بهمناسبت برگزارى نمايشگاه
كتاب فرانكفورت
بازار مكاره كتاب
آنچه
اهل كتاب و كتابت درباره نمايشگاه بين المللى
كتاب فرانكفورت بايد بدانند
خسرو ناقد
|
|
|
|
بخش پايانى
•
فراز
و نشيب ها و بحران ها
در اواخر دهه
شصت ميلادى، موج گسترده تظاهرات فراگير دانشجويان
در اروپاى مركزى و آمريكاى شمالى و
ناآرامى هاى ناشى از آن دامن نمايشگاه جهانى
فرانكفورت را نيز گرفت و موجب سياسى تر شدن
آن گرديد و حتى تا مرز ازهم پاشيدگى نمايشگاه
پيش رفت. دانشجويان معترض به اوضاع سياسى و
اقتصادى آن دوران كه صحنه نمايشگاه را مكانى مناسب
براى طرح و تبليغ اعتراضات خود و جلب افكار عمومى
مى ديدند، غرفه هاى نمايشگاه را
اشغال كردند و مباحث سياسى روز را در كانون
نمايشگاه جاى دادند. در آن سال ها جنب و جوش
بى سابقه اى در راهروها و غرفه ها
و سالن هاى نمايشگاه پديد آمد و حتى موسسات
انتشاراتى تاز ه اى، مناسب با
خواسته هاى نسل جوان و پرشور آن دوران پا
گرفت كه اغلب تا امروز به فعاليت خود ادامه
مى دهند. اما چند سال پس از اين واقعه،
با فرونشستن جنبش دانشجويى، از جذابيت نمايشگاه
كتاب فرانكفورت هم كاسته شد. ديگر نه موضوعى
بحث انگيز مطرح مى شد و نه
مناظره كنندگانى پرشور و جوان يافت
مى شد كه راجع به مسائل روز و
كتاب هاى تازه جدل و جدال كنند. از سال ۱۹۷۲
ميلادى سطح فرهنگى نمايشگاه به طور چشمگيرى
نزول كرد و كتاب هاى پيش پاافتاده و بعضاً
مبتذل، قفسه غرفه ها را پر كرد؛
كتاب هايى چون «بزرگترين» نوشته محمد على
كلى، «اسب پيشكش» نوشته هيلدگارد كنف هنرپيشه
آلمانى، «خاطرات فرانتس بكن باوئر» فوتباليست
آلمانى، «خاطرات جينالولو برجيدا» و جز اينها با
تبليغات سرسام آور، در زمره كتاب هاى
پرفروش قرار گرفتند. مهمانان و سخنرانان نمايشگاه
كتاب نه نويسندگان و هنرمندان و مترجمان و
شخصيت هاى فرهنگى و ادبى، بلكه ورزشكاران و
ستاره هاى سينما بودند. نمايشگاه كتاب
فرانكفورت در اين دوره كوتاه از رونق افتاد و اغلب
نويسندگان و اهل قلم و اهل نظر و منتقدان
صاحب نام، رغبت چندانى به شركت در
نمايشگاه نشان نمى دادند. بازتاب جلسه
افتتاحيه و مراسم اهداى «جايزه صلح اتحاديه ناشران
و كتابفروشان آلمان» كمرنگ شده بود. معرفى و نقد و
بررسى كتاب هاى تازه در مطبوعات، راديو و
تلويزيون نيز به طور قابل توجهى كاهش
يافت.
