|
گذرى بر كتاب «آرمان ها و واقعيت هاى اسلام»
در ستايش اسلام سنت گرا
تأليف سيد حسين نصر
|
|
|
خسرو ناقد
در دو دهه اخير تعداد بيشمارى كتاب به زبان هاى مختلف درباره
اسلام و سرزمين هاى اسلامى در كشورهاى غربى منتشر شده كه از لحاظ
وسعت نشر و پخش و تنوع موضوع تاكنون بى سابقه بوده است. اما
متأسفانه بخش اعظم اين آثار توسط خبرنگاران، روزنامه نگاران و يا
نويسندگان دون مايه اى نوشته شده است كه شناختى اندك و خام از
مشرق زمين و به ويژه از اسلام دارند. اينان اغلب پس از سفر يا
اقامت نسبتاً كوتاهى در يكى از كشورهاى شرقى كتابى به رشته تحرير
مى كشند و از سر تفنن به داورى درباره ملت ها و سرزمين هايى
مى نشينند كه عمق ريشه هاى ستبر فرهنگ و تمدنشان به آغاز تاريخ
مكتوب انسان مى رسد.
مهمتر از همه اينكه حوادث كم اهميت سياسى و وقايع زودگذر تاريخى
را بهانه قرار مى دهند تا از اين طريق دعوى هاى بى معنى خود را
به اثبات رسانند. البته به اين نكته هم بايد اشاره كرد كه نظير
چنين گزارش ها و كتاب ها و داورى هاى بى پايه و اساس در نزد
نويسندگان و روزنامه نگاران كشورهاى شرقى نيز يافت مى شود.
اينان نيز، چشم سر گشوده و چشم جان بسته، به غرب ستيزى گنگ و
مبهمى دچار شده و در داورى هاى شتابزده خود، تنها چشم به ديدن
خطاها و زشتى هاى جوامع غربى گشوده اند؛ بى آنكه از عواملى كه
در غرب سبب شكوفايى استعدادها و رشد و گسترش هنرهاى گوناگون شده
است سخنى به ميان آورند و يا سهمى در يافتن راه هاى آگاهانه و
عادلانه داد و ستد فرهنگى و فكرى ميان شرق و غرب داشته باشند.
خوشبختانه در ميان كتاب هايى كه اخيراً در مورد مشرق زمين در
كشورهاى غربى منتشر شده است، آثارى نيز يافت مى شود كه اگر چه
شمارشان اندك است، ولى نويسندگان اين آثار به طور جدى خود را با
فرهنگ و تاريخ و تمدن سرزمين هاى شرق مشغول داشته و كتاب هاشان
حاصل پژوهش هاى گسترده، مطالعات همه جانبه و فعاليت هاى علمى
طاقت فرسايى است كه چه بسا عمرى بر سر آن گذارده شده است.
يكى از معدود متفكران ايرانى مسلمان كه در آثارش كوشيده است تا
در راه رفع اين كمبود گام بردارد و به مسايل مهمى كه مسلمانان،
به خصوص جوانان مسلمان كشورهاى مختلف، در حال حاضر با آن روبرو
هستند، بپردازد و تا اندازه اى نيز موفق شده است كه نظر
انديشمندان و روشنفكران را در شرق و غرب به آرا و افكار خود جلب
كند، دكتر سيد حسين نصر، رئيس سابق انجمن فلسفه ايران و استاد
مطالعات اسلامى دانشگاه جورج واشينگتن آمريكاست. از اين فرزانه
ايرانى تا كنون نزديك به پنجاه اثر انتشار يافته است كه تقريباً
همه آنها به زبانهاى گوناگون ترجمه شده و برخى از آنها چند بار
تجديد چاپ شده است. به تازگى دو كتاب از وى به زبان فارسى نيز
ترجمه شده كه عنوان اولين كتاب «معرفت و امر قدسى»۱ و دومين اثر
«آرمانها و واقعيتهاى اسلام»۲ است. معرفى و نقد كتاب اخير مقصود
نوشته حاضر است.
