارفانه، خلاقيت حكيمان شيعى ايرانى، شفافيت اعجاب‏انگيز معنوى و نيز نمونه تاريخى دوران درخشان زمامدارى مسلمانان در اندلس. و قرآن - به‏بيان زيباى محمد آركون - اين «هماهنگ‏سازى موسيقايى و معناشناسى»، اسلحه نيست، هديه است، موهبت است.»

«پهلوانان على» عنوان يكى از مقاله‏هاى كتاب است كه نويسنده در آن گزارشى جالب از زورخانه‏هاى تهران به‏دست داده و در بررسى كوتاهى كوشيده است منشاء سنت پهلوانى و چگونگى پيدايش زورخانه‏ها را در ايران شرح دهد. اصطلاحات مرسوم در زورخانه چون «گود»، «سَر دَم»، «نَوچه»، «نو خاسته»، «مياندار» و «مرشد» و نيز لباس‏هاى مخصوص پهلوانان و تمرين‏هاى بدنى ورزش باستانى مثل تخته شنو، ميل گرفتن، چرخيدن، كباده كشيدن و سنگ گرفتن را از ورود ورزشكاران به‏گود تا خروج آنان از گود، يك به‏يك برشمرده و به‏تفصيل تشريح كرده است. نويسنده فضاى حاكم بر مراسم و سنت‏هاى ديرپاى ورزش باستانى و سلسله مراتب در زورخانه‏هاى را از نزديك ديده و به‏منظور آشنايى بهتر و شناخت بيشتر از ريزه‏كارى‏هاى اين ورزش سنتى پاى صحبت مرشد يكى از قديمى‏ترين زورخانه‏هاى تهران كه در ميدان بهارستان قرار دارد، نشسته است. از ميان پهلوانان قديمى به پورياى ولى و از ميان پهلوانان معاصر به جهان پهلوان تختى اشاره مى‏كند و از نقش و جايگاه اجتماعى و محبوبت آنان در ميان مردم سخن مى‏گويد و از بخل و حسد حاكمان وقت نسبت به‏ايشان.

«ايام سوگوارى در تهران»، گزارشى است از روزهاى عاشورا و تاسوعاى حسينى و ايام عزادارى در ماه محرم. نويسنده اين مقاله را با نقل جملاتى از نامه على بن ابى‏طالب به فرزندش، حسن ابن‏على (در كتاب اشتباهاً حسين ابن على آمده است) آغاز مى‏كند به اين مضمون: «پسَرَكَم! مبادا فريفته شوى كه بينى دنيا داران به‏دنيا دل مى‏نهند، و بر سر دنيا بر يكديگر مى‏جهند. همانا دنيا پرستان سگانند عوعوكنان، و درندگانند در پى صيد روان. برخى را برخى بد آيد، و نيرمندانشان ناتوان را طعمه خويش نمايد، و بزرگانشان بر خُرد دستِ چيرگى گشايد. دنيا را پروردگار خود گرفته‏اند و دنيا با آنان به‏بازى پرداخته و آنان سرگرم بازى دنيا و آنچه را پس از آن است فراموش ساخته».(2) نويسنده سپس به‏شرح وقايعى كه پس از رحلت پيامبر اسلام براى تعيين جانشين وى به‏وقوع پيوست و سرانجام واقعه كربلا و شهادت امام حسين و يارانش را موجب شد، مى‏پردازد. جالب آنكه او در شرح اين وقايع تاريخى همه‏جا به روايات شيعيان استناد مى‏كند. او متذكر مى‏شود كه سوگوارى شيعيان ايران در ماه محرم همواره به‏صورت خودجوش بوده است و حكومت‏ها دخالتى در راه‏اندازى دسته‏هاى عزادار و برپايى مجالس سوگوارى ندشته‏اند. نويسنده كه به‏طور محسوسى متأثر از مراسم عزادارى ماه محرم و به‏خصوص علم و كتل و دسته‏هاى سينه‏زنى و زنجيرزنى قرار گرفته است، مى‏گويد كه  كمتر مسافر غربى مى‏تواند اين مراسم را ببيند و تحت تأثير قرار نگيرد. گويتيسولو در يكى از سفرهايش به ايران كه مصادف با ماه محرم بوده است، چند بار نيز به‏تماشاى يكى از مجالس تعزيه‏خوانى در تهران كه هر سال در چادرى در تقاطع خيابان امام خمينى - ولى‏عصر پرپا مى‏شود، مى‏رود و به‏طرز بسيار جالبى مشاهدات خود را شرح مى‏دهد و اشاره مى‏كند كه در سفرهايش به‏كشورهايى چون ايران، معمولاً قيافه شرقى‏اش باعث مى‏شود كه كمتر توجه افراد بومى رابه‏خود جلب كند، ولى در ايام ماه محرم و به‏خصوص در دفعاتى كه در مجلس تعزيه‏خوانى در تهران شركت داشته است، نگاه‏هاى تماشاچيان، به‏ويژه نگاه زنان كنجكاو را متوجه خود مى‏بيند و بعد از مدتى در مى‏يابد كه نپوشيدن لباس سياه كه نشانه عزادارى است و همچنين اصلاح هر روزه صورت علت آن نگاه‏هاى كنجكاوانه بوده است.

