|
|
|
|---|
|
|
بررسی تطبيقی فرهنگهای زبان آلمانی - فارسی
رضا پورحسينی* نشريه «کتاب ماه ادبيات و فلسفه» برای دومين بار بهنقد و بررسی فرهنگ زبان فارسی آلمانی/آلمانی فارسی لانگن شايت که من بيش از سه سال پيش از اين بهچاپ رساندم، پرداخته است. نخستين نقد و بررسی در اين نشريه بهقلم آقای محمد راسخ مهند از دانشگاه بوعلی همدان بود که در بهمن ماه 1382 (شماره 72) منتشر شد. اين بار آقای رضا پورحسينی از وين/اتريش در نوشتهء خود بهبررسی تطبيقی چند فرهنگ زبان آلمانی که در حال حاضر در بازار کتاب ايران قابل دسترسی است، پرداخته اند؛ از جمله فرهنگی که من تأليف کرده ام. افزون بر اين، نقد و نظر و بررسی های ديگری نيز درباره اين فرهنگ در نشريات گوناگون بهچاپ رسيده است که من برخی از آنها را در بخش نقد و نظرها گرد آورده ام. بی گُمانم تجديد چاپ مکرر اين فرهنگ در آلمان نشان از استقبال کاربَران آلمانی و ايرانی در کشورهای آلمانی زبان و نيز در ايران دارد و البته که مايه دلگرمی و تشويق در ادامهء کار است. اما برای من که دست اندرکار تأليف و تدوين فرهنگ زبان آلمانی فارسی بزرگتریام، اين نقد و نظرها و بررسی و پيشنهادها، بيش از همه غنيمت است و نعمت؛ و ترديدی نيست که همه را همواره با جان و دل خريدارم و با سپاس بسيار، از تمام آنها برای بهتر شدن کارم سود میجويم و بهرهمند میشوم. نقد و بررسی آقای پورحسينی را بخوانيد: خسرو ناقد * * * نقد منصفانه و بررسی دقيق فرهنگهای دوزبانه کاری است دشوار و خطير. با تورقی در فرهنگ زبان و نگاهی بهمدخلها و معادلها و مترادفهای آن، نمیتوان بهسادگی بهنقاط ضعف و قوّت اين نوع کتاب پیبرد و دربارهء آن داوری کرد. لازمهء نقد و بررسی کارشناسانهء فرهنگ زبان، کندوکاو در اجزاء آن، بهکارگيری مدام و استفادهء هدفمند از آن است. کاری که البته زمان میخواهد و در کوتاه مدت ميسّر نيست. اما از سوی ديگر علاقهمندان و خريداران و کاربَران اين نوع کتابها از صاحبنظران و منتقدان کتاب و در واقع از نشرياتی که تمامی يا بخشی از صفحات خود را بهمعرفی و نقد و بررسی کتاب اختصاص میدهند، انتظار دارند که در انتخاب فرهنگ زبان مورد نيازشان، آنان را راهنمايی کنند و ياريشان دهند. يکی از راههای بررسی فرهنگهای دوزبانه، مقايسهء معادلها و مترادفهای زبان مقصد در برابر زبان مبداء است. بهاين ترتيب که مدخلی را که در تمام فرهنگهای موجود ثبت شده است در نظر گرفت و سپس برابرنهادهها را بهلحاظ درستی و دقت، با هم مقايسه کرد. البته اين روش بیاشکال نيست؛ چرا که حجم واژگان فرهنگها با هم متفاوتند و در نتيجه، تعداد برابرنهادهها و مترادفها نيز با هم تناسب ندارند. علاوه بر اين، نوع مخاطبان و حوزهء کاربُرد فرهنگها نيز با هم تفاوت دارند. لذا استفاده از اين روش زمانی با دقت کارشناسانه همراه خواهد بود که مثلاً دو يا چند فرهنگ عمومی زبان آلمانی - فارسی با حجم واژگانی تقريباً مساوی (35 تا 40 هزار لغت) و با برابرنهادهها و مترادفهای يک اندازه (120 تا 140 هزار) را که مثلاً برای استفادء زبانآموزان و دانشجويان تأليف شده است با هم قياس کرد. با اين همه ناگزيريم که فرهنگ مورد نظر خود را با چند فرهنگ زبان آلمانی - فارسی ديگر که در حال حاضر در بازار کتاب موجود است، مقايسه کنيم. گرچه میدانيم که اين فرهنگها بهلحاظ حجم واژگان و نوع مخاطبان با هم اختلاف بسيار دارند. اما نخست فرهنگ زبان آلمانی - فارسی را که در اين نوشتار قصد بررسی آن را داريم، بهطور کوتاه معرفی میکنيم و ويژگيهای آن را برمیشماريم. بهتازگی در کشورهای آلمانیزبان فرهنگ فارسی بهآلمانی و آلمانی بهفارسی کوچکی بهبازار عرضه شده است که خسرو ناقد مؤلف آن است و انتشارات معتبر لانگنشايت آن را منتشر کرده است.