•
دگرگونى هاى بنيادى
اما پيش از
آن كه نمايشگاه كتاب فرانكفورت فقط به بازارى
براى تبليغ و ترويج كتاب هاى نازل تبديل شود،
مسئولان نمايشگاه براى نجات نام پرآوازه
«قديمى ترين و بزرگترين بازار مكاره جهانى
كتاب» پيشقدم شدند و در سازماندهى نمايشگاه
دگرگونى هايى بنيادى پديد آوردند و در اين
راه كوشيدند كه ملاحظات اقتصادى را تنها معيار
موفقيت نمايشگاه كتاب قرار ندهند و به موازات
آن در ارتقاى سطح فرهنگى و جاذبه نمايشگاه نيز
بكوشند. در نخستين قدم تصميم گرفتند كه در هفته
برگزارى نمايشگاه به مسائل مهم جهان نيز
بپردازند. شايد به جرات بتوان گفت كه از سال
۱۹۷۶ ميلادى كه برگزاركنندگان مصمم شدند هرساله
موضوعى را در كانون مباحث اصلى نمايشگاه قرار
دهند، نمايشگاه كتاب فرانكفورت - حداقل در
سرزمين هاى آلمانى زبان - به تدريج
به «مهمترين رويداد فرهنگى و اجتماعى سال»
تبديل شد و تا امروز نيز اين جايگاه را حفظ و
تثبيت كرده است. براى نخستين بار در بيست و هفتمين
نمايشگاه كتاب فرانكفورت «آمريكاى لاتين» موضوعى
بود كه در كانون فعاليت هاى نمايشگاه قرار
گرفت؛ چرا كه در اوايل دهه هفتاد ميلادى، در پى
وقوع چند كودتا در كشورهاى آمريكاى لاتين و
استقرار ديكتاتورى هاى نظامى، موجى از خشونت
و درگيرى هاى مسلحانه اين منطقه از جهان را
دربرگرفته و وضعيتى بحرانى پديد آورده بود. قرار
دادن فرهنگ و ادبيات «آمريكاى لاتين» و بحث و
گفت وگو درباره مسائل تاريخى و اجتماعى اين
سرزمين ها در كانون مباحث اصلى نمايشگاه با
اقبال همگانى روبه رو شد و توجه افكار عمومى
و رسانه هاى گروهى را بيش از پيش
به مسائل موجود در كشورهاى آمريكاى لاتين جلب
كرد. از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۸ ميلادى هر دو سال يك بار
موضوعى در كانون نمايشگاه فرانكفورت قرار گرفت و
ناشران نيز مى كوشيدند كه پيشاپيش در
ارتباط با اين موضوع مركزى كتاب هاى بيشترى
منتشر كنند. از سال ۱۹۸۹ ميلادى تاكنون
به دليل اقبال عمومى از اين ابتكار،
برگزاركنندگان به جاى هر دو سال هرساله
موضوعى يا كشورى را در مركز مباحث نمايشگاه قرار
مى دهند. از آن جمله اند:
سال ۱۹۸۰ كودك و كتاب، سال ۱۹۸۲ دين، ۱۹۸۴ جورج
اورول (به خاطر رمان معروف او با عنوان
«۱۹۸۴»، ۱۹۸۶ هندوستان، ۱۹۹۰ ژاپن. در سال ۱۹۹۲
روسيه را به عنوان كشور مهمان نمايشگاه در
نظر گرفته بودند كه به علت اوضاع بحرانى اين
سرزمين در آن دوران، كشور مكزيك و مسائل مربوط
به آن در كانون نمايشگاه قرار گرفت. در سال
۱۹۹۴ برزيل، ۱۹۹۷ پرتغال و سال ۲۰۰۰ ميلادى كشور
لهستان. پارسال در پنجاه و چهارمين نمايشگاه كتاب
فرانكفورت «جهان عرب» و تاريخ و فرهنگ و ادبيات
سرزمين هاى عرب زبان موضوع اصلى
نمايشگاه بود.امسال كشور كره، هم شمالى و جنوبى،
مهمان و موضوع اصلى نمايشگاه كتاب فرانكفورت
است.
