|
|
|
|---|
|
|
فرزانه بانويی دلباخته عرفان شرق*
مجله دریچه دانش خسرو ناقد برای مسافری كه نخستين بار بهلاهور میآيد، در نظر اول شگفت مینمايد كه در اين شهر نه تنها يكی از خيابانهای اصلی بهنام « خيابان گوته» نامگذاری شده است، بلكه خيابانی نيز بهموازات آن يافت میشود بهنام «خيابان آنهماری شيمل». يوهان ولفگانگ گوته، شاعر و نويسنده و دانشمند آلمانی از شهرت جهانی برخوردار است و او را كمابيش همه میشناسند. گوته در میان آثار ادبی و علمی بیشماری كه از خود بجا گذارده است، كتابی بهنام «ديوان غربی- شرقی» دارد كه در كنار درام مشهور «فاوست»، در شمار معروفترين آثار اوست و بیشك يكی از علل شهرت او در مشرقزمین نيز همین اثر است. گوته در اين كتاب ـ چنانكه خود نيز در نامهای اشاره كرده است ـ قصد دارد كه بهگونهای دلزنده و دلپذير، غرب و شرق را بههم پيوند زند و فرهنگ اين دو جهان را با هم قرين و دمساز كند. صد و هفتاد سال پس از خاموشی گوته، ارجمند بانويی از مردم آلمان، از آغاز دوران جوانی تا امروز كه هشتاد سال از عمر پربارش میگذرد، با عزم راسخ و كار پررنج، در راه تحقق آرزوی ديرينه گوته گام زده است و از هيچ تلاشی و كوششی برای شناخت و شناساندن فرهنگ مشرقزمین فروگذار نكرده است. او که سالها در دانشگاهها و نهادهای پژوهشی اروپا و آسيا و آمريكا بهتدريس و تحقيق اشتغال داشت، پيوسته بهسان «سفير فرهنگی» میان شرق و غرب در گشت و گذار است. از اين رو شگفتآور نيست كه از لاهور تا ليدن، از قونيه تا كمبريج، از تهران تا توبينگن، از آنكارا تا اوپسالا و از پيشاور تا وين، نام پروفسور آنهماری شيمل بر سر زبان مردمان فرهيخته افتاده است. بزرگداشت و گرامیداشت شخصيتهای علمی و فرهنگی و هنری میهنمان و ديگر كشورهای جهان ـ بهويژه آنان كه در گستره فرهنگ و تاريخ و تمدن سرزمین ما پژوهشهای ژرف و آثار ارزندهای انجام دادهاند ـ وظيفهای است كه ايرانيان حق شناس و فرهنگ دوست، هيچگاه در انجام آن کوتاهی نکردهاند. از اين رو بايسته است که در آستانه هشتادمین سالگرد تولد پروفسور دكتر آنهماری شيمل و بهپاس خدمات ارزشمند ايشان بهفرهنگ و ادب مشرقزمین، شخصيت علمی و فرهنگی اين بانوی دانشمند را گرامی داريم و با آرزوی تندرستی و عمر طولانی برای استاد، از تلاش خستگی ناپذير ايشان در راه ايجاد تفاهم میان فرهنگهای شرق و غرب قدردانی و سپاسگزاری كنيم. نگارنده اين سطور كه بهسهم خود از آثار ارزنده پروفسور شيمل بهره بسيار برده است و خود را همواره وامدار و سپاسگزار استاد بزرگوار میداند، میكوشد تا در اين نوشتار، بهاندازه درك و دانش خود، چهره علمی و فرهنگی اين بانوی ارجمند را بهفرهنگ دوستان و ادبپروران ايران معرفی كند و اندكی از دين خود را بهجا آورد.