 از ديگر مقاله‏هاى جالب و جذاب كتاب، «سينما فردوس» است كه گويتيسولو در آن حال و هواى سينماها را در چند شهر و از آنجمله در عدن و مراكش و بندر طنجه به‏تصوير كشيده است. او در ابتداى اين مقاله خاطرات دوران كودكى و ديدن اولين فيلم وسترن را در دوران فرانكو در اسپانيا بازگو مى‏كند و اينكه امروز سينماهاى مراكش و عدن و طنجه همان حال و هواى سينماهاى قديمى بارسلون را دارند؛ سالن‏هاى بزرگ سينمابا لژ و بالكن، پلاكت‏هاى بزرگ رنگارنگ با تصاوير آرتيست‏هاى فيلم، صف طولانى خريد بليط، خيل جوانان كه مشترى‏هاى دايم سينماهاى دو فيلمه‏اند، موتورسوارهايى كه حلقه فيلم‏ها را از اين سينما به‏آن سينما مى‏برند و فروشندگان دوره‏گرد تنقلات كه دور و بر سينما پرسه مى‏زنند و با ديدن گشتى‏هاى پليس، بساط خود را جمع مى‏كنند و پا به‏فرار مى‏گذارند. در اغلب شهرهاى كشورهاى اسلامى سينما هنوز بزرگترين و بهترين و تنها سرگرمى مردم به‏خصوص جوانان روستايى است كه براى يافتن كار به شهرها آمده‏اند. برنامه سينماها معمولاً دو فيلمه است؛ يك فيلم ملودرام هندى و يك فيلم كاراته‏اى كونگ‏فو. هر چند كه آنچه در اين سينماها تماشايى و ديدنى است، نه فيلم‏ها كه خود تماشاچيان و داستان زندگى اين جوانان روستايى است.

«فضاى شهر اسلامى»، «مسلمانان آسياى مركزى»، «قبرستان‏هاى مسلمانان»، «يمن، سرزمين خانه‏هاى هشت طبقه»، «آرتور رمبو، در آنسوى عدن»، «زيارت خانه خدا»، «اسلام در قاره سياه» و «ميراث شفاهى بشريت» از جمله مقاله‏هاى ديگر اين كتاب است. برخى از اين مقاله‏هاى پيشتر بين سالهاى 1987 تا 1995 ميلادى - در مشهورترين و معتبرترين روزنامه اسپانيا، يعنى «ال‏پائيس» به‏چاپ رسيده‏اند و اكنون به‏همراه مقالاتى تازه در اين مجموعه انتشار مى‏يابند.

از «خووان گويتيسولو» تاكنون آثار بسيارى به‏زبانهاى گوناگون ترجمه و منتشر شده است كه از آن جمله‏اند: «فرشته و پرى»، «چشم‏انداز جنگ در چچن»، «پوست‏انداختن مار»، «يادداشت‏هاى سارايوو»، «دفتر خاطرات الجزيره» و «نه‏جنگ و نه‏صلح؛ وضعيت كنونى فلسطين و اسرائيل».

 

-------------------------

1-  كتابشناسى اين اثر به‏زبانهاى اسپانيولى و آلمانى به‏قرار زير است:


De la Ceca a La Meca. Juan Goytisolo. Madrid: Alfaguara, 1997.
Kibla – Reisen in die Welt des Islam. Juan Goytisolo. Frankfurt: Suhrkamp, 2000.
 

2- نهج‏البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدى، چاپ پنجم، تهران 1373. صص 303 و 304.

انتشار در: نشريه جهان کتاب. سال پنجم، شماره 11 و 12، مرداد ماه 1379.

 

 

نقد‌ها

 

 editor[At]naghed.net

 © 2003-2006 naghed.net