•
جايزه صلح
در سال ۱۹۵۰ ميلادى همزمان
با برپايى دومين نمايشگاه كتاب، «اتحاديه ناشران و
كتابفروشان آلمان» اعلام كرد كه
جايز ه اى به نام «جايزه صلح» در
نظر گرفته است و قصد دارد كه همه ساله همزمان
با هفته برگزارى نمايشگاه كتاب طى مراسمى در
«كليساى پاول» فرانكفورت، اين جايزه را
به شخصيتى فرهنگى - اجتماعى يا نهادى و
سازمانى كه در پيشبرد و تحقق انديشه هاى
بشردوستانه و صلح طلبانه و ايجاد تفاهم ميان
ملت ها موثر بوده است، اعطا كند. (پيشتر
اشاره كردم كه «كليساى پاول» بيشتر اهميت تاريخى
دارد؛ چون محل تشكيل نخستين مجلس موسسان آلمان در
سال ۱۸۴۸ ميلادى بوده است.) در اساسنامه اين جايزه
تاكيد شده است كه مى تواند
به شخصيتى كه در قيد حيات نيست نيز تعلق
گيرد. «جايزه صلح» با مبلغ پانزده هزار يورو جايزه
نقدى، اهدايى اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان
همراه است و داوران آن را هياتى از شخصيت هاى
فرهنگى و اجتماعى آلمان و نيز نمايندگانى از
اتحاديه ناشران تشكيل مى دهند. اين
جايزه كه مهمترين جايزه فرهنگى آلمان است از اهميت
و شهرت جهانى برخوردار است و به خاطر كتاب يا
اثر مشخصى به نويسنده، هنرمند، مترجم يا
شخصيتى فرهنگى و اجتماعى تعلق نمى گيرد، بلكه
اساس انتخاب، ارزش و اعتبار مجموعه آثار و سير
تكاملى زندگى فرهنگى و حيات اجتماعى نامزدها است.
ناگفته پيداست كه تاكنون نژاد، مليت، جنسيت و
اعتقادات مذهبى نامزدهاى دريافت اين جايزه در
تصميم گيرى شوراى داوران هيچ گونه
تاثيرى نداشته است و تنها معيار داوران در گزينش
افراد، مجموعه كوشش هاى بشردوستانه و
صلح طلبانه آنان در گستره دانش و ادبيات و
آفرينش آثار هنرى بوده است. نگاهى به اسامى
برخى از دريافت كنندگان «جايزه صلح» اتحاديه
ناشران و كتابفروشان آلمان، بهترين گواه اين
ادعاست:
۱۹۵۰: ماكس تاو نويسنده آلمانى نروژى
تبار
۱۹۵۱: آلبرت شوايتزر پزشك و نويسنده شهير
كه يك سال بعد نيز موفق به دريافت جايزه صلح
نوبل شد.
۱۹۵۳: مارتين بوبر فيلسوف و مورخ
يهودى اتريشى.
۱۹۵۵: هرمان هسه نويسنده و شاعر
آلمانى.
۱۹۵۷: تورنتون وايلدر نويسنده
آمريكايى.
۱۹۵۸: كارل ياسپرس فيلسوف
آلمانى.
۱۹۶۰: ويكتور گالنتس ناشر
انگليسى.
۱۹۶۱: ساروپال رادهاكريشنان استاد
فلسفه و رئيس جمهور هند.
۱۹۶۷: ارنست بلوخ
فيلسوف آلمانى.
۱۹۶۸: لئوپولد سدار سنگار
رئيس جمهور سنگال.
۱۹۷۲: يانوش كورجاك
پزشك و آموزگار لهستانى كه در سال ۱۹۴۲ ميلادى با
فداكارى و از جان گذشتگى كوشيد تا صدها كودك يهودى
را از مرگ نجات دهد و در اين راه جان باخت. جايزه
به بازماندگان او تعلق گرفت.
۱۹۷۳: كلوپ
رم انجمنى متشكل از دانشمندان و صاحبان صنايع كه
پژوهش در اوضاع جهان و ترسيم دورنماى جامعه بشرى
را با هدف تأمين صلح جهانى و همبستگى
انسان ها بر پايه احترام متقابل و عدالت
اجتماعى در دستور كار خود قرار داده است.