شرح احوال آنهماری برگيت شيمل در 7 آوريل سال 1922 میلادی (18 فروردين 1301 شمسی) در شهر «ارفورت» در مركز آلمان، در خانوادهای پروتستان آيين چشم بهجهان گشود. از همان آغاز دوران نوجوانی علاقه وافری بهآموختن زبانهای شرقی داشت. پانزده ساله بود كه بهفراگرفتن زبان عربی پرداخت. در سن شانزده سالگی دوره دبيرستان را بهپايان رساند و مراحل تحصيلات دانشگاهی را نيز بههمان سرعت پشت سر گذاشت. نخست در دانشگاه برلين تحصيل در رشتههای زبان و ادبيات عربی و علوم اسلامی را آغاز نمود و در سال 1941 ـ در سن نوزده سالگی ـ با اخذ درجه دكتری از اين دانشگاه فارغالتحصيل شد. مدتی در وزارت امور خارجه بهعنوان مترجم بهكار اشتغال داشت. سپس از ژانويه سال 1946 تا سال 1953 در دانشگاه «ماربورگ» بهتدريس در رشتههای زبان و ادبيات عربی و معارف اسلامی پرداخت و در همین دانشگاه، ضمن تدريس، در سال 1951 دوره دكتری تاريخ اديان را نيز بهپايان رساند. دانشكده الهيات اسلامی دانشگاه آنكارا در سال 1954 استاد شيمل را برای تدريس در رشته تاريخ اديان بهاين دانشگاه دعوت كرد. دوران اقامت در تركيه فرصت مناسبی بود تا بانو شيمل در گستره ادبيات كلاسيك تركی و نيز در زمینه مسايل اسلام در دنيای جديد بهتحقيقات دامنهدار دست زند كه ثمره آن تأليفات مهمی است كه بعداً بهآنها اشاره خواهم کرد. از سال 1961 بهمدت شش سال بهعنوان استاد و مشاور علمی در رشتههای زبان و ادبيات عربی و علوم اسلامی در دانشگاه بن بهتدريس اشتغال داشت. در سال 1967، نخست بهعنوان استاد و سپس از سال 1970 اختياردار كامل كرسی تدريس تاريخ اديان خاوری در دانشگاه هاروارد امريكا شد. وی نخستين استادی بود كه كرسی تدريس در رشتههای فرهنگهای هندی ـ اسلامی را نيز بخود اختصاص داد. افزون بر اين در تابستان هر سال «انستيتوی مطالعات اسلامی» در لندن بطور مرتب كلاسهای درسی برای استاد شيمل برگزار میكرد پروفسور آنهماری شيمل از دانشگاههای مختلفی در جهان بهكسب دكتری افتخاری نايل آمده است. وی دارای سه دكتری افتخاری از دانشگاههای سند، اسلامآباد و پيشاور پاكستان است كه بهخاطر تحقيقاتش در زمینههای عرفان اسلامی، فرهنگ اسلامی در هند و پاكستان و خطاطی اسلامی بهوی اهدا شده است. دانشگاههای اوپسالا سوئد، قونيه تركيه و دانشگاه تهران نيز بهاستاد شيمل دكتری افتخاری اعطا كردهاند. اين بانوی گرانقدر مدتی رياست انجمن جهانی علوم ديني، عضويت آكادمی سلطنتی علوم هلند، عضويت آكادمی ايالت راين وست فالن آلمان، عضويت آكادمی علوم و هنر آمريكا، کارشناس موزه هنر نيويورك و ويراستاری بخش مربوط بهاسلام دائرهالمعارف اديان را بهعهده داشت. افزون بر اين، بين سالهای 1963 تا 1973 بهمدت ده سال ويراستار نشريه «فکر و فن» بود. ناشر اين نشريه که چهل سال است بهزبان عربی منتشر میشود، انيستيتو گوته آلمان است و در واقع پل ارتباط فرهنگی میان آلمان و سرزمین های عربی زبان است. تاكنون جوايز و نشانهای افتخاری از سوی بنيادهای علمی و فرهنگی و مجامع ادبی كشورهای مختلف بهاستاد شيمل اعطا شده است كه از میان آنها میتوان چند جايزه و مدال زير را نام برد: ـ جايزه «فريدريش روكرت» آلمان در سال 1965. ـ نشان «ستاره قائد اعظم» پاكستان در سال 1965. ـ مدال طلای «هامر ـ پورگشتال» اتريش در سال 1974. ـ جايزه «يوهان هاينريش فوس» برای بهترين مترجم از سوی آكادمی زبان و شعر آلمان در سال 1980. ـ نشان درجه اول «يوندس فردينتس كُرويتس» آلمان در سال 1981. ـ مدال «لِووی دلاويدا» كه هر دو سال يكبار بهشخصيت علمی برجستهای كه در زمینه اسلامشناسی تحقيقاتی انجام داده است اهدا میشود. بانو شيمل يازدهمین محقق و نخستين زنی است كه در سال 1987 اين جايزه بهاو تعلق گرفت. - در سال 1992 نيز طی مراسمی در دانشگاه توبينگن آلمان جايزه «لئوپولد لوكاس» بهپروفسور شيمل اهدا شد. - «جايزه صلح اتحاديه ناشران و کتابفروشان آلمان» که مهمترين جايزه فرهنگ- اجتماعی آلمان است، در سال 1995 بهپروفسور شيمل اعطا شد.