روزنامه شرق
اشاره:
اواخر سال ۱۳۷۴ خوشيدی بود. يک سال از مرگ مهندس مهدی بازرگان گذشته بود که
گروهی از ايرانيان مقيم آلمان تصميم گرفتند تا با برگزاری مراسمی در يکمين
سالمرگ او يادش را گرامی دارند و از شخصيت ملی و علمی او تجليل کنند. مهندس
عزتالله سحابی، يکی از ياران نزديک بازرگان را دعوت کردند تا درباره حيات
سياسی او بگويد. از پرفسور عبدالجواد فلاطوری، استاد دانشگاههای آلمان هم
که با مهندس بازرگان دوستی و معاشرت داشت، دعوت کردند تا از مقام علمی او
سخن بگويد. روز شنبه ۳۰ ديماه ۱۳۷۴ گروههايی از ايرانيان مقيم آلمان در
تالار بزرگ كتابخانه مركزى شهر كلن گردهم آمدند و مجلسی آبرومند و در شأن
مرحوم مهندس مهدی بازرگان برگزار شد.
باری، از مراسم گراميداشت مهندس مهدی بازرگان، نوار سخنرانی دکتر فلاطوری
برای من به يادگار مانده است. در اين ميان اما دکتر عبدالجواد فلاطوری نيز
از ميان ما رفته است و اين روزها مصادف است با دهمين سال مرگ او. در ماه
آوريل امسال نيز دانشگاه شهر کلن آلمان که پرفسور فلاطوری سالها در آن
بهتدريس و تحقيق اشتغال داشت و استاد رشتهی اسلامشناسی اين دانشگاه بود
و کتابخانه شيعی را نيز در همين دانشگاه پايه ريخته بود، مراسمی در
بزرگداشت وی برگزار کرد. متن تحرير شده
سخنرانی زندهياد دکتر عبدالجواد فلاطوری را تنظيم کردهام و
با عنوان "روش ابتكارى مهندس بازرگان در پژوهشهاى قرآنى" در
اينجا منتشر
میکنم تا هم با
کوششهای قرآنپژوهی مرحوم بازرگان و دغدغههای دينی او بيشتر
آشنا شويم و هم ياد و خاطرهی اين دو شخصيت ملی و علمی را
گرامی داريم.
خسرو ناقد
متن سخنرانی پرفسور عبدالجواد فلاطورى
در مراسم گراميداشت مهندس مهدی بازرگان
خانمها و آقايان محترم. يك
سال از فوت مرحوم بازرگان گذشته، ولى ذكر خير ايشان از نظر هيچ يك از
دوستان محو نشده است، بلكه آنچه ايشان بهيادگار گذاشتهاند و من الان
مختصرى درباره آن صحبت مى كنم، چيزى است كه ذكر خير ايشان را شايد براى مدت
نامحدودى در عالم علم و دانش حفظ كند.
ارتباط بنده با مرحوم بازرگان فقط از راه قرآن بوده است و در اين مورد هم
فقط براى توجه دوستان ۱۰ تا ۱۵ دقيقه صحبت مىكنم و بعد رشته كلام را
بهجناب آقاى مهندس سحابى مىدهم. در ابتدا نامهاى را برايتان مىخوانم.
اين نامه از انستيتوى خاورشناسان دانشگاه وُرتسبورگ آلمان در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۵
ميلادى بهآقاى بازرگان نوشته شده است بهاين قرار:
حضور محترم جناب آقاى پرفسور بازرگان
در سپتامبر سال جارى در شهر
وُرتسبورگ سومين كنگره خاورشناسان آلمان برگزار خواهد شد. ما مفتخريم كه
بتوانيم شما را بهعنوان همكار و مهمان خارجى دعوت نموده و اميدواريم كه
براى شما اجابت اين دعوت امكان پذير باشد. ما بسيار خوشحال خواهيم شد كه
شما با شركت خود در اين كنگره درباره كميت آيات قرآنى بهمثابه مقياسی جديد
براى تعيين سير نزول وحى سخنرانى نماييد. مايه سپاس است اگر هر چه زودتر
امكان شركت خودتان را در اين كنگره بهما اعلام فرماييد. ديدار شما در
اينجا براى ما مايه خوشحالى بزرگى خواهد بود.