۱۹۷۶:
ماكس فريش نويسنده سوئيسى.
۱۹۷۷: لشك
كولاكوفسكى متفكر و متكلم لهستانى.
۱۹۷۸:
آستريد ليندگرن نويسنده سوئدى داستان هاى
كودكان و آفريننده «پى پى جوراب بلند»
كه از شهرت و محبوبيت جهانى برخوردار
بود.
۱۹۷۹: يهودى منوهين ويولن نواز
آمريكايى.
۱۹۸۰: ارنستو كارديال شاعر
نيكاراگوايى و كشيش كاتوليك كه در دوران حكومت
ساندنيست ها وزير فرهنگ اين كشور
بود.
۱۹۸۱: لف كاپولف نويسنده معترض روسى كه با
كوشش هاى هاينريش بل موفق شد از روسيه
خارج و در آلمان فدرال ساكن شود.
۱۹۸۴: اكتاويو
پاز نويسنده مكزيكى.
۱۹۸۹: واسلاو هاول
نويسنده و نمايشنامه نويس لهستانى كه
به مقام رياست جمهورى اين كشور
رسيد.
۱۹۹۰: كارل ددسيوس مترجم و ويراستار
لهستانى.
۱۹۹۴: خورخه سمپرون نويسنده اسپانيايى
و وزير فرهنگ اين كشور در سال هاى ۱۹۸۸ تا
۱۹۹۱.
۱۹۹۵: پروفسور آن مارى شيمل
شرق شناس و اسلام شناس آلمانى.
۱۹۹۶:
ماريو بارگاس يوسا نويسنده پرويى.
۱۹۹۷: ياشار
كمال نويسنده ترك.
۲۰۰۰: آسيه جبار نويسنده
الجزايرى.
۲۰۰۱: يورگن هابرماس فيلسوف
آلمانى.
۲۰۰۲: چينوآ آچه به نويسنده
نيجريه اى. اين نويسنده آفريقايى اخيراً با
اعلام انصراف خود از دريافت جايزه ملى نيجريه،
به اوضاع اجتماعى و سياسى كشورش اعتراض كرد.
او در نامه اى به رئيس جمهور
نيجريه نوشت: «شرايط نيجريه كه اكنون تحت نظارت
شماست، در وضعيت بسيار خطرناكى قرار دارد. من تنها
مى توانم با نپذيرفتن اين جايزه
نااميدى و مخالفتم را نشان دهم».
۲۰۰۳: سوزان
سانتاگ نويسنده آمريكايى.
۲۰۰۴: در سال گذشته
پيتر استرهازى نويسنده ۵۳ساله مجارستانى برنده
«جايزه صلح» اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان
شد. جالب آنكه استرهازى كه از قديمى ترين
خانواده هاى اشرافى مجارستان برخاسته است،
فارغ التحصيل رشته رياضيات از دانشگاه
بوداپست است و پيش از آنكه در سال ۱۹۷۸
به طور حرفه اى به نويسندگى
بپردازد، برنامه نويس كامپيوتر در وزارت
ذوب آهن و ماشين سازى مجارستان بود.
