naghed.net

 

 



» صفحه اول

» کتاب‌ها

» مقاله‌ها

» نقدها

» ترجمه‌ها

» گفت‌و‌گوها

» سخنرانی‌ها

» گزارش‌ها

» کتابشناسی آثار

 

«وطن من گستره پهناور زبان فارسی است»

 

گفت و گو با خسرو ناقد، نويسنده، مترجم و فرهنگ نويس ايرانی

 

 

سيد ابوالحسن مختاباد

 روزنامه همشهری

اشاره: خسرو ناقد، نويسنده و مترجم و فرهنگ نويس ايرانی ساکن آلمان می‌گويد: «در هر کجای جهان که باشم، وطن من گستره پهناور زبان فارسی است. من هويت خود را در گستره اين زبان جستجو کردم و يافتم. به‌جرأت می‌گويم که ملّيت و مذهب من هم در زبان فارسی است که معنا پيدا می‌کند. در تمام اين سالها که از ايران و از زادگاهم شيراز دور بوده ام، تنها ملجأ و پناهگاهم زبان فارسی و متون ادبيات فارسی و آلمانی بوده است. فرهنگ نويسی هم طريق من است برای عشق ورزيدن با زبان فارسی و کشف توانايی‌های اين زبان در زورآزمايی با زبان آلمانی.

پنجاه و دو سال دارد و بیست سال از عمر خود را صرف گرآوری استخراج‌‏‎ لغات و تهیه و تنظیم مواد خام برای تأليف فرهنگ زبان آلمانی- فارسی کرده است. اکنون، پس از چهار سال کوشش، نخستین فرهنگ‎ فارسي‌‏‎ -‎آلماني‌‏‎ و آلمانی به‌فارسی او را مؤسسه انتشاراتی لانگن شايت Langenscheidt، مؤسسه ای که از آن به‌عنوان بزرگترين ناشر فرهنگهای دوزبانه در آلمان یاد می‌شود، در قطع بغلی و در شمارگان بيست هزار نسخه در آلمان و ايران منتشر کرده است. این نخستین بار است که یک ایرانی به‌سفارش ناشری به‌این اهمیت و اعتبار، فرهنگ زبان می‌نویسد.

خسرو ناقد متولد سال 1329 خورشیدی (1950 میلادی) است. تحصيلات ابتدايی و متوسطه خود را در زادگاهش شيراز گذراند و بعد از دو سال که دوران سپاهيگری را در روستاهای کهکيلويه و بويراحمد سپری کرد، در سال 1352 خورشيدی (1973 میلادی) برای ادامه تحصيل به‌اتريش و سپس به‌جمهوری فدرال آلمان رفت. او اکنون نزديک به‌سه دهه است که در کشورهای آلمانی زبان زندگی می‌کند.

در کنار فرهنگ نويسی که حرفه اصلی اوست، به‌نويسندگی و کار ترجمه نيز اشتغال دارد. انتشار دوزبانه رباعيات خيام با عنوان «چون آب به‌جویبار و چون باد به‌دشت» در آلمان و ترجمه گزيده ای از شعرهای اريش فريد، شاعر آلمانی زبان با عنوان «برتیغهء لبخند» از جمله آثار اوست. خسرو ناقد سالهاست که با نشريات گوناگون در ايران و خارج همکاری دارد و تا کنون ده‌ها مقاله و ترجمه و نقد از او منتشر شده است؛ از آن جمله در نشريه انيستيتو گوته و «آرگوس» در آلمان و مجله «ايران شناسی » در آمريکا و در نشريات «بخارا»، «نشر دانش»، «جهان کتاب»، «کِلک»، «کيان»، «اطلاعات سياسی- اقتصادی»، «راه نو» در ايران. امسال در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران فرهنگ فارسی به‌آلمانی و آلمانی به‌فارسی او را انتشارات زبانکده در یک مجلد به‌علاقه مندان عرضه می‌کند. با ناقد درباره فرهنگ یادشده و ویژگیهای آن گفت و گو کرده ایم که می‌خوانید.
 
