» صفحه اول

» کتاب‌ها

» مقاله‌ها

» نقدها

» ترجمه‌ها

» گفت‌و‌گوها

» سخنرانی‌ها

» گزارش‌ها

» کتابشناسی آثار

 

ناشران ايرانى و غرفه وزارت ارشاد

در نمایشگاه کتاب فرانکفورت

 

 

مجله جهان کتاب

خسرو ناقد

 امسال براى ناشران ايرانى امكاناتى فراهم آمده بود كه پس از غيبت ده ساله، بار ديگر در نمايشگاه جهانى كتاب فرانكفورت شركت كنند. در حال حاضر چنين به‏نظر مى‏رسد كه قضيه‏اى كه موجب غيبت ناخواسته و دورى اجبارى ناشران ايرانى از بزرگترين گردهم‏آيى دست‏اندركارانِ صنعت نشر در جهان شده بود به‏گونه‏اى فيصله يافته است و اميد مى‏رود كه از اين پس شاهد حضور ناشران ايرانى و اهل قلم كشورمان در اين نمايشگاه و ديگر مجامع و محافل فرهنگى باشيم. اما در نمايشگاه امسال ظاهراً به‏دليل هزينه سنگين سفر به‏آلمان و مخارج ديگرى كه هر ناشرى براى شركت فعال در نمايشگاه بايد متحمل شود، فقط دو ناشر ايرانى در نمايشگاه حضور داشتند. اين دو ناشر به‏دعوت سازمان نمايشگاه كتاب فرانكفورت كه وابسته به‌«اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان» و نهادى غير دولتى است به‏آلمان آمده بودند. «اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان» مستقلاً از ميان ناشرانِ فعال و غير دولتى ايرانى، تصميم به‌دعوت از دو ناشر، يعنى «نشر چشمه» به‏مديريت آقاى حسن كيائيان و «انتشارات روشنگران» به‏مديريت خانم لاهيجى گرفته بود و بديهى است كه تقريباً تمام هزينه‏هاى شركت اين دو ناشر را نيز ميزبان عهده دار شده بود. البته اين اولين بار نيست كه سازمان نمايشگاه كتاب فرانكفورت به‏هزينه خود ناشرانى را از كشورهاى ديگر به‏فرانكفورت دعوت مى‏كند؛ اگر اشتباه نكنم «اتحاديه ناشران آلمان» بعد از فروپاشى نظامهاى كمونيستى در كشورهاى اقمار روسيه شوروى سابق، ناشرانِ برخى از اين كشورها كه توان پرداخت هزينه‏هاى سنگين حضور و شركتِ فعال در نمايشگاه را نداشتند، به‏نمايشگاه دعوت كرد. افزون بر اين، سازمان نمايشگاه فرانكفورت همه ساله تسهيلاتى در اختيار شمارى از ناشرانِ غير دولتى كشورهاى به‏اصطلاح «جهان سوم» قرار مى‏دهد تا اين ناشران نيز بتوانند بدون تحمل تمامى هزينه‏هاى كمر شكن مسافرت به‏آلمان و بدون پرداختِ اجاره نسبتاً گران غرفه‏ها، در نمايشگاه كتاب فرانكفورت شركت كنند.
 بى گمان اين يارى‏ها و يارانه‏ها كه- تأكيد مى‏كنم- بدون هيچ چشمداشتى و بى هيچ تعهدى صورت مى‏گيرد، اولاً نشاندهنده همبستگى اتحاديه ناشران آلمان با ناشران اين كشورهاست و گذشته از اين مى‏دانيم كه «نمايشگاه جهانى كتاب فرانكفورت» بزرگترين و مشهورترين نمايشگاه در نوع خود است و مسئولان نمايشگاه سعى فراوان در حفظ صفت «جهانى و بين‏المللى» نمايشگاه دارند. البته نبايد فراموش كرد كه صنعت نشر آلمان يكى از كارآمدترين و موفق‏ترين بخشهاى صنعتى اين كشور است كه در مجموع ادامه اشتغال بيش از 177 هزار نفر را در مؤسسات انتشاراتى و كتابفروشى‏ها و ديگر بخشهاى صنعت نشر در آلمان تضمين مى‏كند (صنعت چاپ در اين محاسبه منظور نشده‏است) و فروش كل سالانه آن بالغ بر 5/17 ميليارد مارك آلمان است؛ و بى‏ترديد شركت هر چه گسترده‏تر ناشران كشورهاى گوناگون، نقشى مهم و تأثيرى بسزا در برگزارى موفقيت‏آميز نمايشگاه كتاب فرانكفورت دارد و به‏گسترش داد و ستدهاى فرهنگى و اقتصادى كمك مى‏كند. پيداست كه اين همه در رشد صنعت نشر در آلمان و گسترش فرهنگ كتابخوانى تأثيرگذار است؛ يعنى همان هدفى كه «اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان» دنبال مى‏كند.