ناگفته نماند كه خانواده اين نويسنده در شمار يكى
از ثروتمندترين خانواده هاى مجارستان قرار
داشت كه پس از روى كار آمدن كمونيست ها در
سال ،۱۹۵۱ از آنان سلب مالكيت شد و از املاك و
زمين هاى بسيار وسيعى كه داشتند رانده و به
دهكده اى كوچك تبعيد شدند. با آنكه در
سال ۱۹۵۶ ميلادى خانواده استرهازى همچون ديگر
خاندان هاى اشرافى اجازه يافتند كه به
بوداپست بازگردند، اما املاك و دارايى هايشان
به آنها
باز پس داده نشد. با نگاهى
به نخستين آثار استرهازى مى توان
ديد كه او در شمار آن نسل از نويسندگان جديد مجارى
است كه زير فشار خردكننده دولت و نظامى
ايدئولوژيكى مى زيسته و از اين رو
توانسته است شيو ه اى تازه و زبانى
استعارى براى نگارش داستان هايش بيابد؛
موهبتى كه به سادگى نصيب هر
نويسند ه اى نمى شود تا با
به كارگيرى آن بتواند آثارش را آن چنان شكل
دهد كه حتى الامكان از تيغ سانسور در امان
بماند. «ايمره كرتژ»، برنده جايزه نوبل ادبيات كه
او هم مجارستانى است، درباره پيتر استرهازى
مى گويد: «براى من عجيب بود كه
استرهازى هميشه خيلى راحت مى نشست و
بدون هيچ نگرانى قهو ه اش را
مى نوشيد و مى نوشت. انگار
سفير اتريش است كه اين همه به امنيت خود
اطمينان دارد. او با پنهان كردن مضامين
داستان هايش در ميان خطوط، قادر بود
به سادگى ماموران اداره سانسور را گمراه كند؛
مامورانى كه فقط قادر به درك آن مفاهيمى
بودند كه پيشتر به آنان ديكته شده بود.
سانسورچيان و ماموران تفتيش عقايد قادر به
فهم اين موضوع نيستند كه نوشته اى
به ظاهر طنزآميز چگونه مى تواند
خوانندگان بسيارى را جذب كند.
•
اتحاديه ناشران
و كتابفروشان آلمان
پيشتر هم اشاره كردم كه در
واقع مديريت، برنامه ريزى، سازماندهى و
برپايى نمايشگاه جهانى كتاب فرانكفورت و نيز
برگزارى مراسم اهداى «جايزه صلح» در دست «اتحاديه
ناشران و كتابفروشان آلمان» است كه با استقلال
كامل و موفقيت چشمگير و سودبرى بسيار انجام وظيفه
مى كند. سنگ بناى اوليه اين اتحاديه در
سال ۱۸۲۵ ميلادى در شهر لايپزيك گذاشته شد و
نخستين شماره نشريه اتحاديه در سال ۱۸۳۴ ميلادى
منتشر شد كه در ابتدا به صورت هفته نامه
و پس از مدتى روزانه انتشار مى يافت.
اين نشريه در شمار قديمى ترين نشريات صنفى
آلمان محسوب مى شود. در همان
سال هاى نخست تاسيس اتحاديه «فريدريش كريستف
پرتس» يكى از بنيانگذاران اتحاديه ناشران،
مدرسه اى نيز با هدف تعليم و تربيت كارآموزان
حرفه كتابفروشى پايه ريزى كرد. بعدها در كنار
اين مدرسه، دانشكد ه اى نيز
به وجود آمد كه در آن رشته هاى گوناگون
صنعت نشر و امور بازارپژوهى و بازاريابى و تبليغات
و پخش كتاب و خلاصه آنچه به توليد و بازرگانى
كتاب بستگى دارد تدريس مى شد. اين
دانشكده تا امروز پابرجا است و براى مثال از سال
۱۹۷۲ تا ۱۹۹۸ ميلادى در مجموع ۵۱۸ دانشجو از اين
دانشكده فارغ التحصيل شد ه اند كه
۳۶۵ تن از آنان (بيش از هفتاد درصد) را زنان تشكيل
مى دهند. البته اين دانشكده سواى
دانشكده كتابدارى است. بعد از جنگ جهانى دوم و
تقسيم آلمان به دو بخش غربى و شرقى، تشكيلات
اتحاديه و نشريه آن نيز منشعب شد و از سال ۱۹۴۵ تا
۱۹۹۱ ميلادى نه تنها دو اتحاديه، بلكه دو نشريه-
يكى در فرانكفورت و ديگرى در لايپزيك - فعاليت
جداگانه داشتند و پس از اتحاد آلمان،
اتحاديه هاى شرق و غرب و نشريه هايشان
هم به هم پيوستند و اتحاديه اى منسجم با
نشريه اى واحد به وجود آوردند كه در حال
حاضر به صورت هفتگى در ۱۵ هزار شمارگان منتشر
مى شود. اتحاديه ناشران و كتابفروشان
آلمان ۷ هزار عضو دارد كه از ۲۲۵۴ ناشر، ۴۴۳۶
كتابفروش، ۱۷۴ بازارياب و ۱۴۶ واسط ميان ناشر و
كتابفروش تشكيل مى شود و در مجموع حدود
۵۰۰ ناشر و كتابفروش در آن عضو نيستند.