با درودهاى دوستانه پرفسور شولرر
بر اساس اين دعوت، مرحوم بازرگان بهكنگره خاورشناسان آمدند و درباره
تحقيقى كه خود ايشان در چگونگى ترتيب نزول آيات قرآن، بايد بگويم كشف كرده
بودند، سخنرانى نمودند. بعد بنده در آنجا آن را بهزبان آلمانى ترجمه كردم
و بهصورت جزوهاى هم جزء نشريات كنگره منتشر شد. نسخهاى از آن در اختيار
من است كه اگر دوستان بخواهند، مىتوانند كپى بردارند و بهدوستان و
خواستاران بدهند.
امّا مشكل كجاست و راه حل و كار ايشان چيست؟ قرآن شامل ۴۶۱۳ آيه مكّى است
كه در مكه نازل شده است و ۱۶۲۳ آيه در مدينه؛ مجموعاً ۶۲۳۶ آيه. از نظر
زمانى دوازده سال و پنج ماه و سيزده روز در مكه زمان وحى بوده و در مدينه ۹
سال و ۹ ماه و ۹ روز. قرآنى كه ما الان در دست داريم بهترتيب نزول نيست
يعنى اينكه كدام سوره اول، كدام آيه اول و دوم و آخر آمده است، معلوم نيست.
اين ترتيبى است كه خليفه چهارم، البته با حمايت بزرگان صحابه، نوشته است و
در اينكه آيا اين ترتيب هم قبلاَ با اشاره خود پيامبر اكرم(ص) بوده يا
نبوده مباحثى وجود دارد. شايد اين بحث هم هيچ وقت بهجايى نرسد. در هر حال
اين صورت موجود، صورتى است كه از طرف تمام مسلمانان پذيرفته شده است.
تفاسير قرآنى نيز همه با همين صورت موجود كار كردهاند و تفسير هم بهاين
ترتيب نوشته شده است. ولى پيوسته در بين خود مسلمانان اين سؤال مطرح بوده و
همه مىدانستند و چيز مخفى هم نبوده كه كدام سوره اول آمده و كدام بعد و چه
اثرى داشته است؟
ما در سنت اسلامى در اين مورد حداقل ده تا پانزده روايت مختلف داريم كه
اينها در ترتيب نزول آيات قرآن كار كردهاند و بهسنت ما رسيده است. مثلاَ
يكى از روايات بهاين صورت ترتيب سورهها را مشخص كرده كه سوره اول سوره
العلق تا مىرسد بهسوره عنكبوت. و بعد چه سورههايى كه در مكه نازل شده
است و بههمين ترتيب هم در مدينه. اما چه حُسن و امتيازى دارد اگر ما
بتوانيم سورهها را بهصورت نزول آنها ترتيب دهيم؟ بزرگترين امتياز اين كار
در اين است كه در واقع از طريق تاريخ نزول وحى، چگونگى وحى، داد و ستد آن
با جامعه آن زمان، چگونگى برخورد با مسائل و حل مسائل و غيره براى ما روشن
مى شود.
قرآن را اگر از اين ديد بخوانند بهكلى چيز ديگرى است. قرآن در نظر عامه
بيشتر براى ثواب خوانده مى شود. علما هم بهآن تكيه مىكنند و مطالبى را از
آن استنباط مىكنند كه خيلى اوقات هم اين استنباطات با واقعيت مطابقت
ندارد. چون آنان قرآن را بهصورت يك موجود مطلق تلقى مىكنند بهصورت
انتزاعى. يعنى بدون ارتباط با زمان و مكان و بدون ارتباط با خواستهها و
گفتهها. و اين خواه ناخواه مسائلى را بهاسم اسلام بهوجود مىآورد كه
شايد با واقعيت
تاريخى هيچ گونه انطباق نداشته باشد. كسانى كه چه در بين علماى اسلام و چه
در غرب بهاين كار همّت گماشته و كار كردهاند، بهاينجا نرسيدهاند كه از
نتايج كار خود استفاده عملى كنند.
شايد حتى بلاشر (Regis Blachere) در فرانسه كه باز او هم از ترتيبى كه
مسلمانان داشتهاند استفاده كرده است، خواست كه تمام قرآن را بهصورت ديگرى
منظم كند كه صداى اعتراض مسلمانان بلند شد. آنها حاضر نشدند تا قرآن صورت
ديگرى پيدا كند. لازم هم نيست كه چنين شود. قرآن مىتواند بهصورتى كه هست
باقى بماند، ولى اين ترتيب نزول مىتواند راهى تازه براى فهم قرآن باشد.