- در 7 آوريل سال 2002 میلادی در مراسمی که بهمناسبت هشتادمین سالگرد پروفسور شيمل در شهر بن، محل سکونت وی، برگزار شد، سفير جمهوری ازبکستان «نشان دوستی»، بزگترين مدال جمهوری ازبکستان را بهبانو شيمل اهدا کرد. شهر بُن آلمان و شهر بُخارا از آوريل سال 1999 میلادی «پيمان دوستی» منعقد کرده اند. شگفتآور آنكه بانوی گرامی ما در كنار اين همه كار و فعاليت در دانشگاهها و نهادهای علمی و فرهنگيتاكنون تأليفات و ترجمههای بسياری نيز انتشار داده است. شيوه و سبك نگارش و تسلط و تبحری كه استاد شيمل در زمینه تخصصی خود دارد، گيرايی و كشش چشمگيری بهآثارش داده است. وی از طريق آثار خود بهحد زيادی در بوجود آوردن فضايی مناسب برای داد و ستد انديشه میان فرهيختگان غرب و شرق كوشا بوده و همواره بر پرهيز از پيشداوريهای بيمورد و دوری جستن از دعويهای بيمعنی تأكيد داشته است. جد و جهد استاد شيمل در ايجاد تفاهم میان شرق و غرب و تلاش بيوقفه و سختكوشی و اخلاص او در اين راه، مجاهدت های سالكی را میماند كه راه كثرت بهوحدت میپويد.
نگاهی بهآثار آنهماری شيمل باري، در روزگاری كه كمآگاهی و نبود شناخت كافی از فرهنگ و تاريخ و تمدن مشرقزمین، سبب بروز پيشداوريها و سوء تفاهمهای بسياری در میان مردمان مغربزمین گرديده است، آثار ارزشمند، شخصيت ممتاز و وجود مهربان انسانهايی چون پروفسور آنهماری شيمل میتواند در روشنگری افكار عمومی تأثير بسزايی داشته باشد. استاد شيمل در پژوهشهايش كوشيده است كه با شكافتن پوستههای ضخيم و زشت قشريگری و سختكيشی و خرافات و تعصبات بياساس، بههسته مركزی انديشههای اسلامی راهی بگشايد. او صادقانه و مخلصانه در راه شناخت فرهنگ و تمدن و تاريخ شرق قدم گذارده و از طريق آثارش نه تنها چشم مردمان باختر زمین را تا اندازهای بر روی حقيقت فرهنگ خاورزمین گشوده، بلكه بهما نيز در آشنايی بهتر و بيشتر با میراث فرهنگی نياكانمان ياری رسانده است. بانو شيمل آنجا كه بهشعر و ادب ايران میپردازد، با كار پررنج و و دقت بسيار، تمام ادبيات منظوم فارسی را بررسی میكند تا با بازشناسی رموز و اشارهها و استعارههای دشوار، بهمفهوم نهايی و نمادين شعر فارسی پيبرد. تسلط كامل پروفسور شيمل بر اغلب زبانهای شرقی برای او اين امكان را آماده ساخته است كه در تحقيقات خود بهطور مستقيم بهمتون و منابع اصلی و اصيل مراجعه كند و از آنها بهره بسيار برد. در میان آثار استاد كتابهای بسياری يافت میشود كه مستقيماً از زبانهای عربي، فارسي، تركي، اردو، هندی و پنجابی ترجمه شده است. گذشته از اين میدانيم كه بيش از دو قرن است كه در دانشگاهها و مؤسسات و مراكز علمی و پژوهشی غرب، تحقيقات گسترده و همهجانبهای درباره فرهنگ و تمدن و تاريخ مشرق زمین انجام گرفته است و ثمره آن هزاران كتاب و رساله و مقاله است كه هماكنون در دسترس پژوهشگران قرار دارد. هر چند در میان آنها آثاری نيز يافت میشود كه خالی از خلل نيست و در مطالعه و بهرهوری از آنها بايد جانب احتياط را در نظر داشت.