مجموعه مقالات به هم پيوسته اى كه در كتاب «آرمانها و واقعيتهاى
اسلام» فراهم آمده است، حاصل و چكيده سلسله سخنرانى هاى دكتر سيد
حسين نصر است كه در سال تحصيلى ۶۵ - ۱۹۶۴ ميلادى در دانشگاه
آمريكايى بيروت ايراد گرديد و نخستين بار در سال ۱۹۶۶ به صورت
كتاب به زبان انگليسى به چاپ رسيد.۳ كتاب داراى يك پيشگفتار و شش
فصل است:
فصل اول) اسلام: آخرين دين اصيل؛ مشخصات عام و ويژگى هاى آن.
فصل دوم) قرآن: كلام الله؛ سرچشمه معرفت و سلوك.
فصل سوم) پيامبر و سنت نبوى: خاتم الانبيا و انسان كامل.
فصل چهارم) شريعت: احكام الهى؛ هنجار اجتماعى و انسانى.
فصل پنجم) طريقت: عرفان و ريشه هاى آن در قرآن.
فصل ششم) سنى و شيعه: شيعه اثناعشريه و اسماعيله.
نويسنده در آغاز كتاب و پيش از آنكه به موضوع اصلى، يعنى اسلام و
مسائل مربوط به آن در عصر جديد بپردازد، اشاراتى دارد به مفهوم
كلى دين، رابطه خدا و انسان و نيازهاى معنوى و روانشناختى
انسان ها.
در مقاله هاى اين كتاب سعى شده است تا اصول اساسى اسلام و آنچه
در همه شاخه هاى گوناگون اين دين اعتبار دارد، به گونه اى
برجسته نشان داده شود. با وجود اين در بررسى معتقدات اهل سنت و
شيعه، بر تفاوت هاى موجود ميان اين دو شاخه اصلى در اسلام سرپوش
گذارده نشده است؛ زيرا نويسنده بر اين باور است كه اين تفاوت ها
در چشم انداز آينده اسلام جايگاه خود را داراست. دكتر نصر براى
عرفان اسلامى و تأثيرات آن در حيات اجتماعى و فكرى اسلام اهميت
خاص قايل است. از اين رو فصل جداگانه اى را به بحث و بررسى در
اين زمينه اختصاص داده است. مخاطبان اصلى اين كتاب را مى توان
به چند گروه تقسيم كرد. در درجه اول روى سخن با نسل جوان
سرزمين هاى اسلامى است كه به دليل تأثيرات «تعليم و تربيت
مدرن»، از اصل خود به دور مانده و شديداً تحت تأثير نفوذ
«مدرنيسم» قرار گرفته و از جنبه هاى معنوى و عقلانى اسلام
به دور مانده است. استاد نصر در اين كتاب همچنين كوشيده است تا
به اتهامات و تعرضات نويسندگان غربى عليه دين اسلام، به خصوص
آنجا كه به بنيادهاى اصلى معتقدات مسلمانان، چون قرآن و حديث
مربوط مى شود، پاسخ گويد. از اين رو، در استدلال هاى خود تمام
نوشته هايى را كه در اين باره به زبان هاى اروپايى تأليف شده
است، مدّ نظر دارد. با اين وصف در پيشگفتار كتاب متذكر مى شود
كه قصد نقد و بررسى همه جانبه آثار شرقشناسان را ندارد، بلكه
درصدد است تا از ديدگاه اسلام نشان دهد كه چرا عقايد برخى
دانشمندان غربى در مواردى براى مسلمانان قابل قبول نيست. ذكر
مثالى در اين زمينه بى شك براى آشنايى با روش استدلالى دكتر نصر
سودمند خواهد بود. وى معتقد است كه يكى از تهمت هاى سنگين و در
عين حال ناروايى كه به اسلام مى نهند، اين است كه مى گويند
«اسلام دين شمشير است». او ضمن اشاره به ديدگاه هاى اسلام و
مسيحيت در مورد جنگ، مى كوشد تا به اين مسأله مهم پاسخ گويد و
مى نويسد: «اين اتهام بسيار سنگينى است كه بايد به تفصيل به آن
پرداخت. بلى درست است، اسلام حتى براى جنگ نيز احكامى دارد.