-  آقای خسرو ناقد، سرانجام  بعد از چند سال انتظار نخستين فرهنگ فارسی  به‌آلمانی و آلمانی  به‌فارسی شما به‌دست علاقه مندان رسيد. برای ما از مسايل و دشواری‌های کار بگوئيد و از تجربه‌هايتان در همکاری با ناشر آلمانی.
 بعد از انتشار کتاب در آلمان و وقتی نسخه ای از آن را، که به‌اندازه کف دست است، در دست گرفتم، نه تنها خستگی کار چند ساله تا حدی از تن و جانم بدر رفت، بلکه بسياری از دشواری‌های بی شمار و گاه آزاردهنده ای را که اين نوع کارها ناگزير به‌همرا دارند، به‌دست فراموشی سپردم. البته برای ادامه کار هنوز برخی از مسايل و دشواری‌ها که بيشتر جنبه فنی دارند، کاملاً حل و رفع نشده است و از شما چه پنهان، از هم اکنون که مقدمات تدوين و تنظيم فرهنگ بزرگتری را تدارک می‌بينم، گريبانم را گرفته اند.  يکی از اين مسايل تفاوت اساسی خط فارسی و آلمانی و شيوه نگارش بالکل متفاوت اين دو خط و فقدان نرم افزار رايانه ای هوشمندی است که به‌گونه ای مطلوب و منطقی قادر باشد ويژگی‌های اين دو خط مختلف را بشناسد و در کنار هم قرار دهد.
بگذاريد به‌نکته ای که تاکنون در باره اين فرهنگ ناگفته مانده است، اشاره ای کنم. در همان آغاز کار که مذاکرات اوليه و گفت و گو با ناشر آلمانی بر سر نوع مخاطبان، حجم واژگان، گستره مدخل‌های و اصولاً تعيين محدوده کار و همچنين چگونگی حروفچينی و صفحه آرايی و چاپ و انتشار آن در جريان بود، معلوم شد که ناشر با آن سابقه طولانی و اعتبار جهانی که در انتشار فرهنگهای دوزبانه دارد، برای حروف نگاری فارسی امکانات رايانه ای در اختيار ندارد و لذا از تنظيم و ستون بندی و صفحه آرايی اين فرهنگ عاجز است. البته در اين مورد بر ناشر حرجی نيست، چون اين اولين فرهنگ آلمانی- فارسی است که ناشری آلمانی منتشر می‌کند. در ضمن فراموش نکنيم که شرکت‌های بزرگ توليدکننده نرم افزار در جهان رغبتی به‌توليد نرم افزاری کامل و کارآمد برای زبان فارسی نشان نمی‌دهند، چرا که ايران در زمره امضا کنندگان «ميثاق‌های بين المللی حق مؤلف» نيست و – بی رودربايستی بگويم – می‌دانيم که امکان سوءاستفاده از چنين نرم افزاری در ايران اظهرمن الشمس است. 
به‌هر حال، حتی معلوم شد که فرهنگ فارسی به‌آلمانی هاينريش يونکر و بزرگ علوی هم که حقوق و امتياز نشر آن را لانگن شايت پس از فروپاشی آلمان شرقی سابق خريده بود و در آن زمان هنوز در فهرست کتابهای خود داشت، همان حروفچينی سربی و چاپ چند دهه گذشته در آلمان شرقی است که بدون هيچ گونه تغيير و تصحيح و تجديد نظر و ويراست جديد، چاپ افست شده و به‌بازار فرستاده شده است. آگاهی از اين واقعيت گر چه برای من حيرت آور بود، ولی تا آنجا که به‌کار خودم مربوط می‌شد، برايم نگران کننده نبود؛ چرا که پشتگرمی من به‌برادرم دکتر محسن ناقد بود که با تجربه ای که بنا بر تخصصش در طراحی تراشه‌های ميکروالکترونيکی و تهيه نرم افزار دارد، وعده فراهم آوردن نرم افزاری مناسب برای حروف نگاری و تنظيم و ستون بندی و سرانجام صفحه آرايی فرهنگ آلمانی به‌فارسی را به‌من داده بود. اما اين واقعيت که آن دسته از کارهايی جنبي، چون حروف نگاری و ستون بندی و تنظيم صفحات، که در واقع به‌عهده رده‌های پشتيبانی قرار دارد، وقتی عملاً به‌دوش مؤلف گذاشته می‌شود، او را از کار اصلی اش باز می‌دارد و از پا می‌اندازد، برايم در ابتدای کار که قبول مسئوليت کردم، قابل تصور نبود. خلاصه کلام آن که در تقسيم کار مغبون شديم و نه تنها کار تأليف بلکه کمابيش کارهای جنبی فرهنگ کوچکی که شما در دست داريد، بر دوش ما گذاشته شد.
 