ابعاد عرفانی اسلام مطالعه و بررسی درباره عرفان شرق در مركز پژوهشهای پروفسور شيمل قرار دارد و اكثر آثارش نيز در اين زمینه است. بيترديد بهراه مبالغه نرفتهايم اگر ادعا كنيم كه در حال حاضر در جهان غرب بهندرت محققی را میتوان سراغ گرفت كه همچون استاد شيمل با ابعاد معنوی اسلام، بهويژه عرفان، آشنا باشد و توانايی تفسير و تأويل متون کلاسيک را داشته باشد. البته كسی كه بخواهد درباره موضوعی چنان گسترده و دامنهدار چون عرفان اسلامی تحقيق كند، ناگزير برای خود محدوديتهايی بايد قايل شود. گر چه با نگاهی بهفهرست آثار پروفسور شيمل، میتوان بهسادگی ديد که حوزه مطالعات و تحقيقات و تأليفات وی بسيار گسترده و متنوع است. بانو شيمل بر خلاف تصورات و عقايد رايج در میان اغلب شرقشناسان و علمای مسلمان و شريعتمداران كه برای احكام و دستورهای شرع در اسلام اهمیت بيش از حد قايلند، بر اين باور است كه گوهر و اصل اصيل اسلام در عرفان نهفته است. درك وی از عرفان اسلامی بهنگرش «هانس هاينريش شدر» خاورشناس معروف آلمانی در كتاب «تفسير عرفان اسلامی» بسيار نزديك است. هانس شدر در اين كتاب مینويسد: «عرفان اسلامی كوششی است برای دست يافتن بهرستگاری فردی از راه رسيدن بهتوحيد حقيقي». آنهماری شيمل نيز خلاصه و جوهر تاريخ تصوف را در اثبات و بيان همیشگی و جديد اين حقيقت عظيم میداند كه «خدايی جز خدای تعالی نيست». (لاالهالاالله)؛ و تحقق يافتن اين امر كه فقط «او» شايسته ستايش است. مطالعه و بررسی دربار عرفان اسلامی در كشورهای اروپايی پيشينه دراز دارد. نخستين اثری كه درباره عرفان انتشار يافت در سال 1821 میلادی بهقلم عالِم پروتستان مذهبِ آلمانی «آگوست دِئوفيدوس تولوك» بود. تولوك كتابش را كه درباره «حكمت الهی و عرفان ايراني» است هنگامی نوشت كه بيست و يك سال داشت. چهار سال بعد، در سال 1825 میلادي، مجموعهای از وی انتشار يافت با عنوان «گلچينی از عرفان شرقي». اين كتاب اولين اثر بهزبان آلمانی بود كه عرفان اسلامی را از طريق ترجمه آثار عارفان شرق معرفی میكرد. در میان آثار استاد شيمل نيز كتابی با عنوان «باغ معرفت» وجود دارد كه بههمین سياق تحرير شده است و در آن بعد از شرح حال كوتاهی از زندگی چهل عارف مسلمان، با ترجمه و نقل قطعهای از آثار آنان، سعی شده است تا خواننده تا حدی با ادبيات عارفانه شرق آشنا شود. كتاب «باغ معرفت» يکی از نخستين کتابهايی است که در بيست سال پيش (1982)، يعنی زمانی که موج گرايش اروپاييان بهآثار عرفانی شرق مسلمان تازه آغاز شده بود، منتشر شد. منبع اصلی اين كتاب تذکره الاولياء عطار است, ولی بر خلاف انتظار با شرح حال اويس قرنی يا حسن بصری آغاز نشده است، بلكه کتاب با سخنانی از رابعه عدويه شروع میشود.ذوالنون مصري، بايزيد بسطامی، يحييبن معاذ، سمنون المحب، منصور حلاج، ابوبكر شبلي، سنايی، شهابالدين سهروردي، روزبهان بقلی شيرازی، فريدالدين عطار، عمربنالفارض، محی الدين ابن عربي، مولاناجلالالدين، فخرالدين عراقی، ابن عطاء الله الاسکندری، محمود شبستري، يونس امره، نظام الدين اولياء، قايغوسزابال، عبدالرحمن جامی، قاضی قادن، پيرسلطان ابدال، داراشکوه، رحمان بابا، شاه عبداللطيف، بُلهی شاه و سامحه آيوردی، پيشوای طريقه رفايی در تركيه و نويسنده كتاب «شبهای استانبول»، از جمله عارفانی هستند كه زندگينامه و اثری كوتاه از آنان در اين كتاب نقل شده است.
