» صفحه اول

» کتاب‌ها

» مقاله‌ها

» نقدها

» ترجمه‌ها

» گفت‌و‌گوها

» سخنرانی‌ها

» گزارش‌ها

» کتابشناسی آثار

 

 

بردبار باشيم

نهال اصلاحات به بار خواهد نشست

 

 

خسرو ناقد
می دانيم که ايرانيان ساکن خارج از کشور امکان شرکت در انتخابات مجلس را ندارند. فقط می توانند در انتخابات رياست جمهوری شرکت کنند. من شخصاً بسياری از هموطنان ايرانی در خارج از کشور را می شناسم که در دو دوره اخير در انتخابات رياست جمهوری شرکت کردند و تصور می کنم که اکثريت قريب به اتفاق آنها نيز به اميد بهبود اوضاع کشور به آقای خاتمی رای دادند.
اما در مورد انتخابات دوره هفتم مجلس اگر هم امکانات شرکت و رأی دادن برای ايشان فراهم می بود گمان ندارم که کسی به مشارکت در اين انتخابات که بيشتر جنبه نمايشی دارد و به هر حال از هم اکنون مهر «فرمايشی» به آن خورده است، تمايل می داشت و رغبت نشان می داد؛ البته جز تعدادی از هموطنان ما که کارمندان سفارتخانه ها هستند و ناگزيرند در هر انتخاباتی شرکت کنند.
متأسفانه در حال حاضر اميد چندانی هم نيست که در آينده نزديک شرايط بهتر شود. با اين همه من بر اين باورم که دورهء بحرانی کنونی را به هر ترتيب بايد با آرامش و شکيبايی پشت سر گذاشت و از هرگونه اقدام افراطی خودداری کرد. اصلاحات و دگرگونی های اجتماعی در هر کشور و در هر جامعه ای، اگر قرار است بدون خشونت و خونريزی به پيش رود، به زمان نياز دارد و به قول معروف خمره رنگريزی نيست که زود و بعد از دوره کوتاهی نتيجه دهد. آنچه همه جا زود نتيجه می دهد و به همان سرعت هم ويرانی و آوارگی به بار می آورد، انقلاب است که ما بارها در اينجا و آنجا شاهد تبعات آن بوده ايم. بنابراين نمی توان خواهان اصلاحات بود، ولی شعارهای انقلابی داد. بارها شنيده ايم که طرفداران اصلاحات – و گاه همصدا با آنان، مخالفان اصلاحات- تناقض گويی را به حد اعلا رسانده اند و خواستار «اصلاحات انقلابی» شده اند. در حالی که آغاز اصلاحات واقعی زمانی است که ما به نقطهء پايان تفکر انقلابی رسيده باشيم. مادامی که برای توصيف هر پديده ای از صفت «انقلابی» استفاده شود، خواسته يا ناخواسته، آگاهانه يا ناآگاهانه، به اصلاحات و راهکارهای اصلاحی اعتقادی نيست. نقطهء پايان انقلاب، سرآغاز شروع اصلاحات است. شايد يکی از علل ناکامی اصلاح طلبان درون حاکميت نيز در همين امر نهفته است: جامه اصلاحات بر تن و تفکر انقلابی در سر.
به همين ترتيب در ميان مخالفان و معترضان نظام کنونی هم بسيارند کسانی که ظاهراً از اصلاحات جانبداری می کنند و حتی بنا بر تجربه زندگيشان از انقلاب و انقلابيگری هم سرخورده اند، اما راهکارها و پيشنهادهايی که عرضه می کنند، به گونه ای است که باز همان «اصلاحات انقلابی» را تداعی می کند. مثلاً توقعاتشان از آقای خاتمی و ديگر اصلاح طلبان درون حاکميت اين است که با اقدامات قاطع خود نقش اپوزيسيون را به عهده گيرند و دقيقاً حرفها و خواسته های آنان را پيگيری کنند. حتی برخی تا آنجا پيش می روند که ار رئيس جمهور می خواهند تا تدارک «رفراندوم جمهوری يا سلطنت» را ببيند؛ آنهم سريع و بدون فوت وقت!