مرحوم بازرگان كه معلوم مىشد سالها با اين فكر مشغول بوده است، هنگامى كه
در زندان بود، زمان زندان يا مدتى از آن را بهاين كار اختصاص دادند. آقاى
احمد علىبابائى در سخنرانى مراسم روز فوت بازرگان در سال گذشته گفتند كه
مرحوم بازرگان هر روز بهطور منظم در وقت معينى از خواب بيدار مىشدند و
بلافاصله چند ساعت كه هيچ كس هم مزاحم ايشان نمىشد، مىنشستند و در اين
زمينه كار مىكردند. اين كار، كارى ابتكارى است و شايد در طول تاريخ هيچ كس
انجام نداده است و حتماَ كسى چنين كارى نكرده و شايد بعداَ هم كسى بهاين
فكر نيفتد.
مهندس بازرگان در اثر فكر رياضى كه داشتند بهاين واقعيت توجه كردند كه
آيات قرآنى كه در مكه و اوايل نازل شده است، همه آيات كوتاهى بودهاند و
سورههاى آخر قرآن بيشتر سورههايى هستند كه در اول نازل شدند. بارى،
بهفكر ايشان مىآيد كه شايد كميّت لغات، يعنى كوتاه و بلند بودن آيات،
مىتواند راهى باشد براى تشخيص اينكه كدام آيه و كدام سوره اول آمده است.
البته سوره ملاك نيست، آيه و كلمات ملاك است. بر اين مبنا ايشان رفتند و
واقعاَ هم بعد از اينكه بهنتايجى رسيدند با سندهاى موجود تطبيق كردند و
ديدند كه بهآن ترتيبى كه بهطور سنتى بهما رسيده است، بسيار نزديك است.
قبلاَ هم گفتم كه شيوهاى كه مهندس بازرگان در پيش گرفت، شيوه رشوه بردارى
نيست. بهاين معنا كه در محاسبات رياضى كسى نمىتواند احساسات و غيره را
داخل كند. كوتاهى و بلندى آيات چيزى است كه نمىشود آن را تغيير داد. اين
امر براى همه كسانى كه قائل بهاعجاز باشند، معجزه است و براى كسانى هم كه
نباشند مايه اعجاب است كه چطور ترتيب نزول از اول تا آخر حفظ شده است.
بهاين ترتيب مرحوم مهندس بازرگان شروع كردند و سوره بهسوره با ترسيم
منحنىهايى سورهها را تنظيم كردند منحنى سوره بزرگ، سوره كوچك، منحنى
تعيين سال نزول و منحنى تغيير و تحولاتى كه بهوجود آمده است. يكى از نتايج
- و اين نتيجهاى است كه ما در ترتيب نزول سنتى بهآن نرسيدهايم - اين است
كه توانستهاند بگويند فلان آيه كه در حال حاضر مثلاَ در سوره بقره است،
چند سال پيش نازل شده و يا حتى كدام يك از آيههاى زمان مكه در سورههاى
مدينه آمده است حتى چنين ترتيبى را هم مهندس بازرگان تنظيم كردند. البته
خود ايشان هميشه مىگفتند اينها همه تخمين است و كسى صد درصد نمىتواند
بگويد اين ترتيبها درست است. بحث ما اين بود كه تنها وقتى شيوه و متد
ايشان مىتواند عالمگير باشد كه ما بتوانيم آنها را با حوادث تاريخى تطبيق
دهيم، يعنى تمام شيوهاى را كه ايشان ابداع كردند و گفتهاند اين آيه در
فلان زمان و در فلان مكان آمده، اولاَ زمان و مكان را مشخص كنيم و بعد
ببينيم در آن زمان چه حادثهاى اتفاق افتاده و آيا اين تطبيق مىكند يا نه؟
كه حداقل شايد هشتاد درصد، مطابقت داشته باشد كه اين خود امر مهمى است.