** اين فرهنگ بهرغم کوچکی، سزاوار نقد و بررسی است. شايد تنها بهاين دليل که حاصل نخستين همکاری موفقيتآميز فرهنگنويسی ايرانی با ناشری آلمانی است. ناشر آلمانی اين فرهنگ که از سال 1856 ميلادی در کار انتشار کتابهای مرجع و بهويژه فرهنگهای دوزبانه است، از اعتبار جهانی برخوردار است و فرهنگهای دوزبانهء بسياری برای اکثر زبانهای دنيا در قطعهای متفاوت و مناسب با حجم واژگان و تعداد صفحات و نوع مخاطبان منتشر کرده است. ولی بهجز دورهء کوتاهی که پس از فروپاشی آلمان شرقی، امتياز «فرهنگ فارسی بهآلمانی يونکر - علوی» را در اختيار داشت و آن را تجديد چاپ میکرد، تا کنون در فهرست فرهنگهای منتشرشدهء خود، فرهنگ آلمانی بهفارسی و فارسی بهآلمانی، آنهم در يک مجلد نداشت. اين کمبود را بيش از همه و بهگونهای مشهود زبانآموزان و جهانگردان آلمانی و ايرانی احساس میکردند. البته اين فرهنگ در شمار فرهنگهای کوچکی است که اين ناشر در قطع جيبی، تقريباً برای تمام زبانهای زندهء دنيا، منتشر میکند. شگفت آن که تا کنون برای زبان فارسی چنين فرهنگی وجود نداشت؛ و اين در حالی است که افزون بر زبانهای بزرگ دنيا، برای زبانهای ديگر چون آلبانيايی، اندونزيايی، ايسلندی، بلغاری، سواحيلی، کرواتی و ويتنامی هم سالهاست که فرهنگهای دوزبانه در کشورهای آلمانی زبان يافت میشد. از اين رو مؤسسه انتشاراتی لانگن شايت با توجه بهنياز روزافزون ايرانيان و آلمانی ها بهفرهنگ زبان، بر اساس سابقهء کار خسرو ناقد در ترجمه متون و تجربيات او در زمينهء فرهنگنگاری، سفارش تأليف و تدوين نخستين فرهنگ دوزبانهء آلمانی بهفارسی را بهوی داده است. مخاطبان اصلی اين فرهنگ بيشتر زبانآموزان فارسی و آلمانی و نيز جهانگردان آلمانیزبان و فارسی زبانند تا بهراحتی بتوانند با رجوع بهآن نيازمنديهای اوليهء خود را بر طرف کنند. از اين رو ناشر، اين فرهنگ دوسويه را در قطعی کوچک عرضه کرده است تا بههنگام مسافرت و در مدرسه و کوچه و بازار، در جيب و کيف جا بگيرد. از آن جا که در مرتبهء اول، مخاطبان آلمانی در نظر بودهاند، تمام اصطلاحات و واژه ها و مثالهای فارسی بهصورت سادهای آوانويسی شده است تا کار خواندن لغات فارسی برای آلمانیزبانان آسان شود. اين کار نه تنها بهآلمانیزبانان که در آلمان و اتريش و مناطق آلمانیزبان کشور سويس و ايران و افغانستان و تاجيکستان با زبان فارسی سر و کار دارند، کمک بسيار میکند، بلکه بهنسل جديدی از ايرانيان نيز که ساکن کشورهای آلمانیزبانند و خواندن و نوشتن فارسی را نمیدانند، اما فارسی را میفهمند و يا کم و بيش میتوانند فارسی حرف بزنند، ياری میرساند. در بخش فارسی بهآلمانی فرهنگ لانگن شايت، افزون بر واژه های پُربسامد زبان نوشتاری و گفتاری، بهواژهها و اصطلاحات عاميانه نيز که در زبان محاورهای رايج