-  تأليف و تدوين و تنظيم و دست آخر مراحل مختلف چاپ اين فرهنگ چند سال به‌طول انجاميد؟
 از زمان عقد قرارداد تا انتشار کتاب در مجموع چهار سال طول کشيد. البته من نزديک به‌دو دهه است که که به‌گونه ای در کار تدارک و تأليف فرهنگ زبانم. هر چند که کارم در آغاز بيشتر جنبه تفنن و سرگرمی داشت. گردآوری و استخراج لغات را به‌صورت منظم و هدفمند انجام نمی‌دادم، بلکه برای رفع نيازمنديهای خودم در کار تأليف و ترجمه، يادداشت‌هايی تهيه می‌کردم. بيشتر حاشيه نويسی بود تا کار منظم استخراج واژه و يافتن برابرنهاده. تا آن که چند تن از دوستان علاقه مند وعده کردند که اگر من کار را به‌صورت جدی شروع کنم، در کارهای جنبی چون تنظيم برگه‌ها و ضبط واژها مرا ياری خواهند داد که البته چون کار جدی شد و زحمات و مشقات کار آشکار شد، نقض عهد کردند و مرا تنها گذاشتند. من هم تا اندازه ای دلسرد و نااميد شدم؛ چون می‌دانستم که فرهنگ نويسی کار يک تن نيست و در حقيقت حاصل کارگروهی است. فرهنگهای زبان و اصولاً کتابهای مرجع معتبر و کارآمد در جهان، حاصل کار گروهیِ از زبانشناسان و فرهنگ نويسان و ويراستاران است که زير چتر حمايتی نهادی علمی يا حداقل زير بال ناشری کاردان جمع می‌شوند.
به‌هر حال کار را به‌تنهايی شروع کردم و چنانکه پيشتر اشاره کردم، برادرم تا حد امکان و به‌خصوص در رايانه ای کردن کارمرا ياری داد. بعد از عقد قرارداد، ناشر آلمانی هم چهار دستيار در اختيارم گذاشت: يک مشاور زبان شناس، دو ويراستار آلمانی زبان و يک ويراستار فارسی زبان که هم نسخه خوانی و هم ويرايش نمونه‌ها را انجام می‌دادند. اما در همه مراحل بر کارها نظارت داشتم و تصميم نهايی با من بود، لذا مسئوليت خطاها و لغزش‌ها را نيز به‌عهده می‌گيرم. البته اين نکته را هم بگويم که فرهنگ کوچکی که شما اکنون با 18000 لغت و اصطلاح در دست داريد، بخش بسيار کوچکی است از آنچه من در اين سالها گردآوری و استخراج و تنظيم و تدوين کرده و به‌بانک اطلاعاتی رايانه واريز کرده ام.
   
-  اگر درست است که فرهنگهای معتبر و کارآمد در جهان ، حاصل کار گروهی است، چرا در ايران در اين حوزه کمتر کار گروهی انجام می‌گيرد و فرهنگها بيشتر ثمره کوشش‌های فردی است؟
 متأسفانه مسئله گريز از کار گروهی در کشور ما منحصر به‌تأليف فرهنگ و لغت نامه نيست. اگر دقيق نگاه کنيم در حوزه‌های ديگر هم تکروی در کارها غالب است و به‌دشواری کار گروهی شکل می‌گيرد و به‌بار می‌نشيند. به‌گفته ظريفی «تنها کار گروهی که ما ايرانی‌ها خوب از عهده آن برمی‌آييم، غيبت و بدگويی کردن است». از شوخی که بگذريم، بايد گفت که علل جامعه شناختی ناتوانی ما در کارهای گروهی مبحثی جالب و بی ترديد مسئله ای مهم است که در مکان و موقع ديگری بايد مطرح و تمام جوانب آن بررسی شود. فقط همين را بگويم که تازه همين يِک دو کاری هم که در ايران به‌صورت گروهی به‌انجام رسيده، گويا با دشواری‌ها و مسايل بسيار همراه بوده است. البته کار گروهی، به‌ويژه در کار فرهنگ نويسی، مشکلات و مسايل بی شماری را با خود دارد، به‌خصوص برای ما ايرانی‌ها که در اين کار تجربه کافی نداريم. ولی برای مثال ديديم فرهنگ زبان انگليسی- فارسی «هزاره» که حاصل همکاری گروهی از کارشناسان با ناشری کاردان است و با اصول و شيوه جديد فرهنگ نويسی تأليف شده، بعد از آنکه، به‌هر تقدير، دشواری‌ها را پشت سر گذاشت و منتشر شد، ما با فرهنگی کارآمد و با ارزش مواجه شديم که با موفقيت از بوته تجربه کار گروهی سر برآورد و در موقعيت کنونی نيازمندی‌های مخاطبان خود را به‌خوبی تأمين می‌کند.
 
-  آقای ناقد، از برنامه‌ها و طرح‌های آينده تان بگوييد و اين که چه اثری در آينده نزديک از شما منتشر می‌شود؟
 اگر عمر باشد و توفيق يابم، کار فرهنگ نويسی را پيگيری خواهم داد. قدم بعدی تدوين و تنظيم مواد خامی است که در بانک اطلاعاتی رايانه گردآورده ام و اساس تأليف و انتشار فرهنگ دو زبانه متوسطی خواهد بود با حدود 35000 لغت و اصطلاح. در کنار اين کار، گهگاه با نگارش نقدها و مقاله‌هايی، همکاری خود را کماکان با نشريات ادامه خواهم داد. يک دو کتاب هم در دست ترجمه دارم که گزيده ای از گفتارها و گفتگوهای کارل ريموند پوپر که امسال به‌مناسبت صدمين سال تولد ايِن متفکر نامدار، به‌فارسی ترجمه کرده و در در دفتری گرد آورده ام، به‌گمانم پيش از ديگر کتابها آماده چاپ شود.

 

گفت‌وگو‌ها

 

 editor[At]naghed.net

 © 2003-2006 naghed.net