ايشان در اين زمينه زحمت بسيار كشيدند و شما جداول را مىبينيد كه سوره
بهسوره، آيه به آيه و زمان بهزمان همه جدولبندى شده است. البته فهم اين
موضوع كمابيش مشكل است علت هم اين است كه يك فهم رياضى لازم است و بايد از
تشكيل منحنىها و عمل آنها اطلاع داشت. در هر حال آنچه براى ما مهم است
نتيجه كار است. حال اگر شيوه و راه را هم نفهميم مهم نيست. آخرين ثمرى كه
اين نتيجه داشته اين است كه الان مىخواهم خدمتتان عرض كنم. مرحوم مهندس
بازرگان بهاين وسيله توانستند معين كنند كه چه موضوعاتى در كدام زمان معين
و در كدام وحى اولويت داشته است. مثلاَ در سال اول و دوم، مساله قيامت
مهمترين مساله آن
زمان بوده است. علت آن هم خيلى واضح است نه اينكه قرآن مىخواسته مشركين را
بترساند، بلكه علتش اين بوده كه مشركان بهطور كلى بهقيامت قائل نبودند.
مشركين polytheist (چند خداى گرا) نبودند. من خودم قبلاَ در تحقيقاتم
اشتباهى مىكردم كه اخيراَ بهآن پىبردهام. يعنى ما مشركين را پلیتئيست
(polytheist) میگوييم و در ترجمهها هم نوشتهاند كه مشركان بهخدايان
معتقد بودند، ولى اين چنين نيست. كلمه مشرك خود نشان مىدهد كه اينها همه
بهخداى واحد معتقد بودند، امّا در كار خداى واحد، شريك قائل بودند. آنان
خدا و شركا را هم براى احتياجات روزمرهشان مىخواستند و بهقيامت اعتقاد
نداشتند. روى همين اصل در منحنىهايى كه مهندس بازرگان ترسيم كردند،
مىبينيم كه در سه سال اول، مساله قيامت كم كم ضعيف مىشود و در سنوات
مدينه ديگر صحبت از قيامت نيست.
ولى دو چيز براى ما خيلى مهم است و من فقط بهآنها اشارهاى میکنم. يکی
مساله جهاد است. مىبينيم مساله جهاد اصلاَ در مدينه بهوجود آمد و نقطه
اوج آن هم در همان چند سال اول هجرت بوده و كمى ادامه پيدا مىكند. مهمتر
از همه، مساله توحيد است. منحنى مساله توحيد از همان اول بالا مىآيد و تا
آخر اين مساله در همان اوج مىماند. مهمتر از همه اينها آيات احكام است.
بزرگترين قله احكام در سنوات آخر در مدينه است و از اينجا شروع مىشود. در
مكه آيات احكام، بُرد زيادى نداشته است. نه اينكه آيات احكام نبوده است.
محققان ديگر مىگويند كه اين بهعنوان پيشنهادها بهعنوان اينكه اين كار را
انجام بدهيد بوده است، ولى در مدينه يعنى در اواخر وقتى كه امت اسلامى
تشكيل مىشود، احكام مىآيد. بهعبارت ديگر احكام در واقع بيان كننده و نظم
دهنده امت اسلامى بوده است. بههمين ترتيب با يك نگاه، شما در واقع
مىتوانيد ترتيب تحول قرآن را ببينيد. اهميت قرآن از نظر ما با مقايسه با
تورات و انجيل اين است كه قرآن همواره با مردم در داد وستد بوده است. يعنى
يكى از مشخصات قرآن اين است كه مردم در ميدان وحى داخل مىشدند و چنين نبود
كه بهصورت انتزاعى باشد؛ آنچه بعداَ اتفاق افتاد.
بنده عرضم را خاتمه مىدهم و فقط براى تبرّك و براى يادبود آن مرحوم چيزى
را كه مىتوانم اينجا بگويم تا اگر دوستانى از ايشان در اينجا هستند، در
جريان باشند، اعتقادى است كه با پسر ايشان و با خويشاوندان و دوستان ايشان
در تهران هم ابراز كردم و آن اين است كه اگر دوستان موفق شوند چه در ايران
و چه در خارج - چون اين تنها كار ايران نيست - بتوانيم موقوفه بازرگان
بهوجود بياوريم تا بلكه بتوانيم اين واقعيت را كه ايشان بهصورت رياضى طرح
كردند و بايد جدى
گرفت، با واقعيتهاى تاريخى مطابقت داد. من بهشما قول مىدهم كه اگر چنين
كارى انجام شود، ما لااقل با اسلام ديگرى روبرو خواهيم شد كه خيلى اشكالش
كمتر است. انشاءاللّه.
انتشار در:
روزنامه شرق. 12
تيرماه 1386.