شدهاند، برمیخوريم که کمتر فرهنگ دوزبانهای، آن هم با چنين معادلهای دقيق و مناسب در زبان مقصد، ديده میشود؛ مثلاً: آس و پاس völlig abgebrannt فِس فِسو Trödler(in), Trödelfritze, Trödelliese تنش میخاره ihm/ihn juckt das Fell کلهگنده hohes Tier هولهولکی Hals über Kopf, überstürzt قاپ زدن schnappen فتّ و فراوان in Hülle und Fülle چاپيدن neppen ابوقراضه Klapperkasten چُسی Prahlerei, Protzerei و جز اينها. در اين فرهنگ انتخاب واحدهای واژگانی با توجه بهنوع مخاطبان و عمومی بودن فرهنگ صورت گرفته است و تقريباً همه واژه های رايج و زندهء زبان فارسی و آلمانی که در محاورهء روزمره مورد استفاده قرار میگيرد، ثبت شده است. فرهنگ لانگن شايت تنها فرهنگ در ميان فرهنگهای موجود است که رسمالخط (شيوهء نگارش) جديد زبان آلمانی که بهتازگی در کشورهای آلمانی زبان رسميت يافته، در آن بهکار رفته است. حاصل کار، فرهنگی شده است دوسويه، يعنی فارسی بهآلمانی و آلمانی بهفارسی، در قطع جيبی و با هجده هزار واژه پُربسامد، بههمراه آوانويسی واژه های فارسی و کاربرد آنها در حوزه های معنايی گوناگون و مثال های متعدد که در چهارصد و هشتاد صفحه بر روی کاغذ نازک اما محکم و با صحافی خوب و طرح ساده و جالب روی جلد بهبازار کتاب عرضه شده است. حال در زير نمونهوار مدخلها و معادلهای پنج فرهنگ آلمانی - فارسی را که در دسترس داريم با هم مقايسه میکنيم: 1- فرهنگ آلمانی فارسی دانشگاهی، تأليف اميراشرف آريانپور. 2- فرهنگ جامع آلمانی - فارسی بروک هاوس، تأليف خشايار قائم مقامی. 3- فرهنگ آلمانی - فارسی، تأليف حسين پنبهچی. (اين فرهنگ ترجمهء فرهنگ يک زبانهء آلمانی دودن است). Duden. Das Bedeutungswörterbuch 4- فرهنگ جامع آلمانی - فارسی، تأليف حسين توکلی. 5- فرهنگ فارسی - آلمانی و آلمانی - فارسی لانگن شايت، تأليف خسرو ناقد. البته پيشتر هم اشاره کرديم که فرهنگ لانگنشايت، چه بهلحاظ قطع و اندازه و چه بهلحاظ حجم واژگان و تعداد برابرنهادهها و مترادفها، از همه فرهنگهای مذکور کوچکتر است و شايد تنها با فرهنگ آلمانی - فارسی، تأليف حسين پنبهچی، يا احتمالاً فرهنگ جامع آلمانی - فارسی، تأليف حسين توکلی قابل قياس باشد. بههر حال، ما سعی میکنيم در بررسی تطبيقی خود، حتیالامکان مدخلهايی را برگزينيم که در تمام اين فرهنگها ضبط شده باشند نمونهء اول: دو واژهء Gefängnis و Kittchen را در زبان آلمانی در نظر بگيريم که هر دو بهمعنای «زندان» است. اما يکی بيشتر در زبان نوشتاری و ديگری در زبان محاوره بهکار میرود. همهء فرهنگهای آلمانی بهفارسی بدون استثناء در مقابل اين دو واژه، معنای «زندان» را گذاردهاند و فقط فرهنگ لانگنشايت معادل «زندان» را برابر Gefängnis و «هُلفدونی» را در برابر Kittchen نهاده است. نمونهء دوم: Titel فرهنگ شمارهء 1) مقام، درجه؛ عنوان تيتر. 2) لقب، عنوان، تيتر. 3) عنوان يا مقام و يا سمت خاصی که بهمناسبت خدمات شايسته بهاشخاص اعطاء میگردد، درجه؛ عنوان يا اسم يک کتاب يا يک اثر هنری. 4) عنوان، لقب، تيتر، مقام قهرمانی [ورزش]. 