naghed.net

کتاب‌ها | مقاله‌ها | نقدنوشته‌ها | ترجمه‌ها | گفت‌وگوها | سخنرانی‌ها | گزارش‌ها | يادداشت‌ها | کتابشناسی آثار

» Books

» Essays

» Reviews

» Translations

» Interviews

» Lectures

» Reports

» Bibliography

 

 

در پناه "اصل اميد": دل‌نگرانی‌های يک شهروند ايرانی

 

 من اهل پيش‌بينی و پيش‌گويی نيستم. باور هم ندارم که بتوان وقايع آينده را پيش‌بينی کرد؛ آن هم در اين دوران پُرتلاطم که جهان هر روز با حوادثی اغلب غيرمنتظره و رويدادهايی بيشتر ناخوشايند روبروست. پيش‌بينی رويدادهای کشورمان هم که جای خود دارد و متأسفانه با مسائلی که درگير آن است هر روز با رخدادی تازه، وضع می‌تواند پيچيده‌تر و مخاطره‌آميزتر شود. در حال حاضر چنين به‌نظر می‌رسد که دست‌اندکاران هم برای برون‌رفت از وضع موجود کمتر به‌راهکارهای اساسی و برنامه‌ريزی‌های ساختاری دراز مدت می‌انديشند و کارها بيشتر بر مصداق «از اين ستون به آن ستون فرج است» پيش می‌رود.

با آنکه من در شمار مردمان خوش‌بين اين کره خاکيم و حتی در سخت‌ترين شرايط دچار يأس و نوميدی نمی‌شوم و همواره در پناه «اصل اميد» به‌آينده چشم دوخته‌ام، اما بايد اذعان کنم که چندی است وضع به‌گونه‌ای شده که به‌سختی قادرم نااميدی و نداشتن انگيزه و بدبينی به آينده را که در سطح جامعه و به‌ويژه در ميان نسل جوان رسوخ کرده است، از خود و افکارم دور نگه‌دارم. باز جای شکر و سپاس دارد که ما مردمانی صبور و بردباريم و تجربه نشان داده است که سختی‌ها و دشواری‌ها و فشارها را تا حدی زياد تاب می‌آوريم، بی‌آنکه به‌قهر و ‌خشونت متوسل شويم. وگرنه بر اساس آمار رسمی، گسترش فقر و گرانی و اعتياد و رواج بی‌عدالتی و تبعيض‌ها و نيز سختگيری‌های بی‌مورد اجتماعی و موانعی که بر سر راه اطلاع‌رسانی آزاد وجود دارد، همه و همه چنان افزايش يافته است که به‌مرزهای‌ تحمل‌ناپذيری نزديک می‌شود. اگر تهديدهای خارجی و تحديد آزادی‌ها در داخل را هم در کنار اين معضلات قرار دهيم، تصويری نگران‌کننده در پيش رو داريم که چندان اميدوارکننده و نويدبخش نيست.

 

ادامه »»

 

پيام‌های شما

 © 2003-2013 naghed.net