مولانا و اقبالمولانا جلالالدين محمد رومی و علامه محمداقبال لاهوري، دو عارف و متفكر برجسته جهان شرق، شخصيتهايی هستند كه مورد توجه و علاقه بسيار پروفسور شيمل قرار دارند. وی چند اثر مهم از آثار منظوم و منثور اين دو حكيم فرزانه را بهزبانهای آلمانی و انگليسی و ترکی ترجمه كرده است. افزون بر اين در میان آثار استاد شيمل تحقيق و تأليفهای بسياری نيز درباره شخصيت برجسته و آثار ارزشمند مولوی و اقبال ديده میشود. پروفسور شيمل يکی از اساتيد مسلم حوزه مطالعات «مولوی شناسی» و «اقبال شناسی» است. «زبان تصاوير مولانا جلالالدين محمد رومی» كتابی است كه استاد با آن در چهل و چند سال پيش، كار پژوهش درباره آثار مولانا را آغاز كرد. از آن زمان تاكنون مولوی و آثارش يكی از موضوعهای اصلی تحقيقات بانو شيمل را تشكيل میدهند. ترجمه كتاب «فيه مافيه» بهزبان آلماني، يكی از روشنترين و زيباترين ترجمههايی است كه تاكنون از متون كلاسيك فارسی منتشر شده است. در يادداشت كوتاه آخر كتاب میخوانيم كه ترجمه آلمانی كتاب از روی دو نسخه چاپ تهران انجام گرفته كه يكی همان نسخه معروف مرحوم فروزانفر است. پروفسور شيمل تصحيح فروزانفر را بهترين نسخه چاپی «فيه مافيه» میداند و از آن شادروان بعنوان «محقق خستگی ناپذير آثار مولوي» ياد میكند. «من چو بادم تو چو آتش» عنوان کتاب زندگينامه و تحليل آثار عارف بزرگ مولانا جلالالدين محمد است و تاكنون چندين بار تجديد چاپ شده است. در اين كتاب بعد از شرح احوال مولانا، شخصيت وی و عظمت شاهكارش، مثنوی معنوی مورد بررسی قرار گرفته است. استاد شيمل در اين كتاب اشاره میکند که: «نبايد از ياد برد كه بزرگترين ملهم مولانا در كتاب مثنوي، قرآن بوده است. از اين رو بهعبدالرحمن جامی بايد حق داد كه مثنوی مولانا را «قرآنی بهزبان فارسي» میخواند. بديهی است كه مولانا متون عرفانی پيشينيان را مطالعه كرده بود؛ متونی چون «رساله قشريه» و «احياءِ علوم الدين» امام غزالي. كتاب اخير امین آداب عرفان است و چنين مینمايد كه مولوی احتجاجات آن را در چند مورد دقيقاً دنبال كرده است. او میبايد «خمريه» دلانگيز عارف مصری همعصرش، عمربن الفارض را نيز میشناخته است، زيرا بعضی از ابيات مثنوی همچون دوبارهنويسی ابيات «خمريه» است. بهاين طريق شايد بتوان منابع بسيار ديگری نيز برای شيوه و سبك نگارش مولانا يافت (گذشته از سنتهای گوناگونی كه شعر او بر آنها متكی است)، اما آنچه در اساس قابل قبول است همان است كه او درباره خودش میگويد: فسانه عاشقان خواندم شب و روز كنون در عشق تو افسانه گشتم