5) [کتاب] عنوان، تيتر؛ [شخص] لقب. آنچه در اين مثال بيش از هر چيز جلب توجه میکند، فرهنگ شمارهء 3 است. مؤلف ظاهراً تمام متن لغتنامه Duden را که فرهنگ آلمانی بهآلمانی است، ترجمه کرده است. در صورتی که کار مؤلف فرهنگ دوزبانه يافتن معادلهای دقيق و مناسب برای واژههاست و نه تعريف و تشريح آنها. در فرهنگ پنبهچی، اين وضع تا آخر ادامه دارد نمونهء سوم: Handschrift شمارء 1) نسخه خطی، دستخط. 2) خط؛ دست نويس. [در اين فرهنگ مدخل آلمانی به غلط با ff ضبط شده است]. 3) خط دستی، خطی که با دست نوشته شده باشد؛ کتابی که در قرون گذشته (قرون وسطی) با دست نوشته شده باشد، کتاب خطی. 4) دستخط. 5) دستخط، خط؛ نسخهء خطی. نمونهء چهارم: Quatsch شمارء 1) حرف مفت، سخن بی معنی، مهمل گويی، لوسبازی، چرندپرند. 2) ياوه، مزخرف، حرف مفت. 3) حرف يا عمل مزخرف و نادرست و احمقانه و بی ارزش و بی معنی، حرف بیسروته. 4) چرند و پرند، مهمل، مزخرف، حماقت. 5) ليچار، شرّ و ور؛ شوخی. نمونهء پنجم: Landfriedensbruch شمارهء 1) نقض آرامش کشور. 2) شورش کردن و دستبرد زدن بهمال و جان مردم. 3) و 4) و 5) اين واژه را ضبط نکرده اند. 1) و 2) هم سعی در تعريف و معنی کردن داشتهاند و بهخطا رفتهاند. معادل دقيق و درست آن «اختلال در نظم عمومی، ايجاد اغتشاش» است. نمونهء ششم: Notwehr شمارهء 1) دفاع از خود، خودپدافند. 2) دفاع اضطراری از خود. 3) دفاع از جان خود هنگام مورد خطر جانی قرار گرفتن و کشتن کسی که قصد جان شخص را داشته باشد بدون آن که او از اين بابت کيفر شود. 4) دفاع از خود. 5) دفاع مشروع. در اين جا میبينيم که تنها معادل درست و دقيق اين اصطلاح حقوقی را که در لغتنامهء دهخدا نيز بههمين معنا ضبط شده، خسرو ناقد بهکار گرفته است. نمونهء هفتم: Podiumsdiskussion شمارهء 1) گفتوگوی روحانی با حاضران. 2) و 3) و 4) ندارد. 5) ميزگرد. نمونهء هشتم: Handschuhfach شمارهء 1) قسمت دستکش در فروشگاه. 2) محلی در داشبورت ماشين برای قرار دادن بعضی از اشياء. 3) ندارد. 4) داشبورد. 5). داشبرد. نمونهء نهم: Teufelskreis شمارهء 1) تسلسل مشکلات. 2) موقعيت بد و نامناسب، سلسلهای از حوادث و پيشامدهای ناجور. 3) ندارد. 4) تسلسل مشکلات، موقعيتی که انسان برای برطرف کردن يک مشکل با مشکلی جديد مواجه میشود. 5) دور باطل. نمونهء دهم: Kleinkram اصطلاحی رايج در زبان محاورهء آلمانی است. 1) چيز جزئی و اندک، موضوع کم اهميت و ناچيز. 2) اشياء کوچک بیارزش، کارهای بیاهميت و ناچيز، خردهکاری. 3) کارهای کماهميت ولی لازم و دست و پاگير و وقت تلف کنندهء روزانه. 4) ندارد. 5) خرده ريز، خرت و پرت. نتيجه ای که از اين بررسی کوتاه میتوان گرفت، اين است که مؤلف فرهنگ دوزبانه جداً بايد از تعريف و توصيف لغات و اصطلاحات بپرهيزد. بهعبارتی ديگر، از معنی کردن و توضيح و تشريح و ترجمهء سرمدخلها دوری جويد و بکوشد تا در زبان مقصد برابرنهادههايی دقيق و مناسب برای هر واژه بيابد. شايد ويژگی ممتاز فرهنگلانگن شايت، معادلهای درست و دقيق واژه هاست؛ چه در بخش آلمانی بهفارسی و چه در بخش فارسی بهآلمانی. * وين/اتريش ** Langenscheidt Universal -Wörterbuch PersischPersisch - Deutsch, Deutsch - Persisch. Von Khosro Naghed. Berlin München Wien 2002. 480 Seiten. ISBN: 3-468-18250-3. 10,95 €
انتشار در: کتاب ماه ادبيات و فلسفه. شماره 89-90. فروردين 1384.
|
از ديگران
|
|---|
|
© 2003-2006 naghed.net |
|---|