واقعيت اين است كه مسيحيت از لحظه اى كه به دين تمدن و امپراتورى
بزرگى بدل گرديد، مجبور شد شمشير به دست گيرد، تا بدين وسيله
قادر به ادامه حيات باشد و پابرجا بماند. مسيحيت در يك لحظه
تاريخى بايد تصميم خود را مى گرفت كه آيا مى خواهد دين راهبين
باقى بماند و يا به دين تمدنى عظيم بدل شود. بديهى است كه گزينش
راه اخير مسؤوليت حكمرانى و جنگ كردن را نيز با خود داشت.
پادشاهان مسيحى چون شارل كبير يا لوئى نهم _ ملقب به لوئى مقدس _
يقيناً با همان سرسختى و خشونت به جنگ مى پرداختند كه اين يا آن
حكمران مسلمان. جنگجويان مسيحى در ميدان هاى كارزار به هيچ وجه
نرم دل تر و بلندنظرتر از حريفان مسلمان خود نبودند. اسپانيا و
آناتولى تقريباً همزمان به تصرف مسيحيان و مسلمانان در آمدند؛ با
اين تفاوت كه در اسپانيا تمام مسلمانان يا كشته شدند و يا رانده؛
به طورى كه حتى يك فرد مسلمان نيز در آن دوران در اسپانيا زنده
نماند. در مقابل، مقرّ كليساى ارتدكس هنوز در تركيه است.
بارى، اين اتهام كه اسلام دين شمشير است از بنياد بى اساس است.
اسلام با وضع قوانينى براى جنگ، حدّ و مرزى براى آن تعيين نموده
است؛ در مقابل، مسيحيت جنگ را خارج از حوزه اختيارات و تأملات
خود گذارد. از اين رو اسلام، به جاى آنكه جنگ را همچون پديده اى
كه وجود خارجى ندارد، ناديده گيرد، به آن پرداخته و برايش
قوانينى مذهبى وضع نموده است تا به اين طريق حتى الامكان از
گسترش و زيان هاى آن بكاهد. لااقل مى توان گفت كه وحشتناك ترين
جنگ هاى اين قرن از جهان اسلام برنخاستند، بلكه از آنجا
برخاسته است كه برخى آن را «غرب ِ پسامسيحى» (post-christlicher
Westen) ناميده اند. البته اين به معناى گناهكار دانستن مسيحيت
در برپايى اين جنگ ها نيست؛ زيرا نيك مى دانيم كه اين جنگ ها
از جامعه اى برخاستند كه بارها به طرق گوناگون عليه مسيحيت سر
به طغيان برداشته است. نويسنده سپس خاطر نشان مى سازد كه به هيچ
وجه قصد انتقاد از مسيحيت را ندارد، بلكه هدفش بيشتر دفاع از
اسلام است در برابر حملات موذيانه اى كه از سوى عده بسيارى در
غرب به اين دين مى شود. وى افزون بر اين در موارد متعددى
به مكتب هاى فلسفى مدرن و اثرات سوء آنها در كشورهاى اسلامى
پرداخته و به طور ضمنى و يا صريح، از ديدگاه اسلام به آنها پاسخ
گفته است. البته بديهى است كه براى نويسنده غير ممكن بوده است تا
در صفحات محدود اين كتاب به تمام جريانات فكرى مدرن و اصولاً
مدرنيسم در تمامى ابعادش بپردازد. هر چند كه خواننده علاقه مند و
كنجكاو مى تواند با مراجعه به ديگر آثار دكتر نصر، كه اغلب
به زبانهاى اروپايى ترجمه شده است، با آرا و افكار اين متفكر
ايرانى درباره مكتب هاى مدرن آشنا شود.۴ گذشته از اين، نصر
همواره از افراط و تفريط پرهيز داشته و در نوشته ها و گفت و
شنودهايش به كرات خاطر نشان ساخته كه «متفكر حقيقى براى آنكه
مكتبى را بشناسد، بايد با آن روبرو شود و از آن آشنايى كافى يابد
و آنگاه به نقد و رد آن بپردازد... پس بهتر آن است كه اجازه داده
شود عقل در سيرى متعادل هر نوع انديشه اى را كه در عالم وجود
دارد، بشناسد و با تجزيه و تحليل و شناخت آن، از نكات مثبت