 به‏هر حال، حضور اين دو ناشر ايرانى را در پنجاه و يكمين نمايشگاه كتاب فرانكفورت بايد به‏فال نيك گرفت و اميدوار بود كه مسئولان امور فرهنگى كشورمان و پيش از همه وزارت فرهنگ و ارشاد با همكارى اتحاديه ناشران و كتابفروشان ايران، تسهيلات و امكانات كافى در اختيار ناشرانِ علاقمند به‏شركت در نمايشگاه‏هاى بين‏المللى كتاب قرار دهد تا دست‏اندركاران صنعت نشر در ايران بتوانند با حضور در چنين مجامعى، از تجارب ناشران ديگر كشورها بهره‏مند شوند. همين جا اشاره كنم كه مدير كاردان «نشر چشمه» تمام توان خود را به‏منظور نمايش و معرفى و عرضه آبرومندانه كتابهاى مؤسسه انتشاراتى‏اش به‏كار گرفته بود و غرفه را در حد امكاناتى كه در اختيار داشت، به‏زيبايى و در كمال سادگى و وقار تزئين كرده و در دفترچه‏اى نفيس، فهرست كتابهاى نشر چشمه را با تصاوير تمام رنگىِ روى جلد كتابها و توضيحاتى به‏زبانهاى فارسى و انگليسى به‏چاپ رسانده بود و با گشاده‏رويى و سربلندى، در اختيار بازديدكنندگانِ علاقه‏مند قرار مى‏داد. ضمن گفتگويى كوتاه با آقاى كيائيان، نظرش را درباره نمايشگاه كتاب فرانكفورت جويا شدم. مى‏گفت: هر ناشرى با مشاهده عظمت نمايشگاه كتاب فرانكفورت و سازماندهى بى‏عيب و نقص آن و با ديدن اين همه شور و حال و فعاليت در زمينه صنعت نشر و انتشار صدها هزار عنوان جديد و خيل جمعيتِ علاقه‏مند و نيز امكاناتى كه در اينجا براى گفتگو و تبادل نظر با همكارانِ ناشر و كتابساز و كتابفروش از سرتاسر جهان در در دسترس است، احساس غرور و افتخار مى‏كند كه چنين حرفه‏اى را برگزيده است؛ ولى از سوى ديگر وقتى وضع آشفته صنعت نشر و ركود فرهنگ كتابخوانى در ايران را نگاه مى‏كند، و سازماندهى بى‏سامان نمايشگاه كتاب تهران را مى‏بيند، تأسف و تأثرش دو چندان مى‏شود.
 سازمان نمايشگاه كتاب فرانكفورت امسال نيز با همكارى نهادهاى ديگر و از آنجمله «انجمن جهانى ناشران» سلسله سخنرانى‏ها و گفتگوهاى به‏صورت همايش و جلسات ميز گرد ترتيب داده بود كه «كتاب» و «ناشران كتاب» و «آفرينندگان كتاب» را در كانون بحث‏ها و بررسى‏هاى خود داشتند. براى نمونه «وضعيت ناشران در چين»، «سياست‏هاى فرهنگى در آلبانى»، «نسل جديد نويسندگان كلاسيك يونان»، «نگاهى از برون به‏ادبيات فرانسه»، «اسطوره تبت»، «صنعت نشر در كشورهاى بالكان» و «فعاليت زنان ناشران در كشورهاى عربى» در شمار مباحث اى همايش‏ها بود. در يكى از روزهاى نمايشگاه (16 اكتبر) جلسه‏اى نيز به‏منظور بحث و گفتگو پيرامون وضعيت نشر كتاب در ايران و شرايط شغلى ناشران و همچنين چگونگى فعاليت اهل قلم در ايران برگزار شد كه در آن علاوه بر دو ناشر ايرانىِ ميهمان، از يك دو نويسنده و روزنامه‏نگار ايرانى نيز براى شركت در اين مباحث دعوت شده بود؛ از آنجمله از محمود دولت‏آبادى كه در اين روزها در فرانكفورت بسر مى‏برد. عنوان اين ميزگرد «زيباشناسىِ مقاومت» بود كه البته عنوانى بود پُر طمطراق؛ اما موضوع اصلى بحث‏ها،همانطور كه