Sunday, August 19, 2007 - يکشنبه 28 مرداد 1386
    شماره خبر= 5960
مجموعه‌ای تازه از اریش فرید منتشر شد
پایان یک تراژدی‌

آنکه هولناک‌
پره‌های آسیای بادی را
پیش‌رو دارد
برانگیخته می‌شود
قلبش‌
و سرش‌
و نیزه‌اش‌
در نبردی‌
که با این غول‌
در پیش دارد
اما آنکه پره‌های آسیای بادی را
بعد از قهقهه‌
اوباشان‌
هنوز هم پیش‌رو دارد
و غول را
هنوز هم در سر
نیزه را
در قلب دارد
اگر به چهره‌اش در عکس‌هایی که از او به یادگار مانده خیره شوید نه نشانی از طغیان روحی آدمی را پیدا می‌کنید و نه حس تند مزاجی کسی که عکس‌هایش را در دست گرفته‌اید. او در ظاهر بسیار آرام است و مهربان، با موهایی جوگندمی و سبیل‌هایی که از ته تراشیده شده‌اند. حکایت شعرها با قیافه‌اش حکایتی کاملا‌ متفاوت است. شعرهای او در عین اینکه بسیار ساده‌اند اما زخمی عمیق یادگار سال‌های دور را به تصویر می‌کشانند.اریش فرید شاعر همیشه معترض اتریشی که آلمانی زبان است سرنوشت پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشت. او به‌خاطر موضع‌گیری‌های چپگرایش سال‌ها مجبور بود با روبندیل‌اش را جمع کند و از کشوری به کشوری دیگر پناه ببرد. او اعتقادداشت شاعری یعنی مقاومت در برابر بی‌احساسی، کوته‌فکری، بی‌عاری و بی‌خیالی.شاید به‌خاطر همین احساس تعهد است که با آنکه سال‌ها پیش او برای همیشه از زندگی خداحافظی کرده شعرهایش قاب بسیاری از دیوارهاست. ریشه اشعار فرید در مبارزه با فاشیسم، مخالفت با جنگ ویتنام، اعتراض به سیاست اسرائیل درباره سرکوب اعراب گره خورده است. او همواره مبلغ مقاومت سیاسی در دنیا علیه سرمایه‌داری بود که این نکته سبب شد رسانه‌ها در برابرش موضع بگیرند و شعرهایش را سانسور کنند. سیاستمداران کشورهای آلمانی زبان از ورود آثار او به کتاب‌های درسی جلوگیری کردند اما با همه اینها صدای او رساتر از پیش به گوش جهانیان رسید.او معتقد بود که هرچه خواننده بیشتر درباره زندگی شخصی‌اش بداند راحت‌تر با‌آثارش ارتباط برقرار می‌کند، پس حالا‌ زمان آن رسیده است که نگاهی بیندازیم به زندگی اریش فرید شاعر اتریشی آلمانی زبان. او در سال 1921 در وین متولد شد. سازمان مخوف گشتاپو پدرش را به قتل رساند و فرید به ناچار در 17 سالگی به انگلیس پناه برد. در زندگی برای گذران روزمرگی‌هایش مثل بسیاری از شاعران و نویسندگان بزرگ، به شغل‌های زیادی روی آورد از جمله کتابداری، تکنسین آزمایشگاهی، کارگر موقت روز مزد و ... او معمولا‌ هر شب پیش از آنکه چشم‌هایش را بر هم بگذارد شعر می‌نوشت. شعرهای عاشقانه او گواه این ادعاست که به صراحت بگوییم اریش فرید با تمام روحیه معترضی که داشت عاشق بود یک عاشق واقعی و درد کشیده. به واسطه آثاری که یادگار گذاشت جایزه‌های مختلفی را از آن خود کرد. نکته جالب قصه اینجاست که این شاعر، نویسنده و نمایشنامه‌نویس 18 سال تمام در بخش آلمانی رادیو بی‌.بی‌.سی به تفسیر مسائل و رخدادهای سیاسی می‌پرداخت.مترجمانی مثل علی عبداللهی و خسرو ناقد تا اکنون آثار زیادی از اریش فرید را به فارسی برگردانده‌اند. ناقد پس از انتشار کتابی با عنوان <بر لبه تیغ> که به سرعت در بازار کتاب نایاب شد، این روزها گزیده‌ای از شعرهای او را با نام <مرگ را با تو سخنی نیست> از سوی نشر چشمه منتشر کرد. آثار فرید برای علا‌قه‌مندان بی‌شمارش همیشه جذابیت دارد اگرچه پایان زندگی‌اش بیشتر شبیه تراژدی است. اریش فرید در 22 نوامبر سال 1988 در 67 سالگی هنگامی که در لندن مشغول شعرخوانی بود درگذشت.
ياسين نمکچيان