بياموزد و بخش هاى منفى را طرد كند. اين حركتِ درست باعث
مى شود كه ما از ترك كردن سنت فكرى خود و تبديل شدن به روشنفكرى
غربى به جاى متفكرى ايرانى دست برداريم».۵ از اين رو بى سبب نيست
كه در فهرست منابعى كه نويسنده در تأليف اين كتاب از آنها سود
برده است، در كنار منابع معتبر اسلامى، به اسامى دانشمندانى چون
تئودور نولدكه (Theodor Noeldke)، هميلتون گيب (Hamilton Gibb)،
ايگناز گُلدتسيهر (Ignaz Goldziher)، لوئى ماسينيون (Louis
Massignon) و هانرى كُربن (Henry Corbin) بر مى خوريم كه ارزش
علمى و تاريخى آثارشان بر اهل نظر پوشيده نيست. اما دكتر نصر
براى رفع هرگونه سوءتفاهم، تأكيد مى كند كه مقالات اين كتاب در
درجه اول به منابع اسلامى و به ويژه به قرآن، حديث و مراجع سنتى
معتبر متكى است؛ و اينكه كوشيده است تا از ديدگاه اسلام سنتى،
نظرات خود را تشريح كند. نويسنده با تواضع تمام از كتاب «فهم
اسلام»، اثر مشهور فريتيوف شوان۶ به عنوان چشمه پايان ناپذيرى
ياد مى كند كه از آن در نگارش كتاب سود بسيار برده است. او اين
اثر را در نوع خود بهترين كتابى مى داند كه تاكنون به يكى از
زبانهاى اروپايى درباره اين پرسش اساسى نوشته شده است كه چرا
مسلمانان به اسلام معتقدند و چگونه همه آنچه را كه انسان از لحاظ
معنوى و روحى نياز دارد به او عطا مى كند.
نويسنده بدون آنكه در مقاله اى جداگانه به بررسى اديان ديگر
بپردازد، در جاى جاى كتابش رابطه و نزديكى ميان اديان الهى بزرگ
را نشان مى دهد و به شباهت هاى بارزى كه ميان آنها وجود دارد
اشاره مى كند. اما در عين حال متذكر مى شود كه بر خلاف اين
عقيده رايج كه تمام اديان را در نهايت برابر مى داند، وى در
بررسى هاى خود نه تنها به شباهت هاى ساختارى، بلكه همچنين
به تفاوت هايى نيز كه ميان اسلام و ديگر اديان وجود دارد،
پرداخته است. در اين مورد بيش از همه تشابهات و تفاوت هاى موجود
ميان اسلام و مسيحيت را مورد توجه قرار داده است. نويسنده در سه
فصل نخستِ كتاب به موازاتِ تشريح اصول اساسى اسلام و مقام قرآن
در نزد مسلمانان و شخصيت و جايگاه پيامبر اسلام، اشاراتى نيز
دارد به اصول اعتقادى و مقدسات مسيحيان؛ و ضمن برشمردن تشابه ها
و تفاوت هاى موجود ميان مسيحيت و اسلام، به دشوارى هايى
كه بر سر راه ايجاد تفاهم ميان اديان مختلف وجود دارد،
مى پردازد.
يكى ديگر از تفاوت هايى كه نويسنده معتقد است به موجب آن
مسيحيان در غرب در درك ديدگاه هاى اسلامى دچار اشكال مى شوند،
برداشت متفاوتى است كه مسلمانان و مسيحيان از رابطه يا نسبت ميان
خدا و انسان دارند. در مسيحيت خداوند «رمز و راز» (Mystery) است
و از ديد انسان مستور. زيبايى و جذابيتِ نهفته در مسيحيت از همين
برداشت رازگونه از خداوند و سر تعظيم فروآوردن به اين «رمز و راز
غير قابل درك» سرچشمه مى گيرد. در اسلام، برعكس، اين انسان است
كه با پرده اى از خدا جدا مانده است. وجود الهى از او پوشيده
نيست؛ تنها حجابى ميان حق و بنده قرار دارد كه از طريق جدّ و جهد
انسان از ميان برداشته خواهد شد و او مى تواند با دريدن پرده
به شناخت بارى تعالى نايل آيد؛ و در اين راه خردِ خدادادى انسان
يار و ياور اوست.