اشاره كردم، بيشتر در باره وضع كتاب و ناشران كتاب در ايران بود و اينكه نويسندگان در ايران تحولات جارى را چگونه ارزيابى ميكنند و در پى وقايع و حوادث اخير،به‏خصوص قتل چند نويسنده، اهل قلم تحت چه شرايطى كار مى‏كنند و چه موانعى بر سر انتشار آثارشان قرار دارد. پرسش اساسى اين بود كه با توجه به‏سخن رئيس جمهورى ايران كه به‏تكرار گفته است جامعه‏اى كه نمى‏انديشد، محكوم به‏نابودى است؛ آيا چشم‏اندازى براى فعاليت آزاد انديشمندان و نويسندگان و هنرمندان در ايران وجود دارد؟ متأسفانه در اين ميزگرد جاى سخنگو و يا يكى از مسئولان وزارت ارشاد خالى بود. من از اينكه آيا دعوتى نيز از مسئولان وزارت ارشاد براى شركت در اين بحث به‏عمل آمده بود يا نه، آگاهى ندارم؛ فقط از قرار معلوم يكى از معاونان وزير ارشاد كه اتفاقاً مسايل مربوط به‏نشركتاب نيز در حوزه كارى او قرار دارد، امسال در نمايشگاه حضور داشته است.
 جالب آنكه امسال «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى» نيز غرفه‏اى در نمايشگاه كتاب فرانكفورت برپا كرده بود كه البته بازديدكنندگان را شگفت‏زده كرد؛ زيرا كمتر پيش مى‏آيد كه وزارتخانه كشور ميهمانى در نمايشگاه كتاب فرانكفورت كه در واقع مكان نمايش و عرضه كتاب و محل داد و ستد و تبادل نظر و عقد قرارداد ميان ناشران و كتابفروشان و اهل قلم كشورهاى گوناگون است، غرفه‏اى را به‏خود اختصاص دهد. تنها سازمان دولتى كه هر سال در نمايشگاه فرانكفورت انتشارات خود را به‏نمايش مى‏گذارد، «اداره فدرال تعليمات سياسى» كشور ميزبان است كه كتابهاى آموزشى اين نهاد را عرضه مى‏كند. البته در غرفه وزارت ارشاد هم كتابهاى به‏نمايش گذاشته شده بود و برشورهايى هم به‏زبان انگليسى پخش مى‏شد. ولى جز چند كتاب از «انتشارات» اين وزارتخانه، مابقى را كتابهاى ديگر ناشران تشكيل مى‏داد و متن مندرج در بروشورها هم مستقيماً به‏نمايشگاه كتاب يا وضعيت نشر و ناشران كتاب در ايران ارتباط چندانى نداشت. براى مثال تصويرى در اين بروشور چاپ شده بود كه آقاى خاتمى را در كنار آقاى مهاجرانى در نمايشگاه كتاب تهران و در حال بازديد از غرفه ناشرى ايرانى نشان مى‏داد؛ و اتفاقاً !؟ غرفه مزبور غرفه «نشر چشمه» بود و عكس تمام قد آقاى كيائيان، مدير «نشر چشمه» نيز كه اتفافاً ميهمان نمايشگاه كتاب فرانكفورت بود، در اين تصوير ديده مى‏شد و چنين مى‏نمود كه مسئولان وزارت ارشاد با چاپ و پخش اين عكس، با زبان بى‏زبانى، مى‏خواستند بگويند كه «اين ناشر مستقل كه به‏نمايشگاه دعوت شده است، در ايران نيز مورد تلطف و تلطيف مقامات رسمى كشورش قرار دارد». لذا اين شبهه مى‏توانست بوجود آيد كه غرفه وزارت ارشاد به‏منظور و با هدف تبليغ فعاليتهاى اين وزارتخانه بر پا شده است؛ كارى كه فى نفسه هيچ ايرادى به‏آن وارد نيست كه سهل است، حتى ضرورى و مفيد هم هست، به‏شرطى كه به‏جاى خود و در مكانى مناسب صورت گيرد و نه در نمايشگاه كتاب كه فلسفه برگزارى و شركت در آن چيز ديگرى است. در مورد كتابهايى هم كه قفسه‏هاى غرفه وزارت ارشاد را مزين كرده‏بودند وضع به‏همين منوال بود و هدف بيشتر جنبه تبليغاتى داشت و پُر كردن قفسه‏ها با كتابهاى نفيس ناشران گوناگون، خود به‏خود نمى‏توانست در جهت منافع ناشران اين كتابها قرار داشته