«نظر مولانا درباره خدا و جهان»، « هبوط آدم »، «عروج مخلوق»، «مناجات»، «آتش عشق» و «رقص و سماع» عناوين فصلهای ديگر اين كتاب را تشكيل میدهند. در تأليف اين كتاب منابع بسياری بهزبان فارسی در اختيار استاد شيمل قرار داشته است كه گذشته از آثار منظوم و منثور مولانا، كتاب «رساله در احوال مولانا جلالالدين رومی» بهقلم فريدون بن احمد سپهسالار (تهران 1325) و كتاب «مناقب العارفين» تأليف احمدبن محمد افلاكی (تصحيح تحسين بازيجي، آنكارا 1956) را میتوان نام برد. افزون بر اينها، كتاب «مكتوبات مولانا» را كه عبدالباقی گلپيناری در سال 1963 در استانبول بهزبان تركی ترجمه و منتشر کرد، جزو منابعی است كه در دسترس استاد شيمل بوده است. از میان منابعی كه بهزبانهای اروپايی برای تأليف اين كتاب مورد استفاده بانو شيمل قرار گرفته است میتوان چند عنوان زير را نام برد: «مثنوی يا دوبيتيهای شيخ مولانا جلالالدين رومی»، نوشته گئورگ روزن (آلمانی، مونيخ 1913)، «رومی، شاعر و عارف»، بهقلم رينولد نيكلسون (انگليسي، لندن 1950)، «قصههای مثنوي»، نوشته آرتور آربری (انگليسي، لندن 1961)، «جلالالدين رومی، حكيم و شاعر بزرگ ايراني»، نوشته سيد حسين نصر (انگليسي، تهران 1974). يکی ديگر از آثار مهم بانو شيمل درباره مولانا، کتاب «شکوه شمس» است. اين کتاب سيری در آثار و افکار مولاناست و خوشبختانه بههمت استاد حسن لاهوتی و با مقدمه علامه جلال الدين آشتيانی، بهزبان فارسی نيز ترجمه شده است. بانو شيمل در کتاب زندگينامه خود که در پائيز امسال منتشر شده است، از خاطرات نخستين سفر خود بهايرانِ بعد از انقلاب در سال 1995 ياد میکند و از ديدار اين دو استاد در شهر مشهد. او مینويسد: «برای من افتخار بزرگی بود که در فرودگاه مشهد نه تنها حسن لاهوتی که کتاب پر حجم من، «شکوه شمس» را بهفارسی ترجمه کرده است، بلکه علامه آشتيانی نيز که مقدمه ای بر ترجمه فارسی اين کتاب نگاشته، بهاستقبال من آمده بودند. علامه آشتيانی يکی از برجسته ترين علمای روحانی ايران است؛ انسانی سرشار از حکمت ژرف عرفانی». «گزيدة ديوان شمس» بهزبان آلمانی مجموعهای است از غزليات و رباعيات مولانا جلالالدين محمد رومی كه نخستين بار در سال 1964 میلادی منتشر شد و تاكنون چندين بار تجديد چاپ شده است. در اين كتاب كه بيشتر مورد استفاده دانشآموزان دبيرستانی و دانشجويان قرار میگيرد، استاد شيمل تعدادی از غزليات و رباعيات مولانا را بهنظم درآورد و بخوبی پيداست كه در اين راه با استاد مسلم و سرمشق خود «فريدريش روكرت» همآوازی میكند. پروفسور شيمل از همان آغاز فعاليتهای علمی خود، بهموازات مطالعه و بررسی در آثار و افكار مولوي، بهتحقيقات دامنهداری نيز در مورد شخصيت اقبال و انديشههای وی دست زد. يكی از نخستين ترجمههای ترجمههای منظوم استاد شيمل بهزبان آلمانی كتاب «جاويدنامه» علامه محمد اقبال لاهوری است كه با مقدمهای از هرمان هسه، نويسنده نامدار آلمانی در سال 1957 منتشر شد. «پيام مشرق» و «زبور عجم»، دو مجموعه منظوم ديگر از اقبال هستند كه استاد شيمل بهزبان آلمانی بهنظم درآورده است. يكی از تأليفات بانوی گرانقدر ما كتابی است با عنوان «محمد اقبال، فيلسوفِ شاعر، شاعرِ پيامگزار» كه شامل زندگينامه و پژوهش در آثار و انديشههای اجتماعی و سياسی و دينی اقبال است. پژوهش در «جاويدنامه» يكی از فصلهای مهم و ارزشمند كتاب است.