اصلاحات زمان می خواهد و مراقبت هوشيارانه. اصلاحات نيز مانند هر پديدهء بهنجار ديگر بايد رشد طبيعی کند تا ثمر دهد. نمی توان با تزريق داروهای گوناگون پيکر اصلاحات را مصنوعاً فربه کرد و بدان دل خوش داشت. زمينهء رشد آنرا بايد فراهم آورد و شرايط اقليمی آنرا بايد در نظر داشت. در زمين سوختهء انقلاب و در دشت لم يزرع خشونت، تخم اصلاحات نتوان کاشت. نخست بايد که باران بردباری و مدارا بر اين زمين ببارد و شخم خرد و تفاهم خاک آن را بارور سازد.
نگاه کنيم به تاريخ کشورهای ديگر و چگونگی روند اصلاحات در آنها؛ برای مثال آلمان را در نظر بگيريم که من کمابيش به تاريخ آن آشنا هستم. در آلمان فرايند تحولات اجتماعی و اصلاحات، بيش از صد سال به طول انجاميد؛ از مقررات «کارلسباخ» در سال 1819 تا انقلاب مارس 1848، از «جمهوری وايمار» تا انتخابات 1933 و قدرت يابی هيتلر و از آغاز جنگ دوم جهانی تا انقراض رايش سوم در سال 1946 ميلادی و شکل گيری جمهوری فدرال آلمان. نگاهی به کتابهای تاريخ بيندازيم تا ببينيم که در اين صد سال بر آلمان و مردم آلمان چه گذشت. دو جنگ جهانی را پشت سر گذاشتند، چند کودتا و شبه کودتا صورت گرفت، دولت ها گاه با انتخابات و گاه با زور و خشونت به فاصله کمی جابجا شدند، اوضاع اقتصادی چنان آشفته شده و بحران چنان شدت گرفته بود که در دوره ای يک کيلو سيب زمينی را با يک گونی پول تاخت می زدند، ترور بيداد می کرد، داغ ننگ فجيع ترين کشتار دسته جمعی تاريخ بر پيشانی اين کشور نقش بست، جنگ قربانی گرفت و نه تنها خانه و کاشانه که روح و روان مردمان را ويران کرد و بر ويرانه های جنگ شاهد دوپاره شدن سرزمينشان بودند تا به امروز که می کوشند مسايل خرد و کلان خود را در نظامی مبتنی بر دمکراسی پارلمانی و با تکيه بر حقوق بشر حل و فصل کنند.
از اين رو من از سويی به آينده کشورمان بدبين نيستم و معتقدم که ما در حين تلاش برای آزادی و دمکراسی و تحقق حقوق بشر، بايد بردباری و شکيبايی پيشه کنيم و مطمئن باشيم که نهال اصلاحات از اين سموم موسمی گزند نخواهد ديد. از سوی ديگر اما در هراسم که مبادا سير حوادث به تدريج به اقدامات خشونت آميز و در پی آن به انقلاب خونبار ديگری بينجامد و ريشه های اين نهال را بخشکاند. البته اصلاحات آرام و دگرگونی های بنيادی هزينه هايی دارد که هر ملتی ناگزير به پرداخت آن است؛ اگر که بخواهد از دور باطل انقلاب- خشونت- انقلاب به درآيد. دردا و دريغا که بيشتر هزينه ها را جوانان ميهنمان با بر باد رفتن اميدها و آرزوهای دوران جوانيشان بايد متحمل شوند. ولی چاره چيست؟ هميشه و همه جا چنين بوده است. من بر اين باورم که نهال اصلاحات که بذر آن در نهضت مشروطه خواهی و شايد پيش از آن و در دوران زمامداری اميرکبير کاشته شد و در سالهای حکومت ملی دکتر مصدق آبياری شد و از توفان انقلاب بهمن گذشت و نسيم ملايم دوم خرداد 76 آنرا هرس کرد، سرانجام به بار خواهد نشست و افتخار بارور شدن آن به نام جوانان هوشيار و بردبار ايرانی رقم خواهد خورد و ميوه آن به دامن فرزندانشان خواهد ريخت. خدا را که چنين باد!
 

29 بهمن ماه 1382
 

 

يادداشت‌ها

 © 2003-2008 naghed.net

 editor[At]naghed.net