باشد؛ چرا كه اگر بر فرض ناشرى اروپايى يا ژاپنى و يا مثلاً كانادايى، تمايل خود را به‏ترجمه و نشر و پخش يكى از اين كتابهاى نشان مى‏داد و خواستار مذاكره پيرامون حق و حقوق و امتياز چاپ آن مى‏شد، كارمندان مسئول غرفه نه‏اطلاعات كافى در اختيارش مى‏توانستند قرار دهند و نه‏هيچ گونه مجوزى براى مذاكره و عقد قرار داد در اختيار داشتند؛ و اين در حالى است كه نمايشگاه كتاب بهترين و مناسب‏ترين محل براى پرداختن به‏چنين امورى است و هر سال در هفته برگزارى نمايشگاه كتاب فرانكفورت، هزاران قرارداد ميان ناشران كشورهاى مختلف و نيز ميان ناشران و نويسندگان و مترجمان و هنرمندان منعقد مى‏شود و اصولاً بُعد اقتصادى نمايشگاه كتاب فرانكفورت در كنار ابعاد معنوى و فرهنگى آن، سبب شهرت جهانى و اهميت اين نمايشگاه شده است.
 آيا بهتر نمى‏بود كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى هزينه اعزام چند و چندين تن از كارمندان اين وزارتخانه به‏آلمان را به‏علاوه هزينه‏هاى جابجايى اين افراد و همچنين هزينه برپايى غرفه و غيره را كه عملاً سودى و فايده‏اى براى صنعت نشر ايران و ناشران ايرانى به‏همراه نداشت، صرف آموزش كارشناس و برنامه‏ريزى جهت بهتر و جدى‏تر برگزار كردن نمايشگاه كتاب تهران مى‏كرد و براى مثال هيئتى متشكل از نمايندگان اتحاديه ناشران و كتابفروشان ايران را به‏اتفاق چند تن از دست‏اندركاران نمايشگاه كتاب تهران به‏فرانكفورت مى‏فرستاد تا با بازديد از اين بزرگترين و موفق‏ترين نمايشگاه كتاب در جهان و بررسىِ چگونگى برنامه‏ريزى و نحو برگزارى آن، از تجارب برگزاركنندگان نمايشگاه كتاب فرانكفورت بهره گيرند. من مطمئنم كه «اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان» در همكارى و انتقال تجربه‏هاى خود در اين زمينه كوتاهى نمى‏كرد. و يا اگر اهداف تبليغاتى را در نظر داشت آيا بهتر نبود كه براى مثال تسهيلاتى در اختيار ناشران و مؤسساتى قرار مى‏داد كه تدوين و انتشار دايرةالمعارف‏ها و دانشنامه‏هاى مرجع و معتبر و فرهنگ‏هاى دوزبانه گوناگون را عهده‏دار شده‏اند، تا اين مؤسسات امكان مى‏يافتند تا مجلداتى را كه تا كنون منتشر كرده‏اند در اين نمايشگاه جهانى كتاب به‏نمايش گذارند و به‏علاقمندان عرضه كنند؟ با شناختِ اندكى كه من حداقل از جامعه دانشگاهى و نيازهاى اساتيد و دانشجويان رشته‏هاى ايرانشناسى و اسلام‏شناسى دانشگاه‏هاى كشورهاى آلمان‏زبان دارم و نيز با آشنايى كمابيش خوبى كه با محيط نمايشگاه دارم، اين اقدام بى‏گمان با اقبال بازديدكنندگان و علاقمندان در اين نمايشگاه كتاب مواجه مى‏شد. علاوه بر اين بعد از غيبت ده ساله ايران در اين «بزرگترين بازار مكاره كتاب در جهان»، چنين نمايشى نمايانگر فعاليت‏هاى علمى و فرهنگى ارزشمند و معتبرى مى‏بود كه در حال حاضر در ايران صورت مى‏گيرد. و راستى كه چه تبليغى بهتر و گوياتر از آن كه مسئولان امور فرهنگى كشورى، نتايج عملى و ملموسِ سياست‏گذارى‏هاى خود را در معرض داورى عموم قرار دهند.
 پنجاه و دومين نمايشگاه جهانى كتاب فرانكفورت در راه است؛ از 18 تا 23 اكتبر سال 2000.
 

انتشار در: نشریه جهان کتاب. سال چهارم، شماره 22– 19 آذر - دی 1378.
 

 

گزارش‌ها

 editor[At]naghed.net

 © naghed.net 2003-2007