|
|
|
|
يكى
از دستاوردهاى مهم اتحاديه نظم دادن
به اقتصاد بازار كتاب و ارائه طرح اوليه
لايحه قانونى «تعيين و تثبيت قيمت كتاب»
به پارلمان آلمان بود كه بر مبناى آن ناشران
اجازه تغيير قيمت اوليه اى را كه براى
كتاب هايشان تعيين كرد ه اند
ندارند و كتابفروشان سرتاسر آلمان نيز قانوناً
موظفند كتاب را به قيمت تعيين شده از سوى
ناشران بفروشند و تخطى از اين قانون جرم محسوب
مى شود. ناشران تنها با كسب مجوز رسمى
مى توانند باقى مانده
كتاب هايى را كه هنوز در انبارشان موجود است،
ارزان تر از قيمت تعيين شده اوليه
به كتابفروشان عرضه كنند. از سوى ديگر
كتابفروشان نيز موظفند كه اين گونه
كتاب ها را با مهرى كه بر برش كتاب
مى زنند، از كتاب هاى ديگر متمايز
كنند و با قيمت مناسب ترى به دست
مشتريان برسانند. «اتحاديه ناشران و كتابفروشان
آلمان» در سال هاى اخير و به خصوص پس از
اتحاد ارزى جامعه اروپا در سال ۲۰۰۰ ميلادى، با
مذاكراتى درازمدت و دشوار كه با دولت آلمان و
كميسيون پارلمان اروپا انجام داد، موفق شد استمرار
اين قانون را در آلمان و اتريش حفظ كند. اصولاً
طرح هاى اوليه لوايحى كه به كتاب و نشر
و پخش و حدود و ثغور آن بستگى دارد، از سوى
«اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان» تهيه و تدوين
و به كميسيون هاى ذى صلاح در
پارلمان آلمان تسليم مى شود كه پس از
نشست هاى مشورتى و مذاكره با نمايندگان
اتحاديه به تصويب نهايى مى رسد.
در واقع اتحاديه به عنوان نهادى صنفى -
فرهنگى به رسميت شناخته شده و يكى از اركان
تعيين كننده سياستگزارى هاى مرتبط با
توليد و نشر و پخش كتاب است. افزون بر اين
«اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان» نه تنها در
دفاع از حقوق صنفى اقتصادى اعضاى خود فعال است،
بلكه در دفاع از آزادى بيان و عقيده و پشتيبانى از
اهل قلم و نظر همواره پيشقدم بوده است و اگر خداى
ناكرده، دولت قصد دخالت غيرقانونى و مميزى كتاب را
داشته باشد، باز اين «اتحاديه ناشران و
كتابفروشان» است كه همراه و هم صدا با
نهادهاى ديگرى چون «كانون نويسندگان»، «انجمن قلم»
و «اتحاديه روزنامه نگاران» در برابرش قد علم
مى كنند و از راه هاى قانونى جلوى
بى قانونى و هرگونه اعمال فشار را
مى گيرند. بى گمان ابداع «جايزه
صلح» و مشاركت در پديد آوردن «جايزه حقوق بشر
انجمن جهانى ناشران» و نيز اعطاى بورس و اجازه
اقامت به نويسندگان و روشنفكران و
روزنامه نگاران كشورهايى كه در آنها حقوق بشر
كاملاً رعايت نمى شود، گامى در تحقق
آرمان هاى صلح طلبانه و آزاديخواهانه
«اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان» است.