دريغا كه دكتر سيد حسين نصر در اين كتاب، جز يكى دو مورد، از
اشعار سرايندگان پارسى زبان سود نجسته است؛ و اين در حالى است كه
ايشان ضمن گفت و شنودى تأكيد دارند كه «فلاسفه اسلامى _ ايرانى
كه در قلمرو انديشه اسلامى به فلسفه مى پرداخته اند، دو نوع
بوده اند: يكى آنان كه مستقيماً آثار فلسفى نوشته اند و تحت
عنوان فيلسوف شناخته شده اند و ديگر آنان كه در قالب شعر و ديگر
آثار ادبى، مطالب فلسفى نگاشته اند... اكثر شاعران قديم، از جمله
نظامى و فردوسى، هم شاعر بوده اند و هم فيلسوف به معناى اعم
آن.»۷ اين كمبود به ويژه در فصلى كه به عرفان اسلامى پرداخته شده
است، بيشتر به چشم مى خورد؛ زيرا استاد خود نيز نيك مى دانند
كه زبان عرفان اسلامى، زبان شعر است. چه بسيار شواهد زيبا و
مثال هاى پُرمعنا در دنياى شاعران پارسى زبان يافت مى شود كه
مى توانست به جذابيت بيشتر اين فصل بيفزايد و در كتاب روح شرقى
بدمد.
پانوشته ها:
۱)Nasr, Seyyed Hossein. Die Erkenntnis und das Heilige. Aus
dem Amerikan. von Clemens Wilhelm. Muenchen Diederichs,
۴۳۸/۱۹۹۰ Seiten. (Knowledge and the Sacred. Bei Crossroad
Publishing Company, New York1981
از اين كتاب دو ترجمه به زبان فارسى منتشر شده است؛ با اين
مشخصات:
معرفت و معنويت. دكتر سيد حسين نصر. ترجمه انشاءالله رحمتى. دفتر
پژوهش و نشر سهروردى. تهران، ۱۳۸۰.
معرفت و امر قدسى. سيد حسين نصر. ترجمه فرزاد حاجى ميرزائى. نشر
و پژوهش فرزان روز. تهران، ۱۳۸۰.
۲)Nasr, Seyyed Hossein. Ideal und Wirklichkeit des Islam. Aus
dem Englischen von Clemens Wilhelm. Bearbeitet von Jost G.
Blum. Muenchen Diederichs, ۲۳۸/۱۹۹۳ Seiten. (Ideals and
Realities of Islam. Bei Unwin & Hyman, London1988
اين كتاب اخيراً به فارسى ترجمه شده است: آرمان ها و واقعيت هاى
اسلام، سيد حسين نصر، ترجمه شهاب الدين عباسى، دفتر پژوهش و نشر
سهروردى، تهران ۱۳۸۳
۳) اين كتاب تاكنون به زبان هاى ايتاليايى (چاپ نخست سال ۱۹۷۴
ميلادى)، عربى (۱۹۷۴)، فرانسوى (۱۹۷۵)، هندى (۱۹۸۱)، تركى
(۱۹۸۵)، لهستانى (۱۹۸۸) و آلمانى (۱۹۹۳) ترجمه و منتشر شده است.
۴) نگاه كنيد به: كتابشناسى آثار سيد حسين نصر. ماهنامه فرهنگى
هنرى كِلك. شماره ۴۳ -۴۴ مهر و آبان ۱۳۷۲.
۵) گفت و شنود با سيد حسين نصر. ماهنامه فرهنگى هنرى كِلك. شماره
۴۳ -۴۴ مهر و آبان ۱۳۷۲.
۶)Schuon, Frithjof. Comprendre lشIslam. Paris ۱۹۶۱. (Den Islam
verstehen. Eine Einfuehrung in die innere Lehre und mystische
Erfahrung einer Weltreligion. Bern/Muenchen/ Wien1988 .
۷) نگاه كنيد به پانوشت شماره ۵.
|