جانِ کلام پروفسور آنه ماری شيمل در پژوهشهاو نوشته های خود موفق شده است كه حاصل تحقيقات گذشتگان و آنچه خود ساليان دراز با شكيبايی و صرف وقت بسيار درباره فرهنگ و تاريخ و معارف شرق، هم از راه مطالعه و پژوهش و هم با سير و سلوک و گشت و گذار در گوشه و کنار جهان، فراهم آورده است، با زبانی روشن و كلامی شعرگونه و جذاب، در اختيار خوانندگان قرار دهد. از اين رو آثار اين بانوی دانشور نه تنها مأخذی معتبر برای اهل تخصص و تفحص و دانشپژوهان و دانشجويان رشتههای گوناگون خاورشناسی است، بلكه عامه كتابخوان نيز با سعی اندك میتواند از اين تحقيقات سود فراوان بَرد. خاصه آنکه در میان تأليفات و ترجمههايش، كمتر نوشتهای را میتوان يافت كه جای جای آن قطعه شعری زيبا از سرايندگان شرق گنجانده نشده باشد. بهباور او «جهان شعر، جهان آشتی است». آری، جهان بانوی فرزانه ما، جهان شعر است؛ جهان شعر عطار و مولانا و اقبال. امروز، در فضای جهان پُرالتهاب ما که آکنده از سوء تفاهم و بی اعتمادی است، نقش و اهمیت فرهيختگانی چون استاد شيمل بيش از پيش آشکار میشود؛ کسانی که پيوسته با قلم و قدم خود در تنوير افکار عمومی و ترويج دوستی و ايجاد تفاهم میان ملتهاو فرهنگهای شرق و غرب کوشش و مجاهدت میکنند. چند سال پيش از اين پرفسور شيمل نوشته ای با عنوان «ملت عشق» بهمنظور درج در ويژه نامه «دين، مدارا و خشونت» در اختيار من گذارد. امروز جا دارد که ترجمه اين متن کوتاه اما پُرمعنا را بازگو کنم تا بار ديگر در گوشِ جان ما جای گيرد؛ چرا که آنچه شيمل از زبانِ مولای روم میگويد، جانِ کلام عرفان و ورد زبان عارفان و راه وصال عاشقان و طريق رستگاری آدمیان است: «وقتی در آثار مولانا جلال الدين بلخی رومی مینگريم، بهکرات اشاراتی میيابيم که ما را در برخورد با اعتقادات و ايمان انسانها بهسخاوتمندی و سعة صدر دعوت میکند. بی گمان جذاب ترين قصة مثنوی معنوی در اين خصوص، حکايت «موسی و شبان» است که در آن حق تعالی، پيامبر سخت گير خود را مورد عتاب قرار میدهد که ما را با زبان و ظاهرِ گفتار مردمان کاری نيست، بلکه با قلب و باطن آنان کار داريم؛ زيرا مذهب عشق بالاتر از همه مذهب هاست: ما زبان را ننگريم و قال را ما درون را بنگريم و حال را ناظر قلبيم اگر خاشع بُوَد گر چه گفت لفظ ناخاضع رَوَد زانکه دل جوهر بُوَد، گفتن عَرض پس طفيل آمد عَرَض ، جوهر غَرَض ملت عشق از همه دينهاجداست عاشقان را ملت و مذهب خداست لعل را گر مهر نبود، باک نيست عشق در دريای غم، غمناک نيست
در اين باب میتوانيم علی الخصوص از اين حديث منسوب بهپيامبر اسلام بهره گيريم که میفرمايد: اِستَفتِ قَلبَکَ وَ اِن اَفتَاکَ المُفتونَ. بنابراين، دلی که با خداست، حتی در تاريکی جهان ما نيز، طريق رستگاری را میيابد. و در اين راه آثار شاعران بزگ جهان اسلام و نيز شاعران دنيای مسيحی و سرايندگان سرزمینهای هند، میتواند راهنما و راهبر ما باشد».
*
با سپاس فراوان از استاد گرامی،
جناب آقای دكتر خسرو ناقد كه امكان انتشار اين مقاله را برای مؤسسه توسعه دانش و
پژوهش ايران فراهم آوردند. لازم
بهتوضيح است كه اين مقاله پيش از اين در شمارة
28 نشريه كِلك (تير 1371) منتشر شده بود؛ اما نويسنده
بهمنظور انتشار مجدد آن،
تغييرات و اصلاحاتی در آن نمودند و اطلاعات تازهای نيز به آن افزودند.
انتشار در: مجله دریچه دانش. مهر ماه 1381.
|
|
|---|
|
© 2003-2006 naghed.net |
|---|