|
يک
دو نکته درباره گونتر گراس
و
رُمان «طبل حلبی»
خسرو ناقد
اولين اثرى كه از گونتر گراس، نويسنده آلمانى و برنده جايزه نوبل ادبيات سال
1999 منتشر شد، نه رُمان بود و نه مجموعه داستانهاى كوتاه، بلكه دفتر شعرى
بود كه در سال 1956 بهچاپ رسيد؛ يعنى درست سه سال پيش از
انتشار رُمان «طبل حلبى» كه معروفترين اثر اوست. جالب
آنكه
از اين دفتر شعر در طول سه
سال فقط 700 نسخه بهفروش رسيد. ولى پيداست كه بعد از شهرت يافتن گراس، اين
دفتر شعر نيز همانند ديگر آثار او بارها تجديد چاپ شد. جالبتر آنكه گراس
رُمان «طبل حلبى» را پيشتر از انتشار دفتر شعرش، يعنى در سال 1954 بهپايان
رساند، ولى 5 سال طول كشيد تا ناشرى نشر و پخش آنرا متقبل شد و بهاين ترتيب
نخسين چاپ آن در سال 1959 ميلادى انتشار يافت.
شخصيت اصلى رُمان «طبل حلبى» اُسكار ماتسِرات،
طبال
شهر دانسيگ است كه در سن سه سالگى خود را از پلههاى خانه بهپائين پرتاب
مىكند تا بهاين طريق از رشد خود جلوگيرى كند و همچنان كودك سه سالهاى باقى
بماند. اسكار تا سى سالگى رشد بدنى نمىكند و به كوتولهاى مضحك مىماند كه
هر چند رشد جسمانى نداشته است، اما رشد عقلانى او سه برابر ديگران است. و حال
اين «كودك سى ساله» دچار اختلال روانى شده است و در آسايشگاه روانى شهر بسترى
است و داستان زندگى خود را باز گو مىكند. آغاز رُمان سال 1899 ميلادى است و
اسكار داستان زندگىاش را با ماجراى آشنايى پدر بزرگ و مادر بزرگِ پدرىاش و
چگونگى
تشکیل
نطفه پدرش شروع مىكند، كه خود اشارتى است بهيك اسطوره لهستانى.
اوج رُمان دوران تسلط نازىها بر لهستان و سالهاى پُر تلاطم جنگ جهانى دوم
است و همكارى اسكار با اشغالگران و لو دادن گروه مقاومت. نقطه پايان رُمان
سال 1945 ميلادى است كه همزمان با شكست آلمان هيتلرى و سقوط رايش سوم و پايان
جنگ در اروپا و آغاز دوره جديدى در تاريخ معاصر اين قاره است. جالب
آنكه
با پايان اين دوره نشانههايى از رشد جسمانى نيز در اسكار ظاهر مىشود؛ ولى
رشد عقلى و روانى او دچار اخلال مىشود!
رُمان «طبل حلبى» يك رُمان گروتسك است. گراس تطور دوران و تحولات دهههاى 30
تا 50 قرن حاضر را از زبان اسكار، شخصيت مركزى داستان،
بهتصوير كشيده است؛ «كودكى» كه رشد طبيعى نداشته و ظاهراً تحولى در او صورت
نگرفته است. اسكار ماتسِرات ناهنجارىهاى زمانه خود را از منظر طبيعت ناهنجار
خود مىبيند و برملا مىكند. در واقع تحولات تاريخى و اجتماعى از زبان كسى
باز گو مىشود كه نقشى پيرامونى در جامعه دارد و در او تحولى ايجاد نشده است.
رشد ناهنجار اسكار كنايهاى است به
تحولات ناهنجار سالهاى سلطه فاشيسم بر اروپا. گونتر گراس در رُمان «طبل حلبى»
با زبان ايهام و استعاره و كنايه، دورهاى پُر آشوب و فاجعهبار از تاريخ
اجتماعى اروپاى مركزى را بهثبت رسانده است.
پىرنگ رُمان «طبل حلبى» نهتنها توالى ماجراهاى كوتاه
(اپيسودها) بلكه تداخل و رابطه آنها با يكديگر را هم در ساختارى متنوع و پويا
نشان مىدهد. سبك و زبان گراس در اين رُمان بهرغم نوآورىهاى بسيار، تكيه بر
سنت رُمان نويسان اروپايى دارد.
انتشار
در:
نشریه جهان کتاب. سال چهارم، شماره 17 